خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

گنجشک و جبرئیل

محمدرضا تقی دخت رهقی

 

اشاره:

وقتي در تابستان سال 1371 ، نخستين چاپ كتاب «گنجشك و جبرئيل» منتشر شد، كم‌تركسي مي‌توانست پيش‌بيني كند كه اين كتاب كم‌حجم و ارزان‌قيمت، جاي خالي يكي از آثار مورد نياز شعر نو فارسي و شعر مذهبي را پر خواهد كرد و به عنوان راهبردي جدي در عرصه ادبيات آييني مطرح خواهد شد.
صبح‌گاه يكشنبه نهم فروردين سال‌ هشتاد و سه، دكتر سيدحسن حسيني‌ـ شاعر «گنجشك و جبرئيل» در بيمارستان بوعلي تهران درگذشت و از وي كه پس از نشر «گنجشك و جبرئيل»‌ بيشتر به كار تدريس و تحقيق و ترجمه مشغول بود، چند اثر ديگر نيز باقي ماند كه از جمله مي‌توان به «هم‌صدا با حلق اسماعيل»، «بيدل، سپهري و نگاهي به خويش» و ‌... اشاره كرد.
اما مهم‌ترين اثر منتشره اين شاعر، محقق و مترجم 48 ساله، مجموعه شعر «گنجشك و جبرئيل» است كه بي‌اغراق يكي از مطرح‌ترين و بهترين آثار منتشرشده در زمينه ادبيات آييني است.
نوشته حاضر، يادداشتي ديرهنگام بر كار اين شاعر فقيد، از دريچه كتاب ذكر شده است.

مقدمه و درآمد

«گنجشك و جبرئيل» جدي‌ترين مجموعه «شعر نو مذهبي» است كه تاكنون سروده شده است. در اين سخن، لختي درنگ مي‌كنيم.
همه‌ آنها كه در مرور كارنامه شعر نو فارسي، در كنار همه جريانات، عنايتي نيز به موضوع مذهب و متعلقات آن در شعر نو داشته‌اند، بي‌ترديد بر اين نكته اتفاق نظر خواهند داشت كه وضع «شعر نو مذهبي»، يا عناوين مشابه مثل «شعر نو ديني»، تا روزگار ما، آن اندازه بي‌سامان بوده است كه از ذكر عنواني جداگانه براي آن، در كنار ساير عناوين و جريانات شعر نو، پرهيز شود.
مرور اجمالي نزديك به يك‌صد سال تاريخ شعر نو فارسي، به روشني گواهي مي‌دهد كه سهم مذهب (در بعد اثباتي) در اين تاريخ و انعكاس آن در اين‌گونه شعري، بسيار اندك و كم‌مايه است و اگر هم در اين يك‌صد سال حركتي صورت گرفته، يا از اندازة حدَ و شأن مذهب و متعلقات آن پايين‌تر بوده است و يا آن‌قدر كم‌سو و پراكنده بوده است كه مجال ظهور و بروز جدي نيافته است.
به اين موضوع، خواسته يا ناخواسته بايد از دو وجه نگريست: نخست آنكه شعر نو، اساساً پديده‌اي است كه در بنيان خود، متأثر از تفكر غربي است و شاعران، سرآمدان و ادامه‌دهندگان اين جريان در بعد اصلي و جريان مبنايي آن نيز، بيشتر روشنفكران بوده‌اند تا شاعراني كه تحت تأثير مستقيم سنتها و علقه‌هاي ديني و مذهبي باشند و علي‌القاعده توقع پرداختن به مقوله مذهب و ريختن محتواي ديني و مذهبي (و حتي داشتن سهمي از تعهد ديندارانه) در شعر آنها، توقع موجهي نيست؛ دوم آنكه جنجالها، منازعات و رو‏يه رو به رشد شعر نو و در اصل صيرورت تكميلي اين جريان تازه‌بنياد، اجازه عبور از تكميل اصل جريان به نفع تشكيل جريانهاي فرعي را به شاعران آن نداد و بدين‌سان، موضوع «شعر نو مذهبي» تا پيش از انقلاب اسلامي به عنوان بخشي يا جرياني از شعر نو، مورد تأمل قرار نگرفت و به آن پرداخته نشد.
پيروزي انقلاب اسلامي و تغيير بنيانهاي ايدئولوژيك حاكم بر تفكر كلي جامعه و اثر آن بر حوزه هنر و ادبيات، اگر چه باعث شد تا اندازه‌اي از سرعت جريان پر شتاب شعر نو كاسته شود و قالبهاي سنتي شعري نيز در كنار جريان دمنده شعر نو مجدداً عرصه ظهور يابند، اما در وجه ايدئولوژي و اعتقاد، باعث بازگشت شاعران و هنرمندان به مقولات ديني و مذهبي شد. بازخورد تفكر برخاسته از دين و موضوعات و متعلقات آن، در دوران پس از انقلاب، اگر چه باز هم در شعر سنتي بيشتر و پرمايه‌تر بود، اما شعرهاي نو مذهبي موفق و قابل تأمل و توجهي نيز محصول تغيير ايدئولوژيكي بنيانهاي فكري جامعه بود كه از جمله مي‌توان به شعر معروف «خط خون» علي موسوي گرمارودي اشاره كرد؛ يا برخي شعرهاي خانم دكتر صفارزاده با بن‌مايه‌هاي انقلابي ـ ديني.
در مجموع، آنچه با رخداد انقلاب اسلامي ايران در سال 57 پيوستگي خاص داشت، ورود مجدد مفاهيم ديني و ارزشي (از منظر دين) به حوزه شعر بود و اين فضاي مهياي فكري، شاعران نوسرا را نيز تحت تأثير قرار داد و شعرهاي پراكنده، اما نسبتاً موفقي در اين زمينه بر جاي نهاد.

