خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

تكرار نقوش‌در هنر عصر اسلامي‌

 


اشاره:


يكي‌از مميزات‌عالم‌اساطيري‌شرق‌و عالم‌ديني‌مسيحي‌و اسلامي‌تكرار طرح‌و نقش‌و الحان‌در آثار هنري‌آنها است‌. اين‌وضع‌در همه‌هنرهاي‌اساطيري‌و ديني‌مشترك‌است‌. بنابراين‌ باشد بينش‌واحدي‌وجود داشته‌باشد تا همة‌هنرمندان‌با وجود گذر هزاران‌سال‌همواره‌يك‌نقش‌يا لحن‌يا كلمه‌را با قدري‌تغيير نامحسوس‌ابداع‌كنند.
از قديمي‌ترين‌شعرهايي‌كه‌ذكر شعر در آن‌به‌ميان‌آمده‌يكي‌از معلقا سبع‌است‌، آنجا كه‌شاعر جاهلي‌مي‌گويد: اگر من‌سخن‌نو و بديعي‌در اين‌قصيده‌نگفته‌ام‌بدان‌دليل‌است‌كه‌همة‌وادي‌ها را شعراي‌قديم‌درنورديده‌اند.

هل‌غادَرَ الشعرا مِنْ مُتَرَدَّم‌
ام‌هل‌عَرَفْتَ الدارَ بعدَ توهُّمِ

اين‌بينش‌در نگاه‌هنرمندان‌اعصار گذشته‌نسبت‌به‌زمان‌و تاريخ‌و ماهيت‌اثر هنري‌حضور پيدا مي‌كند، بدين‌معني‌كه‌هنرمند از زمان‌، احساسي‌مكانيكي‌و تدريجي‌كه‌در افق‌مكان‌تكوين‌يابد و نابود شود، ندارد. بلكه‌زمان‌و مكان‌چون‌انسان‌واجد مراتبي‌است‌كه‌هر مرتبة‌داني‌جلوة‌امر عالي‌است‌. انسان‌همواره‌نسبت‌به‌زمان‌و مكان‌احساس‌بستگي‌مي‌كند اما اين‌احساس‌امري‌تاريخي‌است‌. گاه‌چنان‌تصوري‌از زمان‌و مكان‌در او پيدا مي‌شود كه‌با زمان‌و مكان‌در دوره‌ديگر متفاوت‌است‌.
در طول‌تاريخ‌ايران‌و به‌ويژه‌در دوران‌اسلامي‌، رنگ‌نقشي‌مهم‌را در مقاطع‌مختلف‌داشته‌و حتي‌نمادي‌از يك‌واقعه‌تاريخي‌و يا همچنين‌يك‌دوره‌تاريخي‌بوده‌است‌كه‌البته‌مفاهيم‌مختلفي‌را دربرمي‌گيرد. رنگ‌در تاريخ‌ايران‌، با مفاهيم‌و يا معاني‌حقيقي‌خود به‌كار رفته‌است‌. در تمدنهاي‌كهن‌و دوران‌پيش‌از تاريخ‌ايران‌، وسائل‌و آلات‌و ابزار مردمان‌با رنگي‌تزيين‌مي‌شد كه‌در آن‌منطقه‌وجود داشته‌است‌و گاه‌حتي‌آن‌تمدن‌، مثلاً به‌مناسبت‌وجود خاك‌نخودي‌رنگ‌و در نتيجه‌وجود آلات‌و ابزار به‌رنگ‌نخودي‌، به‌تمدن‌نخودي‌رنگ‌مشهور مي‌شد (تپه‌گيان‌ايران‌). در دورانهاي‌تاريخي‌ايران‌و در مقاطع‌پيش‌از ظهور اسلام‌، به‌ويژه‌رنگهاي‌طلايي‌و نقره‌اي‌مورد توجه‌بود.

