خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

 

روح تازه‏اى در كالبد ترانه‏سرايى

كامران شرفشاهى

 

على معلم دامغانى بى‏گمان يكى از پديده‏هاى‏نامدار شعر معاصر است. شاعرى با يك‏ظهور انقلابى و كلامى كه با حماسه، مذهب‏و فلسفه عجين است.
مثنوى‏هاى معلم با ويژگى‏هاى خاص‏خودش در سالهاى نخست پس از پيروزى‏انقلاب، رويكرد نوينى را نسبت به اين قالب‏كه بتدريج مورد بى‏مهرى و حتى فراموشى‏قرار گرفته بود برانگيخت و جان دوباره‏اى‏در كالبد اين قالب دميد. چنانكه تولد دوباره‏مثنوى را در روزگار ما مى‏توان مرهون وى‏و احمد عزيزى دانست.
زبان معلم در شعرهايش همواره زبانى‏فخيم و فاخر بوده است كه در خدمت بيان‏مفاهيم عالى عرفان و فلسفه قرار داشته‏است. برخلاف مثنوى‏هاى متعارف كه‏معمولاً حالتى روايى و زبانى روان‏داشته‏اند، مثنوى‏هاى معلم در ضمن آنكه‏بسيار عميق و استادانه سروده شده، اماهمواره اين نكته درباره اين آثار نقل شده‏است كه مخاطب اين اشعار خواص هستند.لذا منتقدين ضمن اعتراف به تواناييهاى‏شگفت معلم، آثار او را نه تنها براى عامه‏مردم، بلكه براى خواص نيز دشوارمى‏شمردند و درك اين آثار را مستلزم يارى‏گرفتن از فرهنگ‏ها و كتب ديگرى مى‏دانندكه با مدد جستن از آنها كليد راه يافتن به‏زبان و مفاهيم شعر معلم ميسر مى‏شود.
انتشار مجموعه شعر »رجعت سرخ ستاره«به عنوان نخستين كتابى كه از سوى حوزه‏انديشه و هنر اسلامى منتشر شد، بر شعردهه شصت و هفتاد تأثير غيرقابل انكارى‏نهاد. شاعران بسيارى دوست داشتند وحتى سعى كردند مانند معلم شعر بگويند.اما بتدريج دريافتند كه شايد بتوانند به اونزديك شوند، اما هرگز نمى‏توانند مانند اوشعر بگويند!
برخى از شاعران، شعر معلم را شعر زمانه‏خويش نمى‏پنداشتند. آنان با اينكه استحكام‏سخن و زيباييهاى معنوى شعر او راتحسين مى‏كردند، اما پيچيده‏گويى‏هاى او رامانع بزرگى بر سر راه ارتباطش با مخاطب‏اين عصر مى‏دانستند و آرزو مى‏كردند كه‏معلم از جايگاه رفيع خود اندكى پايين‏تربيايد و با زبانى ساده‏تر، با شمار افزونترى‏از مردم همنشين شود و با آنها سخن‏بگويد.
در سالهاى نخست پيروزى انقلاب درعرصه شعر و موسيقى بى‏ترديد، اجرا وانتشار مجموعه سروده‏هايى با عنوان»چاووش« حادثه مباركى بود. در اين ميان‏اثرى باعنوان »همپاى جلودار« بر اساس‏شعرى از استاد على معلم دامغانى و صداى‏گرم استاد محمدرضا شجريان با استقبال‏بى‏سابقه‏اى از سوى مردم روبرو شد. و دراندك مدتى اين ترانه بر سر زبان مردم افتادو از رسانه‏هاى ديدارى و شنيدارى به كرات‏پخش شد. اين شعر كه يادآور محبوب‏ترين‏و زيباترين تصانيف در قلمرو موسيقى اين‏سرزمين بود، جامعه را به ايستادگى دربرابر ستمگران زمان و همراهى بانهضت‏هاى رهايى‏بخش در سرتاسر جهان‏دعوت مى‏كرد و چنان از روح حماسى‏سرشار بود كه پس از گذشت سالها، زيبايى‏و طراوت خود را حفظ كرده است، به‏گونه‏اى كه شنونده با شنيدن آن احساس‏مى‏كند كه »بايد بتازد!«
عليرغم استقبال چشمگيرى كه از آثارى ازاين دست، در سالهاى نخست پس ازپيروزى انقلاب از سوى مردم به عمل آمد وبه موسيقى سنتى و يا به تعبيرى اصيل‏ايرانى رونق فراوانى بخشيد، متاسفانه‏بتدريج خوانندگان و دست‏اندركاران اين‏شيوه، رابطه خود را با شعر عصر خويش‏كاهش و ترجيح دادند كه به اجراى آثارى‏بپردازد كه شعر آن براساس سروده‏هاى‏شاعران بزرگ قرون پيشين باشد. بدين‏ترتيب شايد بتوان گفت كه موسيقى سنتى‏به شاعران معاصر پشت كرده و به اجراى‏آثارى پرداخت كه شاعران قرن پنجم تا نهم‏را در برمى‏گرفت و به گواه آثار اجرا شده‏در طى اين دوران تعداد شاعران اين قرون‏نيز به انگشتان دو دست نمى‏رسد. البته مرادشاعرانى هستند كه مورد توجه اهل‏موسيقى قرار گرفته‏اند. شاعرانى همچون‏حافظ، سعدى، مولوى، عطار و....
البته در شأن و مرتبه والاى شاعران‏گرانسنگ ادب پارسى و عشق و ارادت مردم‏اين ديار به آنان و آثار گرانقدرشان‏هيچگونه ترديدى وجود ندارد. اما به‏مصداق سخن معروف »فرزند زمان‏خويشتن باش« هر جامعه‏اى به دنبال‏سخنى از جنس زمانه خويش است. يقيناًچشم پوشيدن نسبت به استفاده از آثارى‏كه استمرار ادب پارسى به شمار مى‏آيد عدم‏درك ضرورتهاى اجتماعى، كاهش رغبت ورويگردانى جامعه و به ويژه نسل جوان ونوجو را در پى خواهد داشت. و با كمال دريغ‏اين اتفاق رخ داد و موسيقى اصيل ايرانى كه‏در سايه حمايتها و نزديكى اين موسيقى به‏مردم روزگارى در كانون توجه مردم قرارگرفته بود، به لحاظ ناديده انگاشتن اهميت‏شعر و شاعر امروز، دوباره به فضايى‏برگشت كه برخى از آن با عنوان موسيقى»موزه‏اى« ياد مى‏كنند! رواج موسيقى مبتذل‏غربى از يك سو و رونق بازار موسيقى‏گروهى از خوانندگان و آهنگسازان ايرانى‏كه با پيروزى انقلاب كشور را ترك كرده ودر خارج از ايران )اروپا و امريكا( كار خودرا دنبال كردند و از كار آنان با عنوان‏موسيقى »لس‏آنجلسى« ياد مى‏شود،ضرورت توجه به موسيقى »پاپ« ملى راايجاب كرد. اين واقعه بيانگر درك‏هوشمندانه‏اى بود كه اگر به نيازهاى جامعه‏در خصوص بهره‏مندى از هنر روز پاسخ‏مناسبى داده نشود، انحراف ذائقه عمومى‏امرى اجتناب‏ناپذير است. از طرف ديگرجهان قرنهاست دريافته كه نبايد نسبت به‏زبان سحرانگيز هنر كه مورد توجه و علاقه‏مردم است بى‏اعتنا باشد و چه بسيارمفاهيم را مى‏توان از اين طريق در سطح‏جامعه منتشر كرد. لذا براساس همين درك‏واقع‏بينانه موج نوين موسيقى پاپ ايرانى‏حركت خود را آغاز كرد و استقبال چشمگيراقشار مردم به ويژه نسل جوان رإے؛ےبرانگيخت و بازار موسيقى‏هاى مبتذل راكساد كرد.
