خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » ویژه نامه

 

 
 

آیت الله قاضی طباطبایی

علاّمه‌ طباطبائی‌ در ادبيّات‌ عرب‌ و معانی‌ و بيان‌ و بديع‌ استاد بودند



زندگی نامه آیت الله سید علی قاضی طباطبایی


ولادت

حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند.

پدر

پدر ایشان، سید حسین قاضی، انسانی بزرگ و وارسته بود که از شاگردان برجسته آیت الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی بود و از ایشان اجازه اجتهاد داشت.
درباره ایشان گفته اند زمانی که قصد داشت سامرا را ترک کند و به زادگاه خویش تبریز باز گردد استادش میرزای شیرازی به وی فرمود در شبانه روز یک ساعت را برای خودت بگذار.
یک سال بعد چند نفر از تجار تبریز به سامرا مشرف می شوند و با آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی ملاقات می کنند؛ وقتی ایشان احوال شاگرد خویش را جویا می شود، می گویند:
« یک ساعتی که شما نصیحت فرموده اید، تمام اوقات ایشان را گرفته، و در شب و روز با خدای خود مراوده دارند. »

تحصیلات

سید علی قاضی از همان ابتدای جوانی تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوار سید حسین قاضی و میرزا موسوی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی آغاز کرد.
پدرش به علم تفسیر علاقه و رغبت خاص و ید طولایی داشته است، چنانکه سید علی آقا خودش تصریح کرده که تفسیر کشاف را خدمت پدرش خوانده است. همچنین ایشان ادبیات عربی و فارسی را پیش شاعر نامی و دانشمند معروف میرزا محمد تقی تبریزی معروف به «حجة الاسلام» و متخلص به « نیر» خوانده و از ایشان اشعار زیادی به فارسی و عربی نقل می کرد و شعر طنز ایشان را که هزار بیت بود از بر کرده بود و می خواند.
ایشان در سال 1308هـ.ق. در سن 26 سالگی به نجف اشرف مشرف شد و تا آخر عمر آن جا را موطن اصلی خویش قرار داد.
آیت الله سید علی آقا قاضی از زمانی که وارد نجف اشرف شد، دیگر از آنجا به هیچ عنوان خارج نشد مگر یک بار برای زیارت مشهد مقدس حدود سال 1330هـ ق به ایران سفر کرد و بعد از زیارت به طهران بازگشت و مدت کوتاهی در شهرری در جوار شاه عبدالعظیم اقامت گزید.

درجه اجتهاد

پس از اقامت در نجف اشرف، تحصیلات حوزوی خود را نزد اساتیدی از جمله فاضل شربیانی، شیخ محمد مامقانی، شیخ فتح الله شریعت، آخوند خراسانی و... ادامه دادند و سرانجام کوشش های خستگی ناپذیر مرحوم آیت الله قاضی در راه کسب علم، کمال و دانش، در سن 27 سالگی به ثمر نشست و این جوان بلند همت در عنفوان جوانی به درجه اجتهاد رسید.

