خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

ترجمه ادبیات معاصر ایران به زبان آلمانی

سهراب برازش

 

اشاره:



از چند دهه گذشته به اين سو، توجه كشورهاي غربي به ايران رو به افزايش بوده است. اين توجه به خصوص بعد از وقوع انقلاب اسلامي دوچندان شده است؛ زيرا آنها متوجه شد‌ه‌اند كه آنچه در ايران و نيز ساير كشورهاي منطقه مي‌گذرد، بر زندگي اقتصادي و اجتماعي آنها تأثير زيادي دارد.
در كنار مسائل تاريخي، اجتماعي و سياسي ـ كه مسلماً از اولويت بيشتري برخوردارند ـ گروهي از محققان و مترجمان بوده‌اند كه توجه‌شان را معطوف به ادبيات كرده‌اند. اين محققان را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد: گروه اول آلماني زبان‌هايي بوده‌اند كه به دلايل شغلي، و يا ازدواج با يك ايراني سالهايي را در ايران گذرانده‌اند، و به زبان فارسي تسلط يافته‌اند. از اين گروه مي‌توان افرادي چون رودلف گلپكه، آناليزه قهرمان، يوهان كرستيف بورگل، هربرت ملتزيگ و زيگريد لطفي را نام برد. گروه دوم پژوهشگران ايراني‌اي بوده‌اند كه بعد از تحصيل در آلمان يا به ايران بازگشتند و يا در همان ديار اقامت گزيدند. مانند تورج رهنما، فرامرز بهزاد و بزرگ علوي ـ كه در كنار نوشتن، گاه به ترجمه نيز مي‌پرداخت.
تورج رهنما كه نقش مهمي در ترجمه ادبيات معاصر ايران به زبان آلماني داشت، متولد اهواز است. او بعد از گذراندن دوران دبستان و دبيرستان در تهران، به آلمان رفت و در دانشگاه مونيخ در رشته‌هاي ادبيات آلماني و روان شناسي به تحصيل پرداخت. سپس به اتريش رفت و دو سال در آنجا به تدريس پرداخت. پس از بازگشت به ايران نيز در دانشگاه تهران به تدريس زبان و ادبيات آلماني پرداخت و در سال 1382 بازنشسته شد.
دكتر رهنما مجموعاً هشت كتاب درباره ادبيات ايران در آلمان منتشر كرده‌ است. البته او در ترجمه داستانهاي كوتاه فارسي همكاراني نيز داشت، نظير خانم دكتر آناليزه قهرمان، خانم دكتر زيگريد لطفي و چند تن ديگر كه ترجمه‌هاي خود را در اختيارش مي‌گذاشتند.
در سال 1981 دكتر رهنما سه اثر از آثار خود را منتشر كرد، اولين مجموعه داستان ٍ او در نفس اژدها نام دارد. عنوان اثر از شعر شفعيي كدكني گرفته شده است: «اين نه اگر معجزه‌ست، پاسختان چيست؟/ در نفس اژدها چگونه شكفته‌ست/ اين همه ياس سپيد و نسترنِ سرخ؟» اين مجموعه حاوي داستانهاي كوتاهي از داستان نويسان معروف اين است كه همه قبل از انقلاب نوشته شده‌اند؛ در اين كتاب از نويسندگاني نظير سيد محمد علي جمالزاده، صادق هدايت، بزرگ علوي، سيمين دانشور، بهرام صادقي، جلال آل احمد، صادق چوبك، هوشنگ گلشيري، امين فقيري و چند نويسنده ديگر، داستانهايي ترجمه شده است.
ادبيات داستاني و تعزّلي در ايران و ادبيات نمايشي در ايران عنوان دو كتاب ديگري است كه رهنما آن سال منتشر كرد.
سال 1983 رهنما دو كتاب ديگر را، با نامهاي انتري كه لوطي‌اش مرده بود و چوب به دستهاي ورزيل وارد بازار كتاب آلمان كرد. اولي مجموعه ده داستان از صادق چوبك است؛ داستانهايي نظير پيراهن زرشكي، عدل، چرا دريا طوفاني شده بود؟ قالپاق دزد و همراه كه جزء بهترين داستانهاي چوبك محسوب مي‌شوند.