در ادوار اسلامي‌و در ممالك‌اسلامي‌نيز تنوع‌شگفت‌انگيز پوشاكهاي‌مختلف‌با آداب‌و سنن‌بومي‌منطقه‌تناسب‌ داشت‌. به‌طور مثال‌بدويان‌از پشم‌گوسفند سفيد، و يا موي‌بز سياه‌لباس‌تهيه‌مي‌كردند. مردم‌شهر برقه‌اغلب‌قرمز مي‌پوشيدند. و در فسطاط‌(مصر) آنان‌را با رنگ‌لباس‌قرمزشان‌مي‌شناختند زيرا كه‌برقه‌در ميان‌صحرايي‌قرار داشت‌كه‌داراي‌خاك‌و سنگ‌قرمز بود و كار با آن‌مصالح‌، بالطبع‌لباس‌را قرمز مي‌كرد. گاه‌امر تجارت‌به‌يكرنگ‌كردن‌البسه‌مردم‌، بدون‌هيچ‌زمينة‌تاريخي‌آن‌، كمك‌مي‌كرد. مثلاً ورود مستمر قرمزدانه‌و نيل‌و زعفران‌به‌ممالك‌اسلامي‌، باعث‌هماهنگي‌رنگها مي‌شد، اما مسائل‌و حوادث‌تاريخي‌، زمينه‌ديگري‌را براي‌انتخاب‌رنگها به‌وجود مي‌آورد.
در اديان‌الهي‌و كتب‌آسماني‌، گاه‌رنگها به‌هر دو مفهوم‌معنوي‌و حقيقي‌خود ديده‌مي‌شود. در انجيل‌كتاب‌مقدس‌مسيحيان‌، رنگهاي‌سبز، طلايي‌، قرمز و آبي‌بصورت‌صفت‌و در معاني‌حقيقي‌آن‌و دو رنگ‌سفيد و سياه‌، بعنوان‌صفت‌و نيز با مفهوم‌معنوي‌آن‌بكار رفته‌است‌.
در قرآن‌كريم‌رنگهاي‌سبز در سورة‌37 آية‌80، سوره‌55 آية‌64، سورة‌87 آيه‌5 ـ رنگ‌زرد در سوره‌2 آية‌69 ـ رنگ‌قرمز در سورة‌35 آية‌27 ـ رنگ‌سفيد در سورة‌2 آية‌187 و بالاخره‌رنگ‌سياه‌در سورة‌2 آية‌187 آمده‌است‌.
پيامبر اسلام‌9 ، نيز در حيات‌پرثمر خود و در زندگاني‌روزمره‌خويش‌از رنگهاي‌چندي‌استفاده‌فرموده‌اند. بعدها در طول‌تاريخ‌و در طي‌قرون‌رنگ‌سبز بصورت‌نمادي‌از پيام‌حضرت‌ختمي‌مرتبت‌و شعار دين‌مبين‌اسلام‌درآمد و هم‌اكنون‌نيز رنگ‌سبز، به‌عنوان‌رنگ‌رسمي‌بسياري‌از كشورهاي‌اسلامي‌، در پرچم‌كشورها منعكس‌است‌. در كتابهاي‌مختلف‌كه‌در مورد شيوة‌زندگي‌و سيرة‌آن‌حضرت‌به‌تحرير درآمده‌است‌، مؤلفان‌گاه‌به‌صراحت‌و زماني‌به‌طور غيرمستقيم‌به‌رنگهاي‌مورد استفاده‌ايشان‌اشاره‌كرده‌اند. در بخشي‌از سيرة‌نبوي‌كتاب‌طبقات‌تأليف‌محمدبن‌سعد (متوفي‌230 ق‌) كه‌كاتب‌محمدبن‌عمر واقدي‌بوده‌است‌ ، آگاهيهايي‌از عادات‌لباس‌پوشيدن‌پيامبر اكرم‌9 آمده‌است‌. به‌طور مثال‌فضل‌... از ابوقلابه‌نقل‌مي‌كند كه‌پيامبر 9 فرموده‌است‌: «از محبوبترين‌جامه‌هاي‌شما در نظر خداوند جامة‌سپيد است‌، در آن‌نماز بگزاريد و مردگان‌خود را در آن‌كفن‌كنيد». و يا اينكه‌پيامبر 9 فرموده‌است‌«بر شما باد پوشيدن‌جامة‌سپيد، زندگان‌شما آن‌را بپوشند و مردگان‌خود را در آن‌كفن‌كنيد».
