خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

هنر ، هنرمند و نقد هنری

سیّد حسن حسینی

 

اشاره:

هنر به نردبان شبيه‌تر است تا آسانسور. وسيلة بالا رفتن است، بالا‌برنده نيست.

هنرمندان مقلد هم مراتب و درجاتي دارند. همه طوطيها نمي‌توانند حرف زدن انسان را تقليد كنند.

عظمت روحي يك هنرمند در لحظة برخورد با هنرمندي كه از او بالاتر است ظاهر مي‌شود.

«هنرمند بي‌طرف» تركيب بي‌معني و ابلهانه‌اي است. هنر يعني طرفداري و هنرمند يعني طرفدار.

ترديد در لحظة خلق هنر، مثل چر‌ت ‌زدن هنگام رانندگي است.

موعظه اخلاقي براي هنرمندي كه با فساد به شهرت رسيده، مثل برشمردن فوايد گياهخواري براي يك گرگ كهنه‌كار است.

بله مي‌‌توان در هنر شگردهاي غير اخلاقي را به كار گرفت. همان‌طور كه با ماشين زباله‌كشي هم مي‌توان به مجلس عروسي رفت!

هنر يعني شيرجه رفتن در يك قطره شبنم و احياناً غرق شدن در آن!

هنر خوب مثل ابري مسافر است كه بي‌گذرنامه سفر مي‌كند. هيچ ابري را نمي‌توان به پاسگاه جلب كرد يا با چكش به قسمتي از آسمان ميخكوب نمود.

هيچ هنرمند مؤمني محو جمال هنر خويش نمي‌شود. همان‌گونه كه هيچ دريايي در خودش غرق نمي‌گردد!
هنر يعني دهان‌گشايي روح. دهانها به اغراض گونه‌گون گشوده مي‌شوند: دهاني به آه، دهاني به نيايش، دهاني به خميازه، دهاني به دشنام و دهاني به لبخند.

هيچ هنرمند عاقلي دهانة اسبش را به دست باد نمي‌سپارد!

هنر پنجره‌اي است رو به باغ ناشناخته‌ها. ايمان اين پنجره را باز مي‌كند. شك آن را مي‌بندد و الحاد با كاغذي سياه آن را مي‌پوشاند.

هنرمند مثل كرم ابريشم تا دوره‌اي را در پيله نگذراند بال پرواز درنمي‌آورد.

بهتر است بعضي هنرمندان به جاي شلوغ كردن، با وجدان خويش خلوت كنند.

دو گروه براي هميشه از درك زيبايي هنر بي‌نصيب مي‌مانند: تاجران و فاجران.

هنرمند گمراه مثل پزشك قلابي است كه معمولاً بعد از كشتن چند مريض، قلابي بودنش معلوم مي‌شود.

هنر خوابي است كه هنرمند مي‌بيند و مخاطبانش هر يك به فراخور حال خويش آن را تعبير مي‌كنند!

تشويق يك هنرمند بي‌استعداد مثل هورا كشيدن براي يك سخنران لال است!
هنرمندي كه به آساني خدا را فراموش مي‌كند، مطمئن باش بندگان خدا را آسان‌تر فراموش خواهد كرد.

غرور مثل سوراخ پنهان در بدنة كشتي، مأمور غرق كردن تدريجي هنرمند است.

آنها كه اخلاق را سد راه هنر مي‌دانند؛ يا دركشان از هنر نادرست است يا از اخلاق، و يا از هر دو.

هنرمند با ميوة درخت يك فرق بيشتر ندارد: ميوه وقتي رسيد مي‌افتد، هنرمند وقتي افتاد مي‌رسد!

دو خط موازي را از اقليدس بگير و به ذهن هنرمند بسپار تا يكديگر را قطع كنند!

هنرمندان ضد اخلاق كه با يكديگر رقابت مي‌كنند، في‌الواقع براي آخر شدن مسابقه مي‌دهند!

نمازگزار كثيرالشك، شكش باطل است و هنرمند كثيرالشك هنرش!

خيال، فتيلة چراغ هنر است. اگر آن را خيلي پايين بكشيم چراغ خاموش مي‌شود و اگر زياد آن را بالا ببريم، دود مي‌زند.

اولين خوانندة بعضي از آثار ادبي شيطان است.

هر كتاب بي‌محتوا يك چك بي‌محل است.

در هنر، برخورداري از نيروي خيال با خيالاتي بودن فرق دارد.