موسيقى پاپ به لحاظ ماهيت خاص خود،بسيار به زمان حال متكى و وابسته است. وبه ويژه در »ترانه« كه زبان آن مى‏بايست به‏زبان مردم كوچه و بازار و حتى اصطلاحات‏روزمره آنان نزديك باشد.
ظهور ترانه‏سرايانى مانند ايرج جنتى‏عطايى، شهيار قنبرى و اردلان سرفراز درموسيقى پاپ ايرانى، كه از آنان به عنوان‏مثلث طلايى ياد مى‏شود، اين امكان را درعرصه ترانه‏سرايى فراهم آورد كه ترانه به‏شعر نزديك شود و تنها به »مغازله« محدودنشود و به مسايل اجتماعى نيز گوشه‏چشمى داشته باشد. حضور موسيقيدانان‏برجسته و صاحب نام و آهنگسازان جوان وتحصيلكرده در اين رشته امكان بالقوه‏مناسبى بود كه در كنار ترانه‏اى خوب وصداى گرم خواننده‏اى، اثرى شايان تأمل راپديد مى‏آورد.
بدون شك نقش شاعر كه اغلب در نگاه‏عموم كمرنگ نيز به نظر مى‏آيد، بسيارحساس و تعيين‏كننده است. زيرا بسيارى ازشاهكارها و آثارى كه با استقبال مردم‏مواجه شده است )عليرغم هماهنگى و قوت‏كار تمام عوامل( ترانه‏اى است كه درصورت مقبوليت بر سر زبانها مى‏افتد ومردم كوچه و بازار به آن دل مى‏سپارند وآن را در خلوت خويش زمزمه مى‏كنند.انتصاب على معلم دامغانى به سمت‏سرپرست واحد موسيقى و شعر صدا وسيما در آغاز نگرانى برخى از شاعران و به‏ويژه ترانه‏سرايان را موجب شد. علت‏دلواپسى آنان در واقع همان موضوع زبان ومشكل پيچيده شعر معلم بود و بعيدمى‏دانستند كه معلم بتواند در اين قلمروخودى نشان دهد و حركت‏آفرين باشد. ليكن‏گذشت زمان بطلان اين انديشه را به اثبات‏رساند. معلم با دعوت از شاعران نوگرا وشكستن انحصارى كه در اين حوزه پديدآمده بود، امكان جهش تازه‏اى را فراهم آوردو به انسدادى كه رمق موسيقى را گرفته بودپايان بخشيد. هر چند كه تأثير آن دوران به‏گونه‏اى است كه هنوز برخى از شاعران‏ناباورانه به آن نگاه مى‏كنند و برخى نيز براين باورند كه اين جريان نيز به انحصارديگرى ختم و عرصه ترانه به چند ترانه‏سراكه آثارشان به سهولت مجوز مى‏گيرند،مجدداً محدود خواهد شد. اما آنچه اينك‏شاهد آن هستيم، رواج و رونق ترانه‏سرايى‏و حضور جمع كثيرى از شاعران در اين‏عرصه است كه نشانگر تلاش و تأثير معلم‏در زمينه شكوفايى و تنوع اين قالب است.
و اما حضور على معلم دامغانى در اين‏قلمرو تنها به عنوان رييس يك پست يا يك‏شورا مطرح نبوده. بلكه وى در طى اين‏سالهاى اخير با ترانه‏هايش شگفتى ديگرى‏را رقم زده است. پخش نخستين ترانه‏هاى‏معلم در عالم موسيقى پاپ بسيارى ازشاعرانى كه او را مى‏شناختند، به تعجب‏واداشت و در تمام محافل ادبى با حيرت اززبان ساده ترانه‏هاى او كه روان و همه‏فهم‏بود صحبت به ميان آمد.
