خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » ویژه نامه

 

 
 

کربلایی که من دیده ام ( بخش اوّل )

به قلم

براساس کتاب

براساس کتاب « کربلایی که من دیده ام »

.......................................................

 

 

درای سفر:

سفر كربلا كه مسج‍ّل شد عاشورایی شدم، از همان د‌َم‌ِ نخستین، بوی خوش یار استشمام می‌شد،  كاكل محبوب نازنین را می‌دیدم و جلوۀ طلعت ماهش را در برابر چشم داشتم.

كربلا، كربلایم به آسمان می‌رفت و نغمۀ محزون سرودم خلوت تنهایی‌ام را می‌شكست كه:

 

گفت معشوقی به عاشق كای فتی

تو به غربت دیده‌ای بس شهرها

 

پس كدامین شهر از آنها خوش‌تر است

گفت آن شهری كه در وی دلبر است

 

هر كجا یوسف‌رخی باشد چو ماه

جن‍ّت است آن گرچه باشد قعر چاه

 

خوش‌تر از هر دو جهان آنجا بود

كه مرا با تو سر و سودا بود

 

 

جذبۀ خوشی بود، در نام خوش كربلا و نجف و سامرا و كاظمین غرق شدم. یك مجموعۀ نیكو، یك زنجیره پرصلابت و پر احتشام و روحانی. زمزمه‌ای به جانم افتاد، جوهرۀ شعر می‌جوشید. ظهر عاشورا جلوه كرد، به استقبال كربلا رفتم. عاشورایی و شیفته و شیدا غزل سرودم:

خون ساقی می‌چكد از خنجر خونخواره‌ای

چون فرو افتاده شاهی از فراز باره‌ای

 

خاتمی در كام شاه تشنه‌كامان مانده است

ساقی كوثر! مگر م‍ِی‌ْ داده سنگ خاره‌ای

سعی بسیاری كند ساقی صفای روی او

هاجری بینم قدح‌كش در كنار ساره‌ای

 

خاتم شاهی به دست اهرمن دادن خطاست

چون برید از بند انگشتان شه، كو چاره‌‌ای

 

ماه كنعان كرده پنهان در تنور خانه‌ای

م‍ُلحد پست پلیدی، زادۀ بدكاره‌ای

 

می‌كشان رفتند و ساقی رفت و آتش درگرفت

شعله زد بر دامن پروانه آواره‌ای

 

امشب ای افلاكیان ما خاكیان در آتشیم

ای فلك بنگر زمین گردیده آتش‌پاره‌ای

 

از سلیمان كنیت‌ِ «سلطان»گرفتم می‌ بریز

بعد از این سلطان شعرم در غزل مه‌پاره‌ای

 

5 صبح كه به ما رخصت زیارت می‌دهند دیوانه‌وار به سوی حرم اباعبدالله الحسین(ع) و برادر باوفایش قمر بنی‌ هاشم می‌شتابیم. چه جذبه‌ای دارد. چونان كهربا كه ذرات حریم حرم را به خود كشد می‌كشاندمان:

«دیوانه روی تو شدم روی مپوشان»، این شوق و ذوق و جذبه بسیار، زبان و كلام را نیز به رقص سماع می‌كشاند ولی در چنبره جلال و شكوه و عظمت بارگاه حسینی به خاموشی می‌گراید. كربلا، حرم آقا امام حسین(ع)، مرقد مطهر ابوالفضل العباس، ضریح شش گوشه‌دار اباعبدالله الحسین(ع)، علی‌اكبر، علی‌اصغر، در پایین پای مبارك، جوانان هاشمی، اصحاب و یاران آقا امام حسین(ع)، در این سوی ضریح مقدس، مرقد مطهر صحابه و یار و یاور خاص آل علی(ع) یعنی جناب حبیب ابن ‌مظاهر اسدی، كمی آن طرف‌تر راهرو باریك و خون‌گرفته‌ای كه به گودال قتلگاه حسینی می‌رسد. گودال قتلگاه، حالا هم كه در دل حرم قرار دارد باز كمی گودتر از صحن اصلی است. بیرون حرم مطهر بر بلندای تپه‌ای تل زینبیه قرار دارد. دیدبانگاه حضرت زینب كبری، محل نظاره كردن دختر شیر خدا، جایی كه صحنه ظهر عاشورای سال 61 هجری از برابر چشمان مضطرب و خون‌گرفته حضرت زینب كبری(س) می‌گذشت. حالا مشغول عمارت تازه بودند. آن مكان شریف را از هیبت و هیئت نخستین بیرون آورده‌اند. دیگر تل زینبیه حالت طبیعی تپه شن‌گرفته بادیۀ دشت ماریه را ندارد. ستون و سقف و اتاقك مخصوص ساخته‌اند كه یادآور تل زینبیه عاشورا باشد. كمی آن طرف‌تر محل قطع دست راست ابوالفضل ‌العباس(ع)، صد متری پایین‌تر مكانی است كه دست چپ آقا را از تن جدا كرده‌اند. در سال 61 هجری این مكانها همه‌اش نخلستان بوده است و لاجرم گروه كفار از پشت نخلها ناجوانمردانه به پهلوان هاشمی یورش می‌آورند و جرئت چنین جسارت عظمایی را می‌یافتند.