جامعیت علمی

آقا سید هاشم حداد از شاگردان ایشان می فرمود:
« مرحوم آقا (قاضی) یک عالمی بود که از جهت فقاهت بی نظیر بود. از جهت فهم روایت و حدیث بی نظیر بود. از جهت تفسیر و علوم قرآنی بی نظیر بود. از جهت ادبیات عرب و لغت و فصاحت بی نظیر بود، حتی از جهت تجوید و قرائت قرآن. و در مجالس فاتحه ای که احیاناً حضور پیدا می نمود، کمتر قاری قرآن بود که جرأت خواندن در حضور وی را داشته باشد، چرا که اشکالهای تجویدی و نحوه قرائتشان را می گفت... »
آیت الله خسروشاهی از علامه طباطبائی نقل می کردند که: کتابهای معقول را خواندم ولی وقتی خدمت سید علی آقا قاضی رسیدم فهمیدم که یک کلمه هم نفهمیدم!
مرحوم قاضی در لغت عرب بی نظیر بود، گویند: چهل هزار لغت از حفظ داشت. و شعر عربی را چنان می سرود که اعراب تشخیص نمی دادند سراینده این شعر عجمی(غیر عرب) است. روزی در بین مذاکرات، مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالله مامقانی(ره) به ایشان می گوید: من آن قدر در لغت و شعر عرب تسلط دارم که اگر شخص غیر عرب، شعری عربی بسراید من می فهمم که سراینده عجم است، اگرچه آن شعر در اعلی درجه از فصاحت و بلاغت باشد. مرحوم قاضی یکی از قصائد عربی را که سراینده اش عرب بود شروع به خواندن می کند و در بین آن قصیده، از خود چند شعر بالبداهه اضافه می کند و سپس به ایشان می گوید: کدام یک از اینها را غیر عرب سروده است؟ و ایشان نتوانستند تشخیص دهند.
مرحوم قاضی در تفسیر قرآن کریم و معانی آن ید طولائی داشت و علامه طهرانی از قول مرحوم استاد علامه طباطبائی می فرمودند: « این سبک تفسیر آیه به آیه را مرحوم قاضی به ما تعلیم دادند و ما در تفسیر{المیزان}، از مسیر و روش ایشان پیروی می کنیم. ایشان در فهم معانی روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام ذهن بسیار باز و روشنی داشتند و ما طریقه فهم احادیث را که « فقه الحدیث» گویند از ایشان آموخته ایم. »

شاگردان

آیت الله قاضی طی سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامی را با کلام نافذ و عمل صالح خویش تدریس فرمودند و در هر دوره شاگردانی پرورش دادند که هر کدام از بزرگان وادی عرفان و اخلاق محسوب می شوند؛ و البته فقط نام تعدادی از آن ها بر ما معلوم است و این که ایشان در حقیقت چه کسانی را تا قله های بلند عرفان و معنویت بالا کشیده و از شراب گوارای معرفت بر کامشان ریختند، برای ما بصورت کامل و دقیق آشکار نیست. اما به تعدادی از آن ها که مبرز و شناخته شده هستند، اشاره می کنیم:
آیت الله شیخ محمد تقی آملی(ره)
آیت الله سید محمد حسین طباطبائی(ره)
آیت الله سید محمد حسن طباطبایی(ره)
آیت الله محمد تقی بهجت فومنی(حفظه الله)
آیت الله سید عباس کاشانی(حفظه الله)
آیت الله سید عبد الکریم کشمیری(ره)
آیت الله شهید سید عبدالحسین دستغیب(ره)
آیت الله علی اکبر مرندی(ره)
آیت الله سید حسن مصطفوی تبریزی
آیت الله علی محمد بروجردی(ره)
آیت الله نجابت شیرازی(ره)
آیت الله سید محمد حسینی همدانی
آیت الله سید حسن مسقطی(ره)
آیت الله سید هاشم رضوی کشمیری(ره)
حاج سید هاشم حداد(ره)
و ...


رحلت

به هر حال، میرزا علی آقا قاضی پس از سالها تدریس معارف بلند اسلامی و تربیت شاگردان الهی، در روز دوشنبه چهارم ماه ربیع المولود سال 1366 مطابق هفتم بهمن ماه در نجف اشرف وفات کرد و در وادی الاسلام نزد پدر خود دفن شد.
مدت عمر شریف ایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بوده است.
ایشان در سال های آخر عمر عطش و بی تابی، جسم و روحش را با هم می سوزاند و او مرتب آب می خواهد و می گوید:
« در سینه ام آتش است ساکت نمی شود. »
و دائم با خود تکرار می کند:

گفت من مستسقی ام آبم کشد
گر چه می دانم که هم آبم کشد

طبیبش به وی می گوید:
« آقا من طبیب شما هستم، به شما می گویم در این ماه رمضان روزی 3-2 لیوان آب بخورید. »
و او که می داند این آب آن آتش را خاموش نمی کند تا آخر روزه هایش را کامل می گیرد و می گوید:
« رها کن تا که چون ماهی گدازان غمش باشم »
لحظات احتضار سخت ترین لحظات برای زمین و زیباترین لحظات برای عارف است.
آیت الله کشمیری می فرمودند:
هنگام احتضار، خودش با اشاره به بدن خود می فرمود:
« این دارد می رود. »
و هنگام غسل مشاهده شد که صورتش باز و لبانش خندان بود.
باز آیت الله کشمیری فرمودند:
« بعد از وفاتش خواستم بفهمم مقام ایشان چقدر است، در رؤیا دیدم از قبر آقای قاضی تا به آسمان نور کشیده شده است، فهمیدم خیلی مقام والایی دارد. »
سید عبدالحسین قاضی نوه ایشان جریان شب رحلت آقای قاضی را این طور بیان می کند:
« ایشان مدتی بیمار بودند. یک شب به پدرم که در آن زمان 20 ساله بودند می گویند که امشب نخواب و بیدار باش. پدرم هم متوجه نمی شود که جریان چیست.
ایشان نقل می کند که ساعتی از نیمه شب آقای قاضی او را صدا می زنند و رو به قبله دراز می کشند و می گویند من در حال مرگ هستم و به او سفارش می کنند که همسر و بچه های دیگرشان را بیدار نکند و تا صبح بالای سرشان بنشیند و قرآن بخواند.
پدرم می گوید علی رغم این که اگر کسی بداند که پدش در حال مرگ است و هیچ نگوید، سخت است، اما من این موضوع را با کمال آرامش پذیرفتم و به کسی هیچ نگفتم و پیش او نشستم.
آقای قاضی به من فرمودند که دارم راحت می شوم و این راحتی از طرف پاهایم شروع شده و به طرف بالا می آید. سپس فرمودند فقط قلبم درد می کند بعد فرمودند که رویم را بپوشان، من هم روی صورتشان را پوشاندم و ایشان از دنیا رفتند.
من بدون هیچ دغدغه و اضطراب تا صبح پیش ایشان نشستم و قرآن خواندم تا آن که هنگام اذان صبح شد و خانواده آمدند و پرسیدند که جریان چیست و من هم گفتم که پدر فوت شده است و فریاد و سر و صدا از اهل خانه بلند شد و در آن لحظه تازه متوجه تصرف او شدم و فهمیدم چه اتفاقی افتاده است و از مرگ پدرم بسیار متأثر شدم. » او که عمری با عشق و سر سپردگی به مولایش امام حسین علیه السلام سر کرده، غریب نیست اگر حضرتش، کریمانه، خود کسی را سراغش بفرستد تا کارهای دفن و کفن او را بجا آورد. آقا یحیی هرگز آقای قاضی را نمی شناخته ولی از طرف امام حسین علیه السلام در حالت خواب یا مکاشفه برای این امر مأموریت پیدا می کند و تمام کارهای کفن و دفن ایشان را انجام می دهد.
آیت الله بهجت می فرمودند:
« شب قبل از وفات آقای قاضی، کسی خواب دیده بود که تابوتی را می برند که رویش نوشته شده بود « توفی ولیّ الله » فردا دیدند آقای قاضی وفات کرده است. »

تناثر نجوم در رحلت ایشان

مرحوم علامه آقا سید عبدالعزیز طباطبائی یزدی نقل نمود که از استادم مرحوم آیت الله العظمی خوئی شنیدم که فرمود:
« در ایام وفات استاد اخلاق آقا سید علی قاضی تبریزی تناثر نجوم رخ داد و این به جهت رفعت مقام آن مرحوم بود.
مرحوم طباطبائی یزدی نقل کرد که ما گفتیم: این اصلاً محال است که ستاره ها به خاطر کسی ریزش کنند و سقوط نمایند ولی استادمان آقای خوئی تأکید نمود، شما انکار کنید من که خودم این واقعه شگفت انگیز را با چشمان خود دیدم و نمی توانم چیزی را که در پیش من یقینی است، انکار نمایم. »

در احوال مرحوم قاضي، استاد علامه طباطبايي

و امّا معارف‌ الهيّه‌ و اخلاق‌ و فقه‌ الحديث‌ را نزد عارف‌ عاليقدر و كم‌ نظير يا بي‌نظير، مرحوم‌ آية‌ الحقّ حاج‌ ميرزا علي‌ آقا قاضي قدَّس‌ اللَه‌ تربتَه‌ الزّكيّة‌ آموخته‌اند؛ و در سير و سلوك‌ و مجاهدات‌ نفسانيّه‌ و رياضات‌ شرعيّه‌ تحت‌ نظر و تعليم‌ و تربيت‌ آن‌ استاد كامل‌ بوده‌اند. مرحوم‌ قاضي‌ از بني‌ اعمام‌ ايشان‌ بوده‌اند، و در نجف‌ اشرف‌ به‌ تربيت‌ شاگردان‌ الهي‌ و وارستگان‌ و شوريدگان‌ جمال‌ الهي‌ و مشتاقان‌ لقاء و زيارت‌ حضرت‌ احديّت‌ مشغول‌ و در آن‌ خطّه‌، عالِم‌ وحيد و يگانه‌ در اين‌ فنّ بوده‌اند؛ بطوريكه‌ ايشان‌ نام‌ «استاد» را فقط‌ بر او مي‌بردند، و هر وقت‌ استاد بطور اطلاق‌ مي‌گفتند مراد مرحوم‌ قاضي‌ است‌؛ و گويا در مقابل‌ مرحوم‌ قاضي‌، تمام‌ اساتيد ديگر با وجود آنمقام‌ و عظمت‌ علمي‌، كوچك‌ جلوه‌ مي‌كردند.
ليكن‌ در مجالس‌ عمومي‌ اگر مثلاً سخن‌ از اساتيد ايشان‌ به‌ ميان‌ مي‌آمد، از فرط‌ احترام‌، نام‌ «قاضي‌» را نمي‌بردند و او را همرديف‌ سائر اساتيد نمي‌شمردند. همچنانكه‌ در مقالة‌ مختصر و كوتاهي‌ كه‌ بقلم‌ خود ايشان‌ دربارة‌ زندگاني‌ ايشان‌ آمده‌، و در مقدّمة‌ مجموعه‌ مقالات‌ و رسائل‌ ايشان‌ بنام‌ «بررسي‌هاي‌ اسلامي‌» منتشر شده‌ است‌ نامي‌ از مرحوم‌ قاضي‌ در رديف‌ اساتيد بچشم‌ نمي‌خورد.
كما آنكه‌ از شب‌ زنده‌داريهاي‌ ايشان‌ و عبادت‌ها و بيتوته‌ها در مسجد سهله‌ و كوفه‌ بچشم‌ نمي‌خورد؛ و در آنجا مرقوم‌ داشته‌اند كه‌ بسيار مي‌شد (وبويژه‌ در بهار و تابستان‌) كه‌ شب‌ را تا طلوع‌ آفتاب‌ با مطالعه‌ مي‌گذراندم‌.
معلوم‌ است‌ كه‌ اوّلاً: بيان‌ عبادت‌ها و مقدار شب‌زنده‌داري‌ بتهجّد و ذكر و فكر براي‌ عامّة‌ مردم‌ بعنوان‌ مقالة‌ عمومي‌ چقدر سبك‌ و فاقد ارزش‌ است‌، آنهم‌ از مثل‌ چنين‌ استادي‌ كه‌ يكقدم‌ بطرف‌ شخصيّت‌ طلبي‌ نزديك‌ نشد؛ و ريشة‌ خودنمائي‌ و انانيّت‌ در وجودشان‌ بكلّي‌ محترق‌ گشته‌ بود.
و ثانياً: جائيكه‌ استاد يكي‌ از شرائط‌ حتميّة‌ پيمودن‌ راه‌ خدا را كتمان‌ سِرّ مي‌شمرند كجا احتمال‌ آن‌ مي‌رود كه‌ عبادات‌ مستحبّة‌ خود را كه‌ سرّي‌ بين‌ خود و بين‌ ذات‌ حيّ قيّوم‌ است‌ افشاء نموده‌ و در دسترس‌ انظار عمومي‌ بگذارند! پس‌ همانطور كه‌ معلوم‌ است‌ در اين‌ عبارت‌ ايشان‌ فريضة‌ صبح‌ مستثني‌ است‌، سائر عبادات‌ مستحبّه‌ و لازمه‌ نيز در استثناء مقدّر مندرج‌ است‌.
وليكن‌ در جائيكه‌ محلّ مناسب‌ ذكر آن‌ بزرگوار بود، از ذكر آن‌ دريغ‌ نداشتند و با تجليل‌ و تكريمي‌ خاصّ بيان‌ مي‌نمودند. از جمله‌ در تصديري‌ كه‌ بر تذييلات‌ مرقومه‌ بر مكاتبات‌ عَلَمين‌: كربلائي‌ و كمپاني‌ بعنوان‌ «محاكمات‌» نوشته‌اند چنين‌ مرقوم‌ داشته‌اند كه‌:
‎... ] آقاي‌ آقا سيّد احمد كربلائي‌ [ اخيراً در بوتة‌ تربيت‌ و تهذيب‌ مرحوم‌ آية‌ الحقّ و استاد وقت‌، شيخ‌ بزرگوار آخوند ملاّ حسينقلي‌ همداني‌ قدّس‌ الله‌ سرّه‌ العزيز قرار گرفته‌ و ساليان‌ دراز در ملازمت‌ مرحوم‌ آخوند بوده‌، و از همگنان‌ گوي‌ سبقت‌ ربوده‌؛ و بالاخره‌ در صفّ اوّل‌ و طبقة‌ نخستين‌ تلامذه‌ و تربيت‌ يافتگان‌ ايشان‌ مستقرّ گرديده‌؛ و در علوم‌ ظاهري‌ و باطني‌ مكاني‌ مكين‌ و مقامي‌ امين‌ اشغال‌ نمود.
و بعد از درگذشت‌ مرحوم‌ آخوند، در عتبة‌ مقدّسة‌ نجف‌ اشرف‌ اقامت‌ گزيده‌ و بدرس‌ فقه‌ اشتغال‌ ورزيده‌، و در معارف‌ الهيّه‌ و تربيت‌ و تكميل‌ مردم‌، يد بيضا نشان‌ مي‌داد.
جمعي‌ كثير از بزرگان‌ و وارستگان‌، به‌ يمن‌ تربيت‌ و تكميل‌ آن‌ بزرگوار قدم‌ در دائرة‌ كمال‌ گذاشته‌ و پشت‌ پاي‌ ببساط‌ طبيعت‌ زده‌؛ و از سُكّان‌دار خُلد و محرمان‌ حريم‌ قرب‌ شدند.
كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌ سيّد اجَلّ، آية‌ حقّ، و نادرة‌ دَهر، عالم‌ عابد فقيه‌ مُحَدِّث‌ شاعر مُفلِق‌، سيّد العلماء الرّبّانيّين‌ مرحوم‌ حاج‌ ميرزا عليّ قاضي‌ طباطبائي‌ تبريزي‌، متولّد سال‌ هزار و دويست‌ و هشتاد و پنج‌ هجري‌ قمري‌ و متوفّاي‌ سال‌ هزار و سيصد و شصت‌ و شش‌ هجري‌ قمري‌؛ كه‌ در معارف‌ الهيّه‌ و فقه‌ حديث‌ و اخلاق‌، استاد اين‌ ناچيز مي‌باشند. رفَع‌ اللهُ درجاتِه‌ السّاميَة‌ و أفاضَ علَينا مِن‌ بركاتِه‌. ـ تمام‌ شد كلام‌ استاد ما علاّمة‌ طباطبائي‌ قدّس‌ اللهُ سرَّه‌.

جامعيت علامه طباطبايي در علم و عمل

آية‌ الله‌ علاّمة‌ طباطبائي‌ گذشته‌ از جامعيّت‌ در علوم‌، جامع‌ بين‌ علم‌ و عمل‌ بود؛ آنهم‌ عمليكه‌ از تراوشات‌ نفسانيّه‌ صورت‌ گيرد و بر اساس‌ طهارت‌ سرّ تحقّق‌ پذيرد. جامع‌ بين‌ علوم‌ و كمالات‌ فكريّه‌ و بين‌ وجدانيّات‌ و اذواق‌ قلبيّه‌ و بين‌ كمالات‌ عمليّه‌ و بدنيّه‌ بود؛ يعني‌ مردِ حقّي‌ بود كه‌ شراشر وجودش‌ به‌ حقّ متحقّق‌ بود.
خطّ نستعليق‌ و شكستة‌ ايشان‌ از بهترين‌ و شيواترين‌ خطّ اساتيد خطّ بود. گرچه‌ در اين‌ اواخر بعلّت‌ كسالت‌ اعصاب‌ و رعشة‌ حاصل‌ در دست‌، دست‌ تكان‌ داشت‌ و خطّ مرتعش‌ بود ولي‌ جوهرة‌ خطّ حكايت‌ از استادي‌ در اين‌ فنّ را داشت‌. خودشان‌ مي‌فرمودند: قطعاتي‌ از خطّ زمان‌ جواني‌ مانده‌ است‌ كه‌ وقتي‌ به‌ آنها نگاه‌ مي‌كنم‌ در تعجّب‌ مي‌افتم‌ كه‌ آيا اين‌ خطّ من‌ است‌؟
در علوم‌ غريبه‌، در رَمْل‌ و جَفْر وارد بودند؛ ولي‌ ديده‌ نشد كه‌ عمل‌ كنند. در علم‌ اعداد و حساب‌ جُمَل‌ به‌ ابْجَد و طرق‌ مختلف‌ آن‌، مهارتي‌ عجيب‌ داشتند.
در جَبر و مقابله‌ و هندسة‌ فضائي‌ و مسطّحه‌ و حساب‌ استدلالي‌ سَهمي‌ بسزا داشتند. و در هيئت‌ قديم‌ استاد بودند؛ بپايه‌اي‌ كه‌ به‌ آساني‌ مي‌توانستند استخراج‌ تقويم‌ كنند، و همانطور كه‌ عرض‌ شد يكدورة‌ از آنرا بما درس‌ گفتند.
ولي‌ چون‌ رياضيّات‌ را چه‌ از حساب‌ و هندسه‌ و چه‌ از مثلّثات‌، اين‌ حقير در مدارس‌ جديده‌ بطور مستوفَي‌ خوانده‌ بودم‌ ديگر لزومي‌ نداشت‌ كه‌ نزد ايشان‌ نيز بخوانم‌.
باري‌، استاد ما علوم‌ رياضي‌ را در نجف‌ اشرف‌ نزد آقا سيّد أبوالقاسم‌ خونساريّ كه‌ از رياضي‌دان‌هاي‌ مشهور عصر بود فرا گرفته‌ بودند. و خود ايشان‌ مي‌فرمودند كه‌: براي‌ بعضي‌ از استادان‌ رياضي‌ جامعة‌ بغداد (دانشگاه‌) مسأله‌اي‌ مشكل‌ پيش‌ مي‌آمد كه‌ از حلّ آن‌ عاجز مي‌شدند، به‌ نجف‌ مي‌آمدند و بخدمت‌ آقاي‌ سيّد أبوالقاسم‌ مي‌رسيدند و اشكال‌ خود را رفع‌ مي‌كردند.
علاّمة‌ طباطبائي‌ در ادبيّات‌ عرب‌ و معاني‌ و بيان‌ و بديع‌ استاد بودند.
در فقه‌ و اصول‌ استاد بودند و ذوق‌ فقهي‌ بسيار روان‌ و نزديك‌ بواقع‌ داشتند. و دوره‌هائي‌ از فقه‌ و اصول‌ را نزد استاداني‌ چون‌ مرحوم‌ آية‌ الله‌ نائيني‌ و مرحوم‌ آية‌ الله‌ كمپاني‌ خوانده‌ بودند، و نيز از فقه‌ آية‌ الله‌ اصفهاني‌ بهرمند شده‌اند؛ و مدّت‌ اين‌ دوره‌هاي‌ از درس‌ مجموعاً به‌ ده‌ سال‌ كشيده‌ شد.
و استاد وحيد ايشان‌ در فلسفه‌، حكيم‌ متألّه‌ معروف‌ مرحوم‌ آقا سيّد حسين‌ بادكوبه‌اي‌ بوده‌ است‌ كه‌ سالياني‌ دراز در نجف‌ اشرف‌ در معيّت‌ برادرشان‌ مرحوم‌ آية‌ الله‌ آقا حاج‌ سيّد محمّد حسن‌ طباطبائيّ إلهي‌ نزد او بدرس‌ و بحث‌ مشغول‌ بوده‌اند؛ و چون‌ «أسفار» و «شفاء» و «مشاعر» و غيرها را نزد او خوانده‌اند.
مرحوم‌ حكيم‌ بادكوبه‌اي‌ به‌ ايشان‌ عنايتي‌ خاصّ داشته‌ است‌ و براي‌ تقويت‌ برهان‌ و استدلال‌، ايشانرا امر كرده‌ است‌ كه‌ علوم‌ رياضي‌ را دنبال‌ كنند.

منبع:کتاب اسوه عارفان

 


ویژه نامه های دیگر

دریافت نرم افزار های کتابخانه دیجیتال (اندروید و ویندوز)

فراخوان ارسال مقاله فصل‌نامه «کتاب مهر» ویژه تابستان

حماسه قتل امیرکبیر

مسابقه طرح جلد کتاب های انتشارات سوره مهر

کتاب، فرهنگ، اسلام

شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم گرامی باد

کتابخوانی باید سنّت رایج شود

فرهنگ سازمانی _ بخش اوّل

دوازدهمین سالگرد شهادت امير سپهبد علي صياد شيرازي

هجدهمین سالگرد شهادت سيد اهل قلم

ویژه نامه عید نوروز

گزیده ای از سخنان معصومین

بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اهل قلم

میلاد پیامبر اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع)

دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

ورود حضرت امام (ره) به ایران عزیز

کربلایی که من دیده ام ( بخش دوّم )

کربلایی که من دیده ام ( بخش اوّل )

دیار ملکوت (1)

حضرت امام رضا (ع)

هفته دفاع مقدس

رمضان ، ماه ميهماني خدا

روز خبرنگار

مهدی موعود (عج)

روز قلم

ویژه نامه ماه رجب

با تن پروري ذهني مبارزه كنيم

ورود آزادگان به میهن اسلامی

حضرت علی اکبر(ع)

امام حسین (ع)

سالگرد تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی گرامی باد

به مناسبت میلاد زهرای اطهر(س)

سند چشم‌انداز و مسئولیت فرهیختگان در فضای انتخابات

دیار ملکوت (2)

روز عرفه

عيد بر عاشقان مبارك

امام محمد تقی(ع)

ویژه نامه هفته بسیج

حضرت فاطمه معصومه(س)

درگذشت طاهره صفارزاده را تسلیت عرض می کنیم

امام جعفر صادق(ع)

روز جهانی کودک

عید سعید فطر

بعثت از نگاه رهبر

به مناسبت ماه رجب

درگذشت نادر ابراهيمي را تسلیت عرض می کنیم

لاله هاي خونين خرمشهر

روز احسان ونيكوكاري مبارك

تسليت

تبريك

تبريك

بمناسبت تولد حضرت زهرا (س)

تربیت

حضرت امام موسی کاظم (ع)

خواجه نصیرالدین طوسی

زندگی پربار خمینی کبیر (ره)

شهادت امام محمدباقر(ع)

شهید دکتر مفتح

شیخ مفید

شهادت آیت الله سیدحسن مدرس: روز مجلس

آیت الله سید محمدحسین طباطبایی

نیمایوشیج

آیت الله قاضی طباطبایی

امام حسن (ع)

وفات حضرت خدیجه(س)

بزرگداشت مولوی

روز جهانی سالمندان

روز جهانی جهانگردی

شهریار

روز سینما

ابوریحان بیرونی

حضرت امام سجاد (ع)

اولین مولود کعبه

حضرت زینب

نوری بر فراز دار

شیخ شهاب الدین سهروردی(شیخ اشراق)

علامه امینی

مجاهد بيدار

اما... آدم باش

تاریخچه ای از گل سرخ

مسيح قرن بيستم

فع‍ّال، جامع، معنوی

گزیده ای از شقایق نامه سید حسن حسینی

دولت تازه ؛چالشها، موانع و فرصتها

آگهی ویژه

گرامی باد یاد و نامت ...

جامعه فرهنگی و هنری کشور گوهر گرانبهایی را از دست داد

فرهنگ سازمانی _ بخش دوّم

به سوی عرفات

دیار ملکوت (3 و 4)

خلیج فارس

یادبود

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60407305