همچنين‌نقل‌شده‌است‌كه‌«پيامبر 9 را در حال‌طواف‌ديدم‌كه‌حولة‌سبز بر دوش‌داشت‌و شانه‌چپ‌خود را پوشيده‌و شانه‌راستش‌برهنه‌بود». و نيز اينكه‌پيامبر 9 را در حالتي‌ديدم‌كه‌دو برد سبز پوشيده‌بود».
از آنجايي‌كه‌نحوة‌زندگاني‌حضرت‌ختمي‌مرتبت‌9 ، حتي‌در كوچكترين‌اعمال‌آن‌حضرت‌، مورد توجه‌فراوان‌اطرافيان‌و پيروان‌بود، نبايد تعجب‌كنيم‌كه‌طبقات‌مي‌گويد، هنگامي‌كه‌نمايندگان‌بني‌عامر در مكه‌(محلة‌ابطح‌) به‌خدمت‌پيامبر 9 رسيدند، پيامبر 9 در داخل‌«خيمه‌اي‌سرخ‌رنگ‌» بود. يا رسول‌خدا 9 روزهاي‌جمعه‌برد سرخ‌مي‌پوشيدند و در دو عيد (فطر و قربان‌) عمامة‌سرخ‌مي‌بستند. همچنين‌از قول‌يكي‌از نزديكان‌پيامبر نقل‌شده‌كه‌مي‌گفته‌است‌«هيچ‌كس‌را در جامة‌سرخ‌زيباتر از رسول‌خدا نديده‌ام‌. درود و سلام‌خدا بر او باد».
و نيز از جابربن‌عبدالله‌در همين‌منبع‌نقل‌مي‌شود كه‌«پيامبر 9 روزهاي‌عيد قربان‌و عيد فطر و جمعه‌ها، حله‌و برد سرخ‌رنگ‌خود را مي‌پوشيد». شبيه‌چنين‌جملاتي‌نيز از جانب‌عبيدالله‌بن‌موسي‌كه‌از نزديكان‌بود، گفته‌شده‌است‌كه‌«هيچ‌كس‌از خلق‌خدا را در حلة‌سرخ‌زيباتر از رسول‌خدا 9 نديده‌ام‌» در سال‌فتح‌مكه‌، در محل‌قديد نزديك‌مكه‌، مرداني‌كه‌به‌ملاقات‌رسول‌خداوند آمدند، همگي‌مسلمان‌شدند و «خواستند كه‌در پيشاپيش‌لشكر قرار بگيرند و رنگ‌پرچم‌آنان‌سرخ‌باشد». همچنين‌بد نيست‌كه‌گفته‌شود كه‌پيامبر اكرم‌9 دستور دادند كه‌«بر روي‌قطعه‌چرم‌سرخي‌» فرماني‌نوشته‌شود كه‌به‌موجب‌آن‌منطقة‌عقيق‌به‌«خاندان‌بني‌عقيل‌» داده‌شود. طبقات‌همچنين‌از قول‌نزديكان‌پيامبر 9 مي‌نويسد كه‌گاهي‌پيراهن‌و رداء و ازار رسول‌خدا را با زعفران‌و ورس‌رنگ‌مي‌كردند و پيامبر 9 آن‌را مي‌پوشيد و بيرون‌مي‌آمد. همچنين‌پيامبر 9 داراي‌ملافة‌زردرنگي‌بوده‌اند كه‌با ورس‌رنگ‌شده‌بود. علاوه‌بر آن‌ذكر مي‌كند كه‌«پيامبر 9 وارد مكه‌شد، در حالي‌كه‌عمامه‌يي‌ ] دستاري‌[ سياه‌بر سر داشت‌»، و نيز نقل‌مي‌كند كه‌«پرچمها و رايات‌رسول‌خدا 9 سياه‌بود». واقدي‌از ابوبكر... نقل‌مي‌كند كه‌مي‌گفته‌است‌كه‌: «شنيدم‌عباس‌بن‌عبدالمطلب‌مي‌گفت‌رسول‌خدا در حج‌خود بر خانة‌كعبه‌جامه‌هاي‌گرانبهاي‌سياه‌پوشاند». خوارزمي‌در مفاتيح‌العلوم‌مي‌نويسد از جمله‌اصطلاحاتي‌كه‌اعراب‌بعد از ظهور اسلام‌در كتابهاي‌فتوح‌، مغازي‌و تاريخ‌به‌كار بردند، كلمة‌شرطيون‌است‌. «شرطيون‌يعني‌كساني‌كه‌ داراي‌پرچمهاي‌سياه‌هستند و رئيسشان‌را صاحب‌الشرط‌مي‌گويند».