در تل زینبیه تصویر صحنه جنگ كربلا در ظهر عاشورای سال 61 هجری هویدا می‌شود. حسینیه و خیمه‌گاه سالار شهیدان در پشت این تپه قرار دارد. عرصه كارزار در مقابل است. هر جوان هاشمی كه اذن میدان می‌گیرد از كنار این معبر می‌گذرد و بر قلب تیره سپاه خصم می‌تازد. هر چه تیر از كمان كمان‌كشان اردوی  ابن‌ زیاد می‌بارد به این گودی نشانه رفته است. هر یار و یاوری كه از اسب به زمین می‌افتد در این گوشه سرش را از بدن جدا می‌سازند. همه این مناظر غم‌بار در تل زینبیه و در مقابل دیدگان شیرزن قبیله هاشمی یعنی زینب كبری(س) می‌گذرد اما از همه حزن‌آورتر آن‌گاه است كه زینب كبری عنان ذوالجناح می‌گیرد و راه بر برادر می‌بندد كه:

 

خواهرش بر سینه و بر سر زنان

رفت تا گیرد برادر را عنان

 

سیل  اشكش بست بر شه راه را

دود آهش كرد حیران شاه را

 

در قفای شاه رفتی هر زمان

بانگ مهلا‌ً مهلاًاش بر آسمان

 

كای سوار سرگران كم‌ كن شتاب

جان من لختی سبك‌تر زن ركاب

 

تا ببوسم آن رخ دلجوی تو

تا ببویم آن شكنج موی تو

 

شه سراپا گرم شوق و مست ناز

گوشه‌ چشمی به آن سو كرد باز

 

دید مشكین مویی از جنس زنان

بر فلك دستی و دستی بر عنان

 

زن مگو مردآفرین روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

 

زن مگو خاك درش نقش جبین

زن مگو دست خدا را در آستین

 

باز دل بر عقل می‌گیرد عنان

اهل دل را آتش اندر جان زنان

 

پنجه اندر جامۀ جان می‌برد

صبر و طاقت را گریبان می‌درد

 

هر زمان هنگامه‌ای سر می‌كند

گر كنم منعش فروزن‌تر می‌كند

 

اندر این مطلب عنان از من گرفت

من از او گوش او زبان از من گرفت

 

سرخوش از صبهای آگاهی شدم

دیگر اینجا زینب الهی شدم

 

مدعی گو كم كن این افسانه را

پند بی‌حاصل مده دیوانه را

 

همتی باید قدم در راه زن

صاحب آن خواه مرد و خواه زن

 

شرط راه آمد نمودن قطع راه

بر سر رهرو چه معجر چه كلاه

 

 

 

تل زینبیه بلندای مشرف به عرصه كارزار ظهر عاشورای سال 61 هجری است. جایی كه زینب كبری دلواپس و نگران و پریشان، چشمی به صحنه جنگ نابرابر سپاه كفر با خاندان رسول‌الله داشت و هم درحال زیرچشمی به واپس می‌نگریست تا خیمه‌گاه برادر را زیر نظر داشته باشد. در تل زینبیه همان منظر و صحنه‌‌ای را دیدم كه در مدینه منوره و در محل مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) در كنار مساجد سبعه دیده بودم. در آنجا نیز دختر رسول خدا (ص) دلواپس و نگران‌ِ صحنۀ جنگ احد بود كه ابوسفیان به سپاه كفر فرمان می‌راند و اینك نواده او در كسوت پلیدترین موجود عالم با نواده رسول خدا به‌عنوان شریف‌ترین انسان برگزیده حق به جدال می‌پردازد و در این میان دختر رسول‌الله(ص) و دختر امیر مؤمنان علی‌علیه‌السلام دو بانوی دل‌نگران و شاهد این دو عرصه‌اند. نكته ظریف این دو واقعه این است كه در هر دو جنگ احد و واقعه كربلا عزیزترین كسان رسول خدا به شهادت رسیدند. حمزه سید‌الشهدا و اباعبدالله الحسین سید‌الشهدا، ماجرای كربلا در حقیقت ادامه جنگ احد و صفین و جمل بود و امام حسین در معنا همان حمزه سید‌الشهدا و علی مرتضی كه در برابر كفر و نفاق قد علم كرده بود. زینب كبری(س) نیز در حقیقت همان زهرای اطهر بود كه دلواپس و نگران به عرصه كارزار و چكاچك شمشیر حق علیه باطل می‌نگریست. و تل زینبیه دیدبانگاه سپاه نور كه گاه بر فراز كوه كنار نخلستانهای مدینه برپا می‌شود و زمانی در بلندای مجاور نخلستانهای فرات علم می‌گردد.

ماجرای كربلا و دلواپسی اهل حق و معنا تا ظهور مهدی موعود استمرار دارد و هر زمان به نحوی و شیوه و شمایلی در گوشه‌ای از ارض‌الله جلوه می‌كند تا سرانجام به دست منجی عالم بشریت قرار می‌یابد و بیرق سبز محمدی(ص) به دست فرزندی از تبار علی مرتضی(ع) و فاطمه زهرا(س) و امام حسین(ع) بر بلندای دیدبانگاه خاص امامت برافراشته گردد و زمین و زمان را از جور و ظلم و ستم و نفاق منزه گرداند و سبزی و نور و بركت و خیر و خرمی بر عالمیان عرضه نماید كه مهدی موعود فرزند محمد(ص) و علی(ع) و فاطمه(س) و حسین(ع) است.

 

حایر امام حسین(ع)

كنار ضریح آقا امام حسین(ع) به ستونی تكیه می‌دهم و با خود می‌گویم این هم حایر امام حسین(ع) و حایر همان كربلای معلاست.

مزار و تربت پاك امام حسین(ع) را حایر نیز می‌گویند. همان‌طور كه كربلا نامهای دیگری نیز دارد، غاضریه، نینوا، مشهد حسین(ع)، شط فرات، ساحل فرات، طف، طف فرات، حیر، حایر، ماریه، عمورا، نوادیس و كربلا.»

حایر گودالی را گویند كه آب باران اطراف در آن جمع گردد و گودی قتلگاه ناشی از این وجه تسمیه است. تربت پاك امام حسین(ع) در میانه حایر قرار دارد و حدود حایر را بیست ذرع در بیست ذرع دانسته‌اند. عبداله‌ بن منان از امام صادق(ع) نقل می‌كند كه: «قبر امام حسین(ع) بیست ذرع در بیست ذرع درهم ضرب شده باغی است از باغهای بهشت» و حالا در گودی قتلگاه در میانه حایر امام حسین در باغی بهشتی بوی گل محمدی(ص) را استشمام می‌كنیم. مگر نه اینكه حایر باغی از باغهای بهشت است. مگر نه اینكه هر چه رایحه دل‌انگیز است در سبد باغبان این باغ است. مگر نه اینكه نكهت خوش دهان دوست استشمام می‌شود، پس حایر امام حسین(ع) یك باغ پر از ریاحین و گلهای محمدی است. اصلا‌ً گل محمدی خودمان ریشه در حایر آقا امام حسین(ع) دارد. و امان از این قطعه زمین بكر و دست‌نخوردۀ كنار شط فرات كه این چنین حرمتی پیدا كرده است.

این گنبد مطلا و آن بیرق سرخ فراز آن در واقع مركز حایر حسینی را می‌نمایانند. ضریح مطهر آقا امام حسین(ع) قدری پایین‌تر از محوطه اطراف قرار دارد و گودی قتلگاه كمی پایین‌تر از صحن اصلی است.

ضریح امام حسین(ع) شش گوشه‌دار است، دو گوشه آن متعلق به فرزندان شهید آن بزرگوار، حضرت علی‌اكبر(ع) و حضرت علی اصغر(ع) است. 17 تن از شهدای بنی‌هاشم نیز در كنار مرقد مطهر امام حسین(ع) مدفونند. در رواق مجاور ضریح مطهر آقا امام حسین(ع) یار و صحابه خاص جناب حبیب‌ بن مظاهر اسدی نیز مدفون است و مهمان‌نوازی آقا به قدری است كه حبیب را در هر زیارت دو بار سلام می‌‌گوییم و كمی آن طرف‌تر از مرقد او به مدخل در گودی نشسته یا همان قتلگاه حایر حسینی می‌رویم. از قتلگاه كه بیرون می‌آییم، باز كنار ضریح مطهر آقا امام حسین(ع) پنجه در حلقه‌های سیمین ضریح می‌اندازیم و زانوها را ستون بدن می‌كنیم تا با آقا راز و نیاز كنیم. هق‌هق گریه امانمان را بریده است. این همه حرف گفتنی داشتیم اما حالا جمله‌ای به خاطرمان نمی‌آید. بغض عنان‌گسیخته‌ای همه قرارهایمان را به هم زده است. این شعر امام حسین(ع) زمزمه نجوایمان شده است كه:

 

تنها نه همچو شمع به پایت گریستم

هر جا كه دست داد برایت گریستم

 

در كربلای عشق تو دوشینه یك فرات

ای جان تشنه‌ام به فدایت گریستم

 

هر جا كه داد تشنه‌لبی پیش یار جان

بر كشتگان كرببلایت گریستم

 

در شام هجر از دل تنگ خرابه‌ام

هی ناله كردم و به عزایت گریستم

 

هر جا كه مرغ نوحه‌سرا نوحه كرد سر

پرپر زدم من و به هوایت گریستم

 

هر كس به سینه می‌زد و می‌گفت یاحسین

همراه او به زیر لوایت گریستم

 

در راه شام همره یك كاروان اسیر

بر آن سر ز جسم جدایت گریستم

 

زمزم شدم ز گریه سر كوی ماتمت

دل سعی كرد و من به صفایت گریستم

 

ای تشنه‌لب كه آبروی عشق خون تست

بر خون تو به خون خدایت گریستم

 

فردا كه هیچ جز غم عشقت نمی‌خرند

شاها گواه باش برایت گریستم

 

ای دیده خفته بودی و من از دل پناه

در ماتم حسین به جایت گریستم

 

از حایر حسینی می‌گفتیم كه حایر محلی است به وسعت بیست ذرع در بیست ذرع اما حدود حرم كه حایر، مركز آن را تشكیل می‌دهد منطقه‌ای است به بزرگی و مساحت یك فرسنگ در یك فرسنگ. این همه دقت كه در باب حدود حرم و حایر می‌شود از آن جهت است كه نمازگزار را در قصر یا اتمام نماز یاری نماید. علامه مجلسی فرماید: «نمازگزار در چهار شهر مخیر است در قصر و اتمام و این حكم حتی درباره حایر مقدس جاری است چون حدیث درباره حرم حسین(ع) وارد شده است. در میان حایر و در حریم حرم امن حسینی به تاریخ می‌‌نگریم: گویند متوكل خلیفه عباسی آب شط فرات را به حایر حسینی بست اما آب جلو نرفت و سرگردان شد. با خود می‌گویم در سرزمینی كه بنا به گفته سعدی: «وز حله به كوفه می‌رود آب» و می‌دانیم حله از كوفه پایین‌تر است چگونه آب حرمت حریم حرم و حایر را به جا آورده و در برابر این مكان شریف از ماهیت وجودی خویش نیز در گذشته است.

حایر حسینی آدم را در خودش مجذوب و محصور می‌كند. از اول هم همین‌طور بوده است. اولین خاندان شریفی كه در محدوده حایر مقیم شدند خاندان ابراهیم مجاب یا ابراهیم ضریر كوفی پسر محمدعابد فرزند امام موسی كاظم(ع) است كه قبر شریف او نیز در زاویه شمال غربی حرم مطهر آقا امام حسین(ع) قرار دارد و ضریح بسیار زیبا و جذاب برنزی آن هر زواری را به خود می‌كشد و مجاب می‌كند كه زیارتنامه‌ای بخواند. باز هم از صفحات گرد گرفته تاریخ مطالبی می‌خوانیم كه: منصور و رشید و متوكل خلفای دیوسیرت اموی و عباسی بارها سعی در تخریب بنای مرقد مطهر حسینی نمودند و هر بار با شكوه بیشتری تجدید بنا شد و اینك از زیبایی و عظمت و نفاست بی‌نظیری برخوردار است. مختار بن ابوعبیده ثقفی را از پی اوراق تاریخ می‌نگرم كه بنایی بر تربت پاك امام حسین(ع) ساخت. در سال 193 هجری قمری نیز بار دیگر به دستور هارون‌الرشید عمارتی بر مرقد مطهر ساختند. باز در دوران المنتصر بالله عباسی به سال 247 هجری قمری سومین بنای مرقد مطهر ایجاد شد و همین‌طور چهارمین بنای مرقد مطهر به سال 283 هجری قمری ساخته شد و آن‌گاه زمام اختیار امارت به دیلمان رسید و اینان عمارت مرقد مطهر را به سال 369 هجری قمری كه عضدالدوله  امارت می‌كرد تجدید نمودند. در سال 407 هجری قمری نیز ابن سیلان رامهرمزی شرافت بنای مرقد مطهر حسینی(ع) یافت.

به رواقها و عمارت حایر و ضریح و گلدسته‌ها كه می‌نگریم سیر تطور و تحول و تكمیل و مرمت و تعمیرات عدیده آن را به نظر می‌آوریم. ابن‌ اثیر گوید: «در ربیع‌الاول سال 407 هجری قمری قبه مشهد حسین(ع) در رواقهای آن سوخت. علت هم این بود كه دو شمع بزرگ روشن كرده بودند و این دو شمع در شب روی روپوشها می‌افتد و آتش می‌گیرد و از آنجا آتش سرایت می‌كند.»

 

ادامه دارد ( بخش دوّم را بخوانید )

 


ویژه نامه های دیگر

دریافت نرم افزار های کتابخانه دیجیتال (اندروید و ویندوز)

فراخوان ارسال مقاله فصل‌نامه «کتاب مهر» ویژه تابستان

حماسه قتل امیرکبیر

مسابقه طرح جلد کتاب های انتشارات سوره مهر

کتاب، فرهنگ، اسلام

شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم گرامی باد

کتابخوانی باید سنّت رایج شود

فرهنگ سازمانی _ بخش اوّل

دوازدهمین سالگرد شهادت امير سپهبد علي صياد شيرازي

هجدهمین سالگرد شهادت سيد اهل قلم

ویژه نامه عید نوروز

گزیده ای از سخنان معصومین

بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار اهل قلم

میلاد پیامبر اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع)

دهه فجر از نگاه مقام معظم رهبری

ورود حضرت امام (ره) به ایران عزیز

کربلایی که من دیده ام ( بخش دوّم )

کربلایی که من دیده ام ( بخش اوّل )

دیار ملکوت (1)

حضرت امام رضا (ع)

هفته دفاع مقدس

رمضان ، ماه ميهماني خدا

روز خبرنگار

مهدی موعود (عج)

روز قلم

ویژه نامه ماه رجب

با تن پروري ذهني مبارزه كنيم

ورود آزادگان به میهن اسلامی

حضرت علی اکبر(ع)

امام حسین (ع)

سالگرد تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی گرامی باد

به مناسبت میلاد زهرای اطهر(س)

سند چشم‌انداز و مسئولیت فرهیختگان در فضای انتخابات

دیار ملکوت (2)

روز عرفه

عيد بر عاشقان مبارك

امام محمد تقی(ع)

ویژه نامه هفته بسیج

حضرت فاطمه معصومه(س)

درگذشت طاهره صفارزاده را تسلیت عرض می کنیم

امام جعفر صادق(ع)

روز جهانی کودک

عید سعید فطر

بعثت از نگاه رهبر

به مناسبت ماه رجب

درگذشت نادر ابراهيمي را تسلیت عرض می کنیم

لاله هاي خونين خرمشهر

روز احسان ونيكوكاري مبارك

تسليت

تبريك

تبريك

بمناسبت تولد حضرت زهرا (س)

تربیت

حضرت امام موسی کاظم (ع)

خواجه نصیرالدین طوسی

زندگی پربار خمینی کبیر (ره)

شهادت امام محمدباقر(ع)

شهید دکتر مفتح

شیخ مفید

شهادت آیت الله سیدحسن مدرس: روز مجلس

آیت الله سید محمدحسین طباطبایی

نیمایوشیج

آیت الله قاضی طباطبایی

امام حسن (ع)

وفات حضرت خدیجه(س)

بزرگداشت مولوی

روز جهانی سالمندان

روز جهانی جهانگردی

شهریار

روز سینما

ابوریحان بیرونی

حضرت امام سجاد (ع)

اولین مولود کعبه

حضرت زینب

نوری بر فراز دار

شیخ شهاب الدین سهروردی(شیخ اشراق)

علامه امینی

مجاهد بيدار

اما... آدم باش

تاریخچه ای از گل سرخ

مسيح قرن بيستم

فع‍ّال، جامع، معنوی

گزیده ای از شقایق نامه سید حسن حسینی

دولت تازه ؛چالشها، موانع و فرصتها

آگهی ویژه

گرامی باد یاد و نامت ...

جامعه فرهنگی و هنری کشور گوهر گرانبهایی را از دست داد

فرهنگ سازمانی _ بخش دوّم

به سوی عرفات

دیار ملکوت (3 و 4)

خلیج فارس

یادبود

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60407301