IRICAP.com

 

اتفاقات عظیمی در راه است

محمد رضا دهشیری

 


گفت وگو با حجت الاسلام اشکوری از فعالان ستاد انتخاباتی احمدی نژاد







فعالیت شما در ستاد چه بود؟

من داخل ستاد فعالیت نداشتم اما حركت نامزدهای انتخاباتی را رصد می‌كردم و دیدم كه حركت آقای احمدی‌نژاد یك حركت صحیح است و ایشان جامعه را خوب فهمیده به همین دلیل به سمت آقای احمدی‌نژاد رفتم و از این شاخه به آن شاخه نپریدیم. چون هم تاكتیك و هم استراتژی‌های احمدی‌نژاد درست بود. قبل از اینكه با آقای رسایی یا دوستان دیگر ارتباط داشته باشم، در جلسات آقای احمدی‌نژاد شركت كردم بیشتر بحث درباره دولت اسلامی و عناصر و مؤلفه‌های مردم‌سالاری دینی بود همان بحث‌ها باعث شد با ایشان ارتباط برقرار كنم و در سخنرانی‌هایم در شهرستان‌ها از همان مفاهیم استفاده كردم چون می‌دانستم به اصطلاح طلبه‌ها، ضمیر، مرجع خودش را پیدا می‌كند وقتی سخنرانی تمام می‌شد افراد می‌پرسیدند منظور شما آقای احمدی‌نژاد است. و من هم می‌گفتم: ایشان می‌توانند نمایندگی كنند. این مطالبات با نوع گفتمان ایشان و رفتارهای انتخاباتی كه انجام می‌داد مشخص بود.


چه مؤلفه‌هایی در این بحث‌ها باعث موفقیت آقای احمدی‌نژاد شد؟

دین‌محوری؛ دین مداری در فرهنگ بومی بسیار نفوذ دارد اشتباهی كه نیروهای دیگر انجام دادند این بود كه رفتارهای غلط را به رفتارهای نظری- اعتقادی تعمیم دادند. برای مثال من غیبت را حرام می‌دانم ولی به دلیل رفتاری دچار غیبت می‌شوم پس من مشكل رفتاری دارم و شما نباید این مشكل رفتاری را به مشكلات اعتقادی تعمیم دهید. می‌توانید بگویید یقین عرفانی برایم حاصل نشده ولی نمی‌توانید آن را مشكل اعتقادی بدانید. بعد از پیروزی انقلاب و به مرور زمان، با شكل‌گیری بافت جمعیتی نسل جدید كه میلیون‌ها نفر بین سنین 16 تا 30 سال هستند و در معرض تهاجم فرهنگی نیز قرار دارند، اعتقاد احزاب بر این شد كه این جمعیت مشكل اعتقادی دارند و چون این افراد رأی دهنده هستند و تأثیرگذار، پس باید با ادبیات غیر اعتقادی رأی این افراد را جلب كنیم. اما آقای احمدی‌نژاد فهمیده بود كه برخی مشكلات را نمی‌توان مربوط به اعتقاد دانست. ایشان یقین داشتند كه مطالبات بنیادی و محوری جامعه ما ریشه هزار و چهارصد ساله دارد و می‌تواند با ادبیات دین محور تنظیم و تعریف شود. ایشان همان ادبیات را انتخاب كرد یعنی اگر ما طالب عدالت محوری هستیم به خاطر دین‌باوری است یعنی ما در فرهنگ بومی دین محور هستیم، علاقه‌ای به ناپاكی نداریم و براساس ادبیات دینی، طالب عدالت محوری و خدمت‌رسانی به مردم هستیم اگر با افراد بد حجاب صحبت كنید می‌بینید كه آنها هم دین محوری را دوست دارند اگر بپرسید به چه كسی اعتماد دارید؟ به كسی كه تقوا دارد یا به آدم بی‌تقوا؟ اكثراً می‌گویند به آدم با تقوا عتماد دارند. اگر بپرسید عدالت را می‌خواهید یا بی‌عدالتی؟ می‌گوید: عدالت‌محوری! اینها همه در فرهنگ بومی ما هست و آقای احمدی‌نژاد تمام این مطالب را خوب فهمید و از فرصت استفاده كرد و در تهران خودش را نشان داد و گفت: می‌خواهم خدمت‌گزار باشم. دین‌محورم، عدالت اجتماعی را رعایت می‌كنم و... در مرحله دوم به جای درگیر كردن خود با احزاب و گروهها و زدوبندهای حزبی، با جامعه و مردم صحبت كرد، كاری كه دیگران نكردند.
احمدی‌نژاد تمام شعارها را در قالب مفاهیم دینی و در ارتباط با بدنه اجتماع پیگیری می‌كرد.