هنر بدون اخلاق يعني چهارپايه‌اي با سه پايه!

تجارت با هنر مثل آدمكشي با كارد جراحي است.

نقش مدرك در هنر مثل نقش قندشكن در خياطي است!

هنر براي هنر يعني نردبان براي نردبان!

هنر نردباني است كه به بام حقيقت منتهي مي‌شود به شرط آنكه آن را به ديوار ايمان تكيه دهي.

منتقدي كه در يك اثر هنري فقط عيوب آن را برمي‌شمارد به تعداد خوبيهاي نگفتة آن اثر، دروغ گفته است.

نمايش يك فيلم خوب با پيام عدالت و انصاف در جمع تاجران، مثل ايراد يك سخنراني فصيح در گورستان تحت عنوان «فوايد زندگي» است!

كسي كه مي‌كوشد با ادعاي صرف بر بام هنر برآيد درواقع تلاش مي‌كند تا از شكل يك نردبان كه روي ديوار نقاشي شده است، بالا برود.

هنر زلزله‌اي است كه هر چه شديدتر باشد سازنده‌تر است.

هنر بي‌تعهد مثل نماز بدون نيت، باطل است.

مبطلات هنر پنج قسمت است. يك قسمت بي‌اطلاعي از مباني هنر و چهار قسمت ديگر فساد اخلاق هنرمند.

وحدت معنوي در يك اثر هنري مثل اتصال در صفوف نماز جماعت، ضروري و واجب است.

اخلاق جادة هنر است و تكنيك مركب هنرمند.
برخي با ماشين آخرين سيستم در جاده‌هاي سنگلاخ و مال‌رو مي‌رانند و برخي سوار بر الاغ در اتوبان مي‌تازند!

در نظر من، هنرمنداني كه با هنرشان خداوند را تهديد مي‌كنند مثل قطره‌چكانهايي هستند كه براي اقيانوس آرام خط و نشان مي‌كشند!

چاپ يك شعر در ماهيت آن بي‌تأثير نيست. يك شعر بد وقتي چاپ شد، مي‌شود يك شعر بدتر!

نيچه گفت: شاعران آب را گل‌آلود مي‌كنند.
و شاعران مي‌گويند: فيلسوفان آفتاب را!

مي‌توان خوب شعر گفت و شعر خوب نگفت. همچنين مي‌توان شعر خوب گفت و خوب شعر نگفت. شاعر واقعي كسي است كه خوب شعر بگويد و شعر‌ِ خوب بگويد.

شعر خالي از احساس و عاطفه همچون اتومبيل بي‌بنزين است. بله مي‌توان روي صندلي آن لم داد ولي با آن به جايي نمي‌توان رسيد.

يك شاعر خوب بايد از قوانين منطق به خوبي آگاه باشد تا به هنگام سرودن شعر آنها را شاعرانه نقض كند!

شاعري كه با منتقدين آثارش قهر كرده است مثل هواپيمايي است كه ارتباطش با برج مراقبت قطع شده باشد!

عقل و منطق براي شعر مثل ريش و سبيل براي كودكان است!

يك شعر خوب يك راز سر به مهر است كه شاعر و خوانندة شعر در افشا شدن آن سهم مساوي دارند.

دلنشين‌ترين غزل بعضي از غزلسرايان معاصر، همان غزل خداحافظي است!

اصلاح يك شعر بد به مراتب مشكل‌تر از سرودن يك شعر خوب است.

شعر بي‌فرهنگ مثل خانة بي‌در و پيكر است.

اگر در انجمن ادبي خفاشان قصيده‌اي در مدح آفتاب بخواني، مطمئن باش صله‌ات جز لعن و نفرين نيست.

شعر ناسروده شمشيري كشيده در دست شاعر است كه پس از سرودن غلاف مي‌شود.

شعرهاي شاعران وصيت‌نامة آنهاست؛ اما لزوماً نبايد به همه آنها عمل كرد!

يك شاعر خلاق از خدا الهام مي‌گيرد و يك شاعر معمولي از يك شاعر خلاق!

مضامين يعني فرزندان شاعر.
آدمي كه طعم پدر شدن را چشيده باشد هرگز راضي به دزديدن فرزند ديگران نمي‌شود!

مضمون، فرزند شاعر است. شاعري كه با سرقت مضامين ديگران ديوان ترتيب مي‌دهد في‌الواقع سرپرست نالايق پرورشگاهي شلوغ و پر سر و صداست!

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61321759