يك اتفاق تازه و مهم در ادبيات آييني و شعر انقلاب

كم‌تر كسي مي‌توانست پيش‌بيني كند كه كتاب كم‌حجم (94 ص) و ارزان‌قيمتي كه در تابستان سال 1371 روانه بازار كتاب شد، به زودي جايگاهي جدي در عرصه شعر نو مذهبي را به خود اختصاص دهد و به عنوان اثري تأثيرگذار بر شعر انقلاب مطرح شود.
كتابي سامان‌يافته از 30 قطعه شعر نو و سپيد كه شاعر، تمامي آنها را در سالهاي 63 و 64 سروده بود و علي القاعده بعد از مدتها تأمل و تدقيق، آنها را هفت سال بعد به گردونه نشر سپرده بود.
اما جايگاه جدي و مهم «گنجشك و جبرئيل» و شاعر آن «سيدحسن حسيني»، صرفاً محصول سرودن مجموعه‌اي از شعر مذهبي خوب نبود؛ سيدحسن حسيني با تمركز بر يك حوزة كار‌نشده و تلاش و پيرايش محتوا و صورت شعر مذهبي و ريختن آن در قالبي تازه، مجموعه‌اي به دست داده بود كه، آن‌گونه‌ كه پيش از اين گفته شد، جاي خالي آن در تاريخ شعر نو فارسي بسيار نمايان بود. «گنجشك و جبرئيل» در شعر نو، صرفاً يك مجموعه موفق نبود كه شاعر آن تلاش كرده بود مضامين مذهبي را هر چه بهتر، نزيه‌تر و پيراسته‌تر عرضه نمايد، بلكه ارايه راهبردي جدي و اساسي در شعر انقلاب اسلامي بود.
بسياري از مخالفان و حتي بخش مهمي از موافقان ادامه جريان شعر نو پس از انقلاب اسلامي، اعتقاد جدي داشتند كه قالب شعر نو و قالبهاي تابع آن (آزاد، سپيد، حجم و ...) از اساس به گونه‌اي ريخته شده است كه امكان پرداختن جدي به مضامين اعتقادي، مذهبي و ديني در آن وجود ندارد. اين تصور وقتي جدي‌تر مي‌شد و رنگ قاعده به خود مي‌گرفت كه «نگاه به مخاطب» شعر مذهبي نيز ـ كه عموماً عامه بودند ـ واكاوي مي‌شد و با وجود جريانات مخالفي كه شعر نو داشت و تصوير غلط و البته رايجي كه از شعر نو در افواه عامه مردم شهرت يافته بود، اساس پرداختن به مقولاتي از سنخ دين و اعتقاد در شعر نو زير سؤال مي‌رفت. اما انتشار كتاب «گنجشك و جبرئيل» اين تصور را كه كم‌كم حكم قاعده مي‌يافت، مخدوش كرد و راهي تازه را در شعر نو نشان داد.
در نوشته حاضر، تلاش مي‌شود به وجوه و دلايل توفيق مجموعه گنجشك و جبرئيل در جريان شعر نو مذهبي، طي سه عنوان ‌كلي پرداخته شود؛ اگر چه نقد و تحليل شعرهاي اين مجموعه، ازسوي اين نگارنده، پيش از اين در مطبوعات منتشر شده است.