برخى از ترانه‏هاى او كه در تيتراژسريالهاى تلويزيونى پخش شد، نه فقط نام‏او را به عنوان شاعرى ترانه‏سرا بيشتر برسر زبانها انداخت، بلكه به محبوبيت آن‏مجموعه نيز افزود، به گونه‏اى كه بسيارى‏از مردم بيش از سريال به ترانه تيتراژ آن‏علاقمند بودند.
در ترانه‏هاى معلم نيز، همان دغدغه‏هاى‏مذهبى و فلسفى موج مى‏زند. او همانگونه‏كه شاعرى ملتزم و متعهد است ترانه‏سرايى‏آرمانگرا و ارزشى است كه اگر پذيرفته بامردم به زبان ساده ترانه سخن بگويد،هدفش انتقال مفاهيم اساسى است. به همين‏اعتبار گاه شيوه بيان او به موعظه ونصيحت نزديك شده و مستقيم‏گويى جاى‏تعابير و استعاره‏هاى شاعرانه را گرفته‏است. همچنين در عرصه ترانه‏سرايى نيزهمچون شعر، معلم به بيان مفاهيم براساس‏آيات قرآن كريم و احاديث و روايات خاندان‏پاك وحى )ع( وفادارى خود را حفظ كرده‏است كه در مجموع ترانه‏هاى وى را از آثارديگران متمايز مى‏سازد.
معلم همانگونه كه نسبت به شعر خويش‏سختگير بوده و گواه اين مدعا عدم چاپ‏كتابهاى متعدد اوست، در ترانه‏سرايى نيزحساسيت و وسواس خود را از دست نداده‏است. نگاه نقادانه او نسبت به آثارش‏همواره مانعى بوده كه راه را بر توليد انبوه‏سد كرده. ترانه‏هاى معلم غالباً در برگيرنده‏دغدغه‏هايى است كه ريشه در تاريخ دارد.ترانه‏هاى او براى دفاع مقدس و امام على )ع(كه در كاستى با عنوان »ماه شبستان«توسط محمد اصفهانى اجرا شده است‏روايتگر دردها و سرخوردگيها، غفلتها ونابرادريها و سرانجام دعوت به آرمانهاى‏بزرگ و ارزشهاى متعالى است. سخن معلم‏سخنى برخاسته از اعماق دل و جان است وشايد به همين دليل بر دل مى‏نشيند. اوبردردهاى مشترك و داغ‏هايى كه همه از آن‏باخبرند انگشت مى‏گذارد و شخصيت‏تاريخى جريحه‏دار شده مخاطب رابرمى‏انگيزد تا براى ستيزى دوباره عليه‏سياهى‏ها و تباهى‏ها برخيزد. ترانه رد خون‏با صداى عليرضا افتخارى انعكاس‏ديگريست از نگاه فلسفى معلم و اندوهى كه‏گويى تا قيامت تمامى ندارد. اندوه لطيفى كه‏گويى از جنس غمهاى دنيوى نيست و ريشه‏در عالمى ديگر دارد.
كلام آخر آنكه استاد على معلم دامغانى ازپشتوانه‏هاى سترگ ادبيات روزگار ماست‏و تحولى كه در عرصه ترانه‏سرايى به وقوع‏پيوست، فارغ از نام و همت او نيست. هر چندكه انتظار همه آنانيكه او را مى‏شناسند ازعلى معلم دامغانى بسيار بسيار فراتر ازديگران است و معلم حتماً اين نكته رامى‏داند!

استاد على معلم دامغانى ازپشتوانه‏هاى سترگ ادبيات روزگار ماست‏و تحولى كه در عرصه ترانه‏سرايى به وقوع‏پيوست، فارغ از نام و همت او نيست

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61321829