شما خودتان از كجا فهمیدید كه ایشان به این مفاهیم ایمان دارد؟ در دیدارهایی كه با ایشان داشتید، دقیقاً صحبتهای ایشان چه بود؟

ایشان می‌گفتند فرمایشات مقام معظم رهبری، مطالبات و خواست ما نیز هست. می‌گفتند انقلاب چند مرحله دارد. انقلاب در راستای ایده كلی حركت اسلامی از زمان رسول اكرم تا به امروز است. مرحله اول: انقلاب اسلامی. دوم تأسیس نظام اسلامی. سوم دولت اسلامی و بعد دولت اسلامی را در بخشهای مختلف شرح می‌داد و می‌گفت ‌دولت اسلامی در تعاملش با اجتماع باید چگونه باشد مثلاً اگر آزادی را عنوان می‌كرد، آن را در چارچوب دولت اسلامی توضیح می‌داد.
به خاطر همین مفهوم دینی بود كه توانست با مردم ارتباط برقرار كند. و دیگر سابقه‌اش در شهرداری سابقه بسیار خوبی بود.
و بعضی مفاهیم را به صورت عملی در آنجا نشان داد. این دو با هم توانستند با بدنه اجتماع كاملاً هماهنگ شوند.


وقتی آقای خاتمی جامعه مدنی را مطرح كرد و به آن پرداخت، پشتوانه‌های دانشگاهی زیادی برای تئوری‌پردازی مباحثش داشت یعنی دستش پر بود. پشتوانه آقای احمدی‌نژاد چه كسانی هستند یا باید باشند؟

ما برای رسیدن به چنین جایگاهی راه بسیار مشكل و طولانی پیش رو داریم آقای احمدی‌نژاد در شعارهایش هم می‌گفت كه دولت آینده گامی به سوی دولت اسلامی است و جامعه ما هم همین رویكرد را می‌خواهد. اینكه ما بگوییم دولت اسلامی داریم و همه عناصر لازم برای شكل‌گیری این دولت اسلامی برقرار است، این ادعای بزرگی است و واقعیت ندارد. مسئله اصلی و گام برداشتن به سوی دولت اسلامی است. نهضت نرم‌افزاری كه مقام معظم رهبری عنوان می‌كند باید جدی گرفته شود باید ساختار ارتباطی مراكز علمی را كه به تولید علم می‌پردازند، با فرهنگ زندگی خود كه همان فرهنگ اسلامی است متناسب كنیم و انقلاب اسلامی برای تولید علم، نیازمند ساختاری است كه در آن، عملكرد دولت و مراكز علمی در یك راستا باشد. در این قضیه حوزه‌ها خیلی موثر هستند و دانشگاهیان متعهد و معتقد به اسلام هم خیلی مهم هستند.


آیا حوزه به این مسائل حكومتی نگاه می‌كند و با نیازهای جامعه جلو رفته است؟

در اوایل پیروزی انقلاب، تعداد كسانی كه هم در رشته‌های علوم انسانی دارای دكترا یا فوق‌لیسانس باشند و هم در حوزه درس خوانده باشند انگشت شمار بود الان براساس نعمت‌هایی كه انقلاب اسلامی به ما داده، در تمام رشته‌های علوم انسانی، چهل پنجاه نفر را داریم كه هم قریب‌الاجتهاد هستند یا مجتهد و از طرف دیگر در یكی از رشته‌های علوم انسانی هم دارای تخصص و درجه دكترا هستند. اتفاقاً چنین كسانی نیروهایی اهل تحقیق هستند. تنها مشكل، بها ندادن به اینهاست. مثلاً در دولت‌های گذشته، سازمان برنامه و بودجه در قم از این نیروها استفاده نكرده‌است و حتی این افراد را شناسایی نكرده‌است. باید از نیروهای توانمندی كه در حوزه‌ هست استفاده و با آنها تعامل برقرار كنیم و به آنها بگوییم مشكل ما این است، فكر ‌كنید و یك تئوری مطابق با دین ارائه دهید. حوزه دیگر، مثل گذشته‌ها نیست. حالا دیگر وقتی یك حوزوی حرف می‌زند نمی‌توانیم بگوییم فلانی اقتصاد نخوانده و مفاهیم اقتصادی را نمی‌فهمد. حالا دیگر این فرد چنین مفاهیمی را خوب می‌فهمد. دولت باید در رویكرد خود به چنین افرادی توجه كند. به آنها امكانات و بودجه بدهد تا بتوانند تولید علم كنند.