الف. گام نخست بر زمينه‌اي بي‌تعريف

پيش از اين گفته شد كه در جريان شعر نو و تاريخ حدود يك‌صدساله آن، كمتر شاعري از شاعران مطرح به صورت مستقيم به مضامين ديني و درون‌مايه‌هاي مذهبي در شعر عنايت داشت. شيفتگي شاعران شعر نو به مضامين روز و اوضاع سياسي اجتماعي معاصر با تاريخ شعر نو، آن اندازه از مضامين سياسي، چريكي، انقلابي و ... را به دامن شاعران ريخته بود كه كمتر شاعر جدي‌اي مي‌توان يافت كه پيشينه يا برجستگي خاصي در تاريخ شعر نو داشته باشد و رويكردي نيز به مضامين مذهبي‌ در شعر او ديده شود.
اگر اين موضوع را بر كم‌اعتقادي و بي‌توجهي بسياري شاعران شعر نو نيز بيفزاييم، خواهيم ديد كه مذهب و دين، به طور مستقيم و در خميرمايه و اساس محض خود، از جمله مضاميني‌ هستند كه در تاريخ شعر نو بسيار مورد بي‌مهري و كم‌توجهي واقع شده است. از سوي ديگر، مخاطب خاص شعر نوـ تحصيل‌كردگان و طبقه فرادست عامه به لحاظ فرهنگي‌ـ كه عموماً از روشنفكران و يا مدافعان جنبشها و تفكرات روشنفكري بودند نيز، خواستي نسبت به اين موضوع نداشتند و جايي كه مخاطب‌شناسي شعر، به شاعر تكليف نكند كه مضموني را در شعرش بياورد، علي‌القاعده شاعر نيز در اين زمينه جهدي نخواهد كرد.
اما شعر مذهبي در شاخه نو آن، پيش از انقلاب اسلامي خالي از جهشها و جرقه‌هايي نيز نبود. گفتيم كساني نيز اين جريان را البته به صورت بسيار كم‌رنگ و در سايه شعرهاي آميخته با مضامين ديگر پي گرفتند و ميراثي هر چند اندك در اين زمينه باقي گذاشتند. تلاشهاي كساني چون خانم دكتر صفارزاده از جمله تلاشهاي درخور تقدير در اين دوران است، كه به سبب خالص نبودن مضموني و نيز عدم پرداختن صرف به اين موضوع، حركتي نبود كه جريان خاصي را ايجاد كند و ديگران را به سوي خود بكشاند.
پيروزي انقلاب اسلامي ايران، بار ديگر توجه به مذهب و مضامين مذهبي را به دايره هنر و ادبيات وارد كرد. انقلابي با اين متد ايدئولوژيك و عقيدتي، تأثير بسياري بر متفكران گذاشت و البته پالايش چهره‌هاي ناموجه نيز، باعث يك‌دستي حوزه شاعران و هنرمندان بر مبناي عقيده و ايده تازه شد. پرداختن به مضامين مذهبي از جمله عاشورا و مهدويت ـ به خصوص مورد اول ـ از همان ابتداي انقلاب مورد توجه شاعران قرار گرفت و مضامين مرتبط نيز به حوزه شعر كشانده شد؛ اما بيشتر اين مضامين، به قالبهاي سنتي وارد شد و از اين دريچه نوظهور پس از انقلاب انعكاس يافت.
تا انتشار كتاب «گنجشك و جبرئيل»، تقريباً قدم و گام جدي‌اي در زمينه شعر نو مذهبي برداشته نشده بود و تلاشهاي پراكنده كساني چون استاد علي موسوي گرمارودي و ديگران ـ اگر چه بسيار تأثير‌گذار بود ـ اما به دليل اينكه متد و الگوي تازه‌اي را در قالب و محتوا (به صورت توام و البته يك‌جا) ارايه نكرده بود، نتوانست به عنوان راهبردي جدي در شعر نو مذهبي معرفي شود و حكم الگو پيدا كند.
«گنجشك و جبرئيل»، از اين حيث، كتابي «الگو» به‌شمار مي‌رود. كتابي كه شاعران آن، در اوج كار ساير شاعران در سرودن سروده‌هاي انقلابي و سالهاي پرشور شاعران جنگ، با تأمل و مداقه در يك حوزه دور از دسترس و بي‌تعريف، تلاش كرده است الگويي تازه را در شعر نو مذهبي ارايه دهد و راهي را در اين زمينه بگشايد كه قدم اول آن، كتاب خود اوست. «گنجشك و جبرئيل» گام نخست بر زمينه بي‌تعريف شعر نو مذهبي است.

ب. درهم ريختن تصور رايج

گفته شد كه تصور عامه اين بود كه قالبهاي مرتبط با شعر نو، اساساً امكان پذيرش محتواي مذهبي را ندارند و اگر هم تلاشي در اين زمينه صورت بگيرد، بي‌ثمر به انجام خواهد رسيد. اين موضوع نيز از سه جهت اهميت داشت: نخست اين آسيب بود كه به هر حال، مخاطب شعر مذهبي عامه هستند و عامه، از اساس، عنايتي به شعر نو ندارند تا بخواهند شعر نو مذهبي را بپذيرند و با آن زيست معنوي كنند.
دوم آنكه مذهب، به لحاظ محتوا قابل دستكاري و پيرايش و نزهت جدي نيست و درهم ريختن محتوا و تأويلات و تبديلهاي محتوايي، كه عموماً از ذاتيات شعر نو و سپيد و ... به شمار مي‌رود، در مورد مضامين مذهبي امكان‌پذير نخواهد بود و سوم آنكه وارد كردن كلمات، تعابير و عبارات روزآمد، كه مخصوص به شعر نو است، با مضامين سنتهاي هزار و چند ساله ديني و مذهبي (سنتي مثل عاشورا) همخواني ندارد و امكان ورود در اين حوزه‌ها را نخواهد يافت.
«گنجشك و جبرئيل» اين تصور رايج را كه تبديل به قاعده نسبتاً مقبول اما نانوشته‌اي شده بود، بر هم زد. از سويي شاعر اين مجموعه كوشيد تا با حفظ تكنيك و آرايه‌ها و اصول بلاغي و لفظي شعر نو، مضامين مذهبي را وارد شعر نو كند و از سوي ديگر تلاش كرد قالب و صورت را در اختيار محتوا در آورده و پوششي معنوي بر قالب و اندام شعر نو بپوشاند؛ پوششي كه تا روزگار نشر «گنجشك و جبرئيل» بر تن شعر نو، راست نيامده بود.
حسن حسيني اين ادعا را كه «حتي اگر شعر نو مذهبي هم سروده شود، تأثيرگذاري روحي نخواهد داشت و صحبت «قال» خواهد بود و اثري از «حال» و روحانيت در آن وجود نخواهد داشت»، نقض كرد و نشان داد كه مي‌توان با وجود حجم فراواني از تكنيك، آرايه‌هاي صوري و بلاغي و ...، شعر نو مذهبي‌اي به دست داد كه در عين امروزي بودن، تأثيرگذاري جدي‌اي نيز داشته باشد و نه تنها عامه شعرخوان، كه عامه مردم را نيز تحت تأثير فكري و عاطفي قرار دهد.