رهنما و مترجماني كه با او همكاري كرده‌اند، تنها به انتقال محتواي داستانها نمي‌انديشند؛ بلكه كوشيده‌اند سبك نويسنده نيز در زبانِ مقصد حفظ شود. از اين نظر مي‌توان اين كتابها را از نظر امانت در سبك و زبان نويسنده و نيز از نظر كيفيت ترجمه جزء آثار خوبي شمرد كه به معرفي داستان‌نويسان معاصر ايراني پرداخته‌اند.
كتاب «چوب به دستهاي ورزيل» نيز ترجمه نمايشنامة غلامحسين ساعدي است. همينطور كتاب در باغ حاجي كه ترجمة ده داستان از سيد محمد علي جمالزاده است. اين مجموعه نيز شامل داستانهاي معروف اين نويسندة واقعگرا است. از جمله رجل سياسي، دوستي خاله خرسه، درد دل ملاقربانعلي، كباب غاز. يك نكته مهم ديگر در مورد اين آثار، مقدمه يا مؤخره جامعي است كه دكتر رهنما نوشته، و در آنها به فضاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي ايران آن روزگار پرداخته، و نيز نويسنده اثر را به صورتي دقيق معرفي كرده است.
آثار ديگر تورج رهنما داستانهاي مدرن فارسي و زنان در ايران نام دارند كه هر دو مجموعه‌هايي هستند از داستانهاي كوتاه از نويسندگانِ قبل از انقلاب: از جمالزاده و هدايت گرفته تا احمد محمود و محمود كيانوش، دكتر فرامرز بهزاد. نيز به همراه يوهان كرستيف بورگل و گتفريد هرمان، مجموعه پرحجمي از داستانهاي معاصر فارسي را انتخاب و ترجمه‌ كرده‌اند. اين كتاب چهارصد صفحه‌اي كه در سل 1978 منتشر شد. شامل داستانهاي زيادي مي‌باشد. از آن جمله‌اند: وسواس و قريب الوقوع از بهرام صادقي جشن فرخنده، گلدسته و فلك و خواهرم و عنكبوت از جلال آل احمد، پاي گلدسته امام زاده شعيب و بياباني از محمود دولت آبادي و آثاري از امين فقيري، عباس حكيم، جمال ميرصادقي و ديگران.
اما از آثاري كه توسط آلماني زبانهاي ترجمه شده است مي‌توان به كارهاي خانم دكتر زيگريد لطفي اشاره كرد. او رمانهاي جاي خالي سلوچ و كليدر را توسط ناشر سوئيسي «اونيونزفرلاگ» منتشر كرد، و در كشورهاي آلماني زبان با استقبال خوبي هم مواجه شد. جاي خالي سلوچ در سال 1991 منتشر شد. ترجمه كليدر نيز، بعد از آن آغاز گشت و ظاهراً هنوز ترجمه و انتشار همه مجلد‌هاي آن به پايان نرسيده است.
از آثار ديگري كه در سالهاي دور، به آلماني ترجمه شده است، مي‌توان به بوف كور هدايت، و چشمهايش علوي با ترجمه هربرت ملتزيك اشاره كرد كه هر دو در سال 1961 منتشر شدند. نيز بايد از مجموعه استادان داستان معاصر ايران نام برد كه با ترجمه ردولف گلپكه در سال 1961 منتشر شدند. اين مجموعه نيز آثاري از جمالزاده، هدايت، رسول پرويزي، بزرگ علوي و ... را در خود جاي داده است.
در مجموع، آثاري كه از ادبيات معاصر ايران، به آلماني ترجمه شده بسيار بيشتر از آن چيزي است كه در اين گزارش آمده است. اما مي‌توان گفت كه آثار فوق شاخص‌ترين آنها هستند.
واقعيت اين است كه تاكنون توجه كمتري به ترجمه آثار داستاني بعد از انقلاب شده است. و انتظار مي‌رود در سالهاي آتي رويكرد به ترجمه آثار بعد از انقلاب، روند به رشدي پيدا كند، زيرا نشانه‌هاي آن در سالهاي اخير به خوبي قابل مشاهده بوده است. در نوشتن اين گزارش كوتاه علاوه بر اصل آثار، از كتاب «برگ سبز» كه جنگي در بزرگداشت دكتر آناليزه قهرمان است، و توسط تورج رهنما منتشر شده نيز استفاده شده است.

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61760533