باید این احساس نیاز برای مرجع علمی نیز وجود داشته باشد در حوزه این احساس نیاز دیده می‌شود؟

حوزه به معنای بدنه مدیریتی، بحث جدایی است ولی پژوهشگران بسیاری تماس گرفتند و برای انجام این كارها اعلام آمادگی كردند حتی الان به آقای احمدی‌نژاد می‌گویند چرا به ما بها نمی‌دهید؟ مگر قرار نبود دولت اسلامی داشته باشیم یعنی این افراد تعجیل دارند انتظار دارند آقای احمدی‌نژاد در همین ابتدای كار، این خواست آنها را عملی كند. می‌گویند آماده هستند. پژوهشكده حوزه و دانشگاه دارد این كار را می‌كند و حتی این مراكز نماینده فرستاده‌اند و نگران هستند.


چه خطراتی می‌تواند این قضیه را تهدید كند؟

مهمترین آسیب احتمالی این است كه اولاً سطح مطالبات را بالا ببریم و بگوییم این كار باید همین فردا انجام شود. این مسئله مشكل ایجاد می‌كند. گفتیم ما می‌خواهیم به سوی دولت اسلامی گام برداریم. به این مسئله باید توجه داشت. مشكل دیگر هم این است كه بخواهیم تولید علم را انحصاری كنیم.


برای چند مؤسسه خاص؟

بله این هم از مشكلات عمده است


انتزاعی بودن مباحث چطور؟

من این را برای مثال گفتم كه بدانید ذهنیت حاكم درباره حوزه ذهنیت درستی نیست. بلكه حوزه با حضور چنین متخصصانی اكنون مشكلات را به طور مصداقی می‌شناسد.
یعنی ما به آستانه یك رنسانس علمی در داخل رسیده‌ایم؟

آقای احمدی‌نژاد جمله زیبایی را در این باره بیان می‌كند می‌گوید: چه به لحاظ داخلی و چه به لحاظ خارجی منتظر حوادث غیرقابل باوری هستیم. در جلسه‌ای كه آقای احمدی‌نژاد با تعدادی از حوزویان داشت، انتظارهایی كه آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌كرد و رابطه‌ای كه آنها با آقای احمدی‌نژاد داشتند، به قدری جالب بود كه پیش خودم گفتم اگر رودربایستی نداشتم همین جا سجده شكر به جا می‌آوردم كه چنین اتفاقات عظیمی در شرف وقوع است.
ما ابزارها را داریم برای مثال فضلایی داریم كه پژوهشگر هستند، از طرف دیگر بزرگانی همچون آقایان حسن زاده، مصباح، جوادی و... را داریم كه افراد حوزوی را رصد می‌كنند و بر كار محققان نظارت دارند.


این جریان چقدر می‌تواند در سیستم تحصیلی حوزه اثر بگذارد و دروس حوزه جهت‌دهی عملیاتی شود؟

جبر زمانه بعد از خرداد 76 ما را به تكاپوی زیادی واداشت در خیلی جاها با تمام توان كار كردیم نیروهایی هستند كه به سراغ فلسفه غرب می‌روند چون به آن نیاز است به طور جدی هم درس می‌خوانند حتی دنبال مدرك هم نیستند. احساس می‌كنم الان با رویكرد جدی كه آقای احمدی‌نژاد دارد- خاصه مطالباتی كه از حوزه دارد- اگر دولت بر این مطالبات پافشاری كند احساس می‌كنم در روند تحصیلی حوزه خیلی مؤثر است. جبر زمانه موجب بازنگری در كار خود، خواهد شد. بنده معتقدم كه حوزه‌های علمیه هنوز باورشان نشده‌است كه دارند حكومت می‌كنند.
همین حركتی كه در حال انجام است احساس مسئولیت به وجود می‌آورد.
دولتهای گذشته احساس عدم حاكمیت حوزه را تشدید می‌كردند. 30-40 نفر می‌نشستند و كاری به حوزه نداشتند و وقتی به آنها می‌گفتی از حوزه بخواهید، می‌گفتند: ما نامه نوشتیم اما پاسخی ندادند. در دولت جدید حضور كسانی كه این مطالبات را شدیداً پیگیری كنند، لازم است.


باز این خطر هست كه حوزه به دولت وابسته شود، این خطر چه مشكلاتی به وجود می‌آورد؟

آقای احمدی‌نژاد می‌گوید كه تمام بودجه دانشگاه‌های ما از دولت تهیه می‌شود اما در این دهه اخیر بیشترین اعتراضات كه به آشوب‌ هم كشیده شد از دانشگاههاست!
این نشان می‌دهد كه دانشگاه‌های ما وابسته نشده‌اند چگونه ممكن است كه دولت اسلامی از حوزه جدا باشد! دولت بودجه می‌دهد تا حوزه در عوض به دولت خدماتی ارائه دهد و تولید علم كند.


امكان دارد فضای كار، «احمدی‌نژاد محور» شود؟ این خودش یك آسیب است.

فرض كردم كه ساختار باید درست باشد. یعنی چنین رویكردی جایگاهش را پیدا كند و نهادینه شود كه اگر در سالهای آینده دولتهای بعدی روی كار آمدند حوزه را به رسمیت بشناسند.


این مهّم است كه حوزه، همچنان موضع مراقبت بر دولت را حفظ كند.

از باب امر به معروف و نهی از منكر كه واجب است نه تنها برای حوزه‌ها بلكه برای همه جا. حوزه بودجه را برای كار خودش می‌گیرد. بودجه می‌گیرد كه براساس مبانی اسلامی برای دولت اسلامی تولید علم كند. به محض اینكه دولت خطا كرد، دیگر اسلامی نیست.


در آن صورت ما دنباله رو آقای احمدی‌نژاد هستیم نه دولت اسلامی!

بله! اگر آقای احمدی‌نژاد نتواند دولت اسلامی تشكیل دهد، و منحرف شود. در مقابل او هم می‌ایستیم. وظیفه ما این است. معتقدم امر به معروف و نهی از منكر بزرگترین قدرت آزادی سازی در این مملكت است. خیلی مفهوم بالایی است كه یك امر واجب است و همه مكلفند نسبت به این وجوب شرعی اهتمام داشته باشند. پس هر كجا كژی و كاستی دیده شود باید اعتراض كنیم.
ما هنوز به دقت و توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری نیازمندیم و باید به مطالبات ایشان بیشتر توجه كنیم.


بگذریم بحث كادرسازی و تشكیلات چقدر در انتخابات نقش داشت؟

كادر تشكیلاتی این است كه حزبی نیرو را شناسایی می‌كند داخل حزب می‌برد، تربیتش می‌كند، آن شخص به حاكمیت آن حزب نفوذ می‌كند، تجربیات حكومتی را فرا می‌گیرد و بعد رشد می‌كند و به مقامات بالا می‌رسد و این نوع تشكیلات و نیروها قدرت را در دست می‌گیرند. این نوع تشكیلات در انتخابات نبود و كار تشكیلاتی در كار نبود البته سیاست ورزی یك كار جمعی است نه فردی و اگر شما به دنبال مجموعه اهدافی باشید، یقیناً برای رسیدن به آن اهداف باید تشكیلات داشته باشید ضمن اینكه باید دقت كنید كه دشمن شما دارای تشكیلات پیچیده و قوی است. تشكیلات دشمن در ایران فقط 300 سال سابقه كاری داشت. اگر شبكه فراماسونری را مطالعه كنید، می‌بینید 250 تا 300 سال سابقه كاری دارد. یعنی تشكیلاتشان دست نخورده است. افرادی مثل اسماعیل رابین با همكاری آمریكا و ساواكی‌ها می‌خواست جامعه فراماسونری انگلیس را لو دهد. آنها تشكیلات قوی دارند و كار خود را ادامه می‌دهند. حتی مقابلاتی كه انجام می‌دهند و كارهای سازمانی و تشكیلاتی آنها در داخل كشور، كاملاً مشهود است. شاید شما سندی نداشته باشید اما از رفتارشان كاملاً مشخص است.
این منش تشكیلاتی است كه فضاها را می‌چرخاند هماهنگ می‌كند و جلو می‌برد و این تشكیلات واقعاً وجود دارد. پس دشمن دارای تشكیلات بسیار قوی است ما هم باید دارای تشكیلات قوی باشیم اما هنوز این تشكیلات را نداریم و به این قضیه توجهی نداریم. در انتخابات هم تشكیلات حزبی نبود. تشكیلات، اعتقادی بود یعنی محور اساسی اتحاد ما همین مبانی دینی اسلام است. بنابراین افراد هر گاه احساس می‌كنند این مبانی دینی مورد تعرض قرار گرفته به صحنه می‌آیند یا می‌خواهند جواب شبهه را بدهند یا دین را توضیح دهند یا مجدداً برای دین تبلیغ كنند و با انحرافات مبارزه كنند. این عمل را به عنوان یك تكلیف انجام می‌دهند.
وقتی كه پس از خرداد 76 یك‌باره توجه به این سمت جلب شد كه بافت اجتماعی ما در حال تغییر است و باید در زمینه دین، برای نسل جدید تبلیغ كرد و به شبهاتی كه در اثر تهاجم فرهنگی برای او به وجود آمده پاسخ گفت، مجموعه دینداری شروع كردند به كار برای پاسخ دادن به شبهات. به شبهات پاسخ دادند، دین را معرفی كردند. از مقام معظم رهبری گرفته تا رده‌های پایین حوزه و تشكلات و سازمانها. مثلاً بسیج هم همین كار را می‌كند. طرح معرفت انجام می‌دهد دانشجو می‌آورد برای تبلیغ دین و به شبهات پاسخ داده می‌شود. بعضی از كتابهایی كه منتشر شد یا ناظر به نقد بود یا دین را تبلیغ می‌كرد. هیأتهای مذهبی هم كار كردند. روحانیونی كه از توان بالای پاسخگویی به شبهات برخوردار بودند، حالا باید برای تبلیغات، فضا ایجاد می‌كردند یعنی آن هجمه و این بافت جمعیتی نیاز به اقدام جدی را در میان بدنه اجتماعی و سازمانهای ما به وجود آورد. سازمانهایی كه متكفل هویت دینی و ملی ما بودند به تكاپو افتادند تا از ابزارهایی كه در اختیارشان بود استفاده كنند.
آقای احمدی‌نژاد متوجه شد كه باید با چه ادبیاتی با جامعه صحبت كند و به این امر دقت داشت و خودش هم این دغدغه دینی را داشت و براساس آن عمل كرد. توجه به مطالبات فرهنگی و بومی نهایتاً به این انجامید كه تبلیغ دین و پاسخ به شبهات، با ادبیاتی كه آقای احمدی‌نژاد به كار گرفته بود تلفیق شد یعنی دیگران 8 سال زحمت كشیدند به شبهات پاسخ دادند و دین را معرفی كردند و سرانجام آقای احمدی‌نژاد وقتی ادبیات دینی را به كاربرد كه جامعه متوجه آن شده بود و به همین دلیل هم آن فعالیت‌ها و كاركردها در رأی‌آوردن آقای احمدی‌نژاد بسیار مؤثر بود. البته تأكید می‌كنم كه او كار حزبی نكرد. این مجموعه بود كه كاركرد دینی و وظیفه دینی خودش را انجام می‌داد، آن سازمانها و اداراتی كه مسئول فرهنگ جامعه هستند و باید به دنبال تقویت هویت فرهنگی و فرهنگ دینی و ملی كشور باشند، مسئولیت خود را انجام می‌دادند. آقای احمدی‌نژاد ادبیات متناسب با همین مسئولیت را انتخاب كرد. بنابراین تنها تعبیری كه می‌توان از این مسأله داشت این است كه ضمیر، مرجع خود را پیدا كرد. یعنی همه این فعالیت‌ها در رأی آوردن آقای احمدی‌نژاد مؤثر بود ولی یك كار سازمان‌یافته و حزبی نبود بلكه یك كار جمعی در دفاع از هویت دینی و ملی ما بود.


همین طور كه تشكیلات فراماسونری بدون سروصدا حركت می‌كند انجمن حجتیه هم به همین شكل حركت می‌كند. ماركی روی سینه‌اش نیست ولی یك منش دارد. شاید شاخص اصلی آن جابجایی اولویتها باشد همیشه اولویتهای جامعه را اشتباه می‌گیرند. مثلاً امام می‌فرمود اصل حكومت شاهنشاهی باید جمع شود اینها می‌گفتند وای بهائیت بی‌داد كرده‌است. متأسفانه این جابه جایی اولویتها در خیلی از نیروهای انقلابی هم رسوخ كرد گاهی حتّی طرح معرفت، هیأتها، رسانه‌‌ها، صدا و سیما، حوزه‌ها و بدنه حوزه ناخواسته دچار این منش شدند یعنی یك برخورد سكولار با قضیه داشتند و رهبری اول مبارزه با فقر، فساد و تبعیض را معرفی می‌كرد و شبهات نظری را در مراتب بعدی قرار می‌داد ولی اینها نتوانستند خودشان را با رهبری تطبیق دهند. علتش هم شاید هزینه‌هایی بود كه باید به ازاء اولویتهای رهبری متحمل می‌شدند. ممكن است در آینده هم، این منش بر رفتار این افراد حاكم بماند؟

رهبری به بحث تهاجم فرهنگی و پاسخ به شبهات و تقویت هویت دینی مردم و هویت ملی هم اهتمام داشت پس نمی‌توان گفت در آنجا ما سكولار و یا مثل حجتیه عمل كردیم.
با این عقیده شما كه از سوی حوزه‌های علمیه، آن‌چنان كه باید به بحث فقر و فساد و تبعیض پرداخته نشده‌است؛ مخالفم. اتفاقاً به این نكات هم پرداخته شده ولی آنچه باعث شد این حركت به چشم نیاید این بود كه طرف مقابل كه باید كار انجام می‌داد به این قضیه اهتمام نداشت و اگر حوزه‌ها می‌خواستند فشار را بیشتر كنند ممكن بود نگاههای سیاسی به وجود آید. برخی از مدیران ما كه باید به این حرفها توجه می‌كردند، در این باره توجهی نشان ندادند. برخی از افراد برای مقابله فرهنگی كتاب چاپ می‌كردند و ما هم كه ابزار كار را در اختیار داشتیم و كتاب چاپ می‌كردیم طرف مقابل مقاله می‌نوشت و ما هم مقاله می‌نوشتیم.
می‌توان با این عدم توجه، برخورد كرد اما در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی، حوزه‌ها قدرتی نداشتند تا با جریان مقابل مبارزه كنند و نمی‌توانستید جای مدیر یك اداره بنشینید و با او برخورد كنید در چنین موقعیت‌هایی فقط می‌توان حرف زد. اما در عمل خیلی نمی‌توان جلو رفت و مؤثر بود.


رهبری به دنبال مطالبه مردمی بود. می‌گفت مردم را به درستی جهت‌دهی ‌كنید.

همان مطالبه مردمی بود كه آقای احمدی‌نژاد از متن آن بیرون آمد.


بله. ولی این مسئله حاصل تلاش یك نفره رهبری و یاران انگشت شمار بود. مگر ما چند تا رحیم پور ازغدی در مملكت داشتیم؟

آقای رحیم‌پور ازغدی بیانش تلویزیونی می‌شود وگرنه خیلی‌ها بودند كه در مورد مبارزه با مفاسد اقتصادی صحبت می‌كردند. خیلی زیاد بودند.


در پرتو، پگاه حوزه، نگاه حوزه و دیگر نشریات، حوزه می‌توانست مبانی دینی را بیان كند تا برای طلبه جا بیفتد و بعد با زبان خودش به منبر برود.

ما راه را اشتباه نرفتیم. تهاجم فرهنگی شدت بسیاری داشت. خواسته رهبری مقابله با تهاجم فرهنگی هم هست. ریشه بسیاری از مفاسد اقتصادی در تهاجم فرهنگی است. مشكلات فرهنگی و جدا شدن از مفاهیم دینی موجب می‌شود كه مشكلات اقتصادی به وجود بیاید. آنجا كار درستی انجام گرفت. اینجا هم بحثی انجام شد و درباره كارهایی كه انجام نگرفته، كاستی‌های جدی وجود دارد. البته به دلیل تهاجم و فشاری كه بر نظام بود، پرداختن به این قضایا، به صورت مصداقی سخت بود. چون دشمن به گونه‌ای از آن استفاده می‌كرد تا ساختار نظام را سیاه و تیره نشان دهد. به عنوان مثال پرونده شهرام جزایری، آقای جزایری زرنگی كرده بود. پیش آقایی رفته بود كه داشت مسجد می‌ساخت و مقداری پول به او داده بود. بعد موقع محاكمه گفت این فرد از من پول گرفته پس روحانیت از من پول گرفته است و....
احساس می‌كنم آن چیزی كه باعث كندی در روال كار حوزه شد، اهتمام ضعیف قوه مجریه به این قضیه بود یعنی وقتی حوزه پافشاری می‌كرد و قوه مجریه به عنوان مهمترین عامل مبارزه با مفاسد اداری، وارد عمل نمی‌شد و همراهی نمی‌كرد، تلاش و حرف حوزویها روی زمین می‌ماند. اهتمام وجود داشت اما در عمل كاری صورت نمی‌گرفت. در دولت آینده این اهتمام را بیشتر خواهیم دید، زیرا اهتمام دولت هم هست. وقتی افراد متعدد، حرفهایی می‌زدند ولی به آن حرفها عمل نمی‌شد، فكر می‌كردند كه خود این حرف هم دارد شهید می‌شود و دلسردی بین مردم ایجاد می‌كند. بنابراین اگر قوه مجریه اهتمام بیشتری داشت، مبارزه با مفاسد اقتصادی هم جدی‌تر گرفته می‌شد.


برخورد حوزه را با قضیه انتخابات چگونه دیدید؟

در تاریخ معاصر ما همواره حوزه‌های علمیه (البته منظورم حوزویان هستند چون وقتی نام حوزه علمیه مطرح می‌شود، به عنوان یك نهاد با ساختار تشكیلاتی خاص خود به آن نگریسته می‌شود كه سلسله مراتبی دارد و به عنوان یك نهاد حزبی وارد عرصه فعالیت‌های سیاسی- اجتماعی نمی‌شود) مرجع سیاسی - اجتماعی مردم بوده‌اند. طی سالهای اخیر خیلی تلاش شد كه مرجعیت سیاسی- اجتماعی حوزویان از بین برود، اما فعالیت حوزه‌های علمیه به ویژه فعالیت‌های علمی، مرجعیت اجتماعی آنها را بیشتر تثبیت كرد؛ مخصوصاً با نوع رفتار و تعامل با جامعه، دلسوزی نسبت به آن و شعارها و حرفهایشان.
چون هجمه زیاد بود، فعالیت حوزه به عنوان مرجعیت سیاسی- اجتماعی مردم، تشدید شد. كه البته این اتفاق مباركی بود.


به این حرفها قبل از سوّم تیر هم معتقد بودید یا اینكه تازه به آن رسیده‌اید؟

نه. این مسأله در تاریخ معاصر ما مطرح بوده و اكنون تقویت شده‌است. رفتار غیر عدالت محورانه برخی از مدیران سابق ما به این اعتماد و ارتباط خدشه وارد كرده بود و چون مردم، حكومت و نظام را، حكومت و نظام دینی و این نظام دینی را برخاسته از حوزه می‌دانند، فكر می‌كردند اتفاقاتی كه دارد می‌افتد مربوط به روحانیت است و هر تخلفی كه مدیران اجرایی انجام می‌دادند به روحانیت نسبت داده می‌شد. آنگونه تخلفات، ارتباط با مردم و اعتماد آنها را تضعیف كرده بود. اما آنچه كه در انتخابات اتفاق افتاد و با حركتی كه حوزه انجام داد افكار عمومی متوجه اصل موضوع شد. بر همین اساس، بنده حركت حوزه را به عنوان یك كار برخاسته از اعتقاد می‌دانم.