ج. به دست دادن تصويري جديد از وقايع مذهبي

كاركردهاي مذهب در شعر سنتي مذهبي ما، تا پيش از انقلاب، كاركردهاي حماسي و تا حد زيادي شعارگونه بود. پيشتر در موارد متعدد گفته‌ايم كه آسيب جدي شعر‌هاي مذهبي ما، فقدان عينيت و منظر تازه در ارايه گزارش از وقايع مذهبي است. استفاده‌هاي صرفاً حماسي و انقلابي ـ حكمي از وقايع مذهبي، تقريباً در تمامي دوره‌هاي شعر فارسي، وجه غالب بوده است و درست به همين دليل است كه شعرهاي مذهبي اندك‌شماري توانسته‌اند به دليل نگاه ديگر‌گونه به موضوع مذهب، از ديوار سالها و قرنها بگذرند و به روزگار ما برسند. تكرار استفاده‌هاي حماسي از وقايع مذهبي و اساس مذهب، آسيب جدي شعر مذهبي فارسي بوده كه تا روزگار ما نيز ادامه دارد.
اما اگر پديده فوق به درستي تحليل شود، به اين نتيجه منتهي خواهد شد كه شعرهايي با مشخصات فوق، درصدد القاي پيامي حماسي يا حرفي ظاهري بوده‌اند و در بيشتر مواقع، صرفاً انگيزش عاطفي و هيجاني هدف آنها بوده است و درست به همين دليل، نتوانسته‌اند جرياني ايجادكننده يا سبك و متد خاصي شمرده شوند.
«گنجشك و جبرئيل» اما تصويري جديد از وقايع خاص مذهبي را، در بافت كلامي تازه‌اي به ما ارايه مي‌دهد. بيان سيدحسن حسيني در اين كتاب، بياني تكراري و كليشه‌اي نيست و فارغ از همه چيز، در كار شرح و وصف عيني وقايع در هر شعر، البته بيشتر با تمركز بر شخصيت يا واقعه‌اي خاص است.
نگاه كلي مجموعه، نيم نگاهي به واقعة عاشورا است و در كنار آن، در چند شعر محدود، به برخي موضوعات مذهبي ديگر نيز از جمله كشته شدن «ديباج اصفر»، شخصيت امام خميني(ره) نيز اشاره شده است و جز يك شعر (شكار و مردار)، مجموعه واقعه يا شخصيت خاصي را به تماشا و توصيف نشسته و تلاش كرده است پنجره‌اي جديد را به روي آن بگشايد و تصويري تازه از آن ارايه دهد.
به نمونه‌هايي از اين تصاوير نگاهي مي‌اندازيم:
وصف حضرت اباالفضل در شعر «راز رشيد»:
پولاد/ تو آن راز رشيدي / كه روزي فرات / بر لبت آورد / و ساعتي بعد / در باران متواتر بريده بريده / افشا شدي/ و باد / تو را با مشام خيمه‌گاه / در ميان نهاد / و انتظار / در بهت كودكانه حرم / طولاني شد ...
مي‌بينيم كه در اين شعر قضيه سقايت حضرت اباالفضل و آب آوردن و شهادت ايشان و انتظار بي‌نتيجه كودكان حرم، چه اندازه غير مستقيم و تنها با اشاره به كلمه «فرات» شرح داده شده و علاوه بر آن، زيبايي ظاهر كلام و معنا تا حدي است كه جريان «آب را تا لب بالا آوردن و نخوردن» توسط حضرت اباالفضل وجهي ديگر يافته و خود آن حضرت، در تمثيلي، رازي دانسته شده است كه تنها با رفتن بر لب فرات و آب ديدن و به حكم غيرت ننوشيدن آن، افشا شده است. در واقع، شرح اين قضيه كه غيرت و وفاداري حضرت تا چه اندازه بوده است.
وصف شهادت حضرت علي اصغر در شعر «منطق سيال»:
فلسفه نمي‌بافم / سخن از گلوي تردي است / كه صادقانه / بر فراز منبر بر آمد / و بلاغت را به عرش رسانيد / به روايتي صادق و صميمي:/ استثنايي بزرگ در تاريخ/ سيلاني بي‌سقوط / فريادي متصاعد / كه با سه شعله زبانه كشيد ...
در اين شعر نيز كلمات «ترد» در وصف گلو و «سه شعله» در انتهاي عبارت، اشاره به واقعه شهادت حضرت علي اصغر (ع) دارند و بيان مشير ديگري ديده نمي‌شود؛ اما به زيبايي تمام، واقعه پاشيدن خون گلوي حضرت علي اصغر به آسمان و بازنگشتن آن، درتركيب «سيلان بي سقوط» و «فرياد متصاعد»، آن‌ هم به عنوان «استثنايي بزرگ در تاريخ» كه «بلاغت را به عرش رسانيده است»، تصوير شده و در واقع به نوعي مي‌تواند اوج واقعه عاشورا و سوگنامه آل محمد در اين روز باشد.
هم چنين وصف حضرت زينب و عظمت كار ايشان در شعر «روايت پانزدهم»:
پلك صبوري مي‌گشايي / و چشم حماسه‌ها / روشن مي‌شود / كدام سرانگشت پنهاني / زخمه به تار صوتي تو مي‌زند / كه آهنگ خشم صبورت / عيش مغروران را منغص مي‌كند/ مي‌دانيم / تو نايب آن حنجرة مشبكي / كه به تاراج زوبين رفت / و دلت / مهمان‌سراي داغهاي رشيد است/ اي زن! / قرآن بخوان / تا مردانگي بماند / قرآن بخوان/ به نيابت كل آن سي جزء / كه با سرانگشت نيزه / ورق خورد...
مي‌بينيم كه پيام‌رساني حضرت زينب و اعتراض و خطبه ايشان، كاري عرشي دانسته شده و چيزي كه منشأ آن يك «سرانگشت پنهاني» است و در واقع حضرت زينب به نيابت امام (ع)، پيام شهادت آن حضرت را به تاريخ مي‌رساند و با كلام خود، مردانگي و آزادگي را جاويد مي‌سازد.
اين نحو بيان، كه با وجود فني بودن، زيبا و روان است، در عين واجد بودن اين هر دو مشخصه، تصاوير جديد و بديعي نيز از عاشورا ارايه مي‌دهد كه در ساخت شعرهاي سنتي گذشته نيامده است و مخصوص به گونه و نوع بياني شعر نو است.
در درآمد اين نوشتار گفتيم كه «گنجشك و جبرئيل» جدي‌ترين مجموعه شعر نو مذهبي است كه تاكنون سروده شده است. با توجه به آنچه گذشت، و مرور مجموعه ذكر‌شده و شعرهاي سروده‌شده مذهبي از انقلاب اسلامي، مي‌توان ادعا كرد كه «گنجشك و جبرئيل» خلاء راهبردي شعر نو مذهبي را در ابتداي راه پر كرد و علاوه بر اينكه راهبردي تازه را در شعر نو مذهبي معرفي نمود، در شعر انقلاب اسلامي نيز بابي تازه را گشود كه دامنه تأثير آن نه تنها بر شعر نو، كه بر شعر سنتي نيز در گونه شعر مذهبي دامن گسترد و افق تازه‌اي را در شعر مذهبي گشود كه تا امروز به عنوان راهي جدي و قابل تأمل، فرا روي شاعران و راهروان است.

كم‌تر كسي مي‌توانست پيش‌بيني كند كه كتاب كم‌حجم (94 ص) و ارزان‌قيمتي كه در تابستان سال 1371 روانه بازار كتاب شد، به زودي جايگاهي جدي در عرصه شعر نو مذهبي را به خود اختصاص دهد و به عنوان اثري تأثيرگذار بر شعر انقلاب مطرح شود

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61321757