به‌كار بردن‌پرچم‌، چه‌نزد ايرانيان‌و چه‌نزد اعراب‌قبل‌از ظهور اسلام‌متداول‌بوده‌است‌. درفش‌و پرچم‌ايران‌در دوران‌باستان‌، در تاريخ‌شهرت‌دارد. در يكي‌از مناصب‌معمول‌در ميان‌خاندان‌قريش‌پرچمداري‌بود كه‌در آن‌ايام‌به‌آن‌عقاب‌مي‌گفتند، و ظاهراً قريش‌نام‌عقاب‌را از روميان‌گرفته‌بود، زيرا كه‌علامت‌رسمي‌دولت‌روم‌، عقاب‌بوده‌است‌. در سيرة‌حلبيه‌روايت‌شده‌است‌كه‌«در جنگ‌بدر كبري‌سه‌پرچم‌داشتند، يكي‌سفيد و دو سياه‌. حضرت‌رسول‌9 ، پرچم‌سفيد را به‌مصعب‌بن‌عمير دادند، و يكي‌از پرچمهاي‌سياه‌را به‌مردي‌از انصار واگذار كردند و اما پرچم‌سوم‌سياه‌كه‌نامش‌عقاب‌و از مرط‌عايشه‌تهيه‌شده‌بود، به‌علي‌بن‌ابيطالب‌7 دادند».
همچنين‌منابع‌در مورد رايات‌پيامبر اسلام‌9 نيز مطلبي‌نوشته‌اند. به‌طور مثال‌مجمل‌التواريخ‌والقصص‌به‌نقل‌از كتاب‌شرف‌النبي‌مي‌نويسد كه‌«رايتي‌سياه‌كه‌آن‌را عقاب‌گفتندي‌، و لوايي‌سپيد بود». علاوه‌بر آن‌نقل‌شده‌است‌كه‌«پرچم‌حضرت‌رسول‌9 نيز رنگ‌سياه‌داشته‌است‌»، ولي‌صاحب‌آثارالاول‌(قرماني‌: اخبارالدول‌و آثارالاول‌، بغداد 1282) مي‌نويسد كه‌«پاره‌اي‌از پرچمهاي‌پيغمبر 9 سفيدرنگ‌بوده‌است‌». اعراب‌در همان‌صدر اسلام‌در جنگ‌نهاوند كه‌در سال‌21 هجري‌قمري‌ـ 642 ميلادي‌صورت‌گرفت‌، در لشكركشي‌خود پرچم‌به‌همراه‌خود داشتند.
مورخ‌شهير برنولد اسپونر دربارة‌صدر اسلام‌گزارش‌مي‌دهد كه‌به‌محض‌آنكه‌مسائل‌خوارج‌پيش‌آمد، آنان‌رنگ‌قرمز را به‌عنوان‌شعار خود انتخاب‌كردند.
گاه‌دانشمندان‌علوم‌ديني‌نيز وقايع‌تاريخي‌و شدت‌آن‌را با رنگ‌سنجيده‌اند، به‌طور مثال‌شيخ‌صدوق‌(ابن‌ بابويه‌) فقيه‌عاليقدر جهان‌تشيع‌در كتاب‌علل‌الشرايع‌چنين‌آورده‌است‌: «وقتي‌آسمان‌را سرخ‌بيني‌همرنگ‌خون‌تازه‌، و آفتاب‌را بر ديوار چون‌مفرش‌زرد، بدان‌كه‌حسين‌7 كشته‌شده‌است‌. و از همان‌ايام‌شهادت‌حضرت‌امام‌حسين‌7 است‌كه‌رنگ‌سرخ‌داراي‌مفهوم‌سياسي‌و اجتماي‌شد.
امويان‌به‌استناد كتاب‌آثارالاول‌پس‌از پيامبر اكرم‌9 رنگ‌پرچم‌را عوض‌كردند و «پرچم‌امويان‌سرخ‌شد». اما بعدها امويان‌رنگ‌سفيد را مظهر خود قرار دادند و اين‌امر حتي‌براي‌امويان‌اندلس‌هم‌معتبر بود. مجمل‌التواريخ‌و القصص‌حتي‌مي‌نويسد كه‌«علامت‌و كسوت‌بني‌اميه‌سبز بوده‌است‌» ، اما اغلب‌منابع‌رنگ‌سفي‌را به‌امويان‌نسبت‌داده‌اند.
علويان‌هم‌ابتدا رنگ‌سفيد را براي‌خود انتخاب‌كردند: «چون‌كار ناصر ] كبير [ به‌اَمل‌مستقيم‌شد، عبداللّه‌... به‌ساري‌علم‌ها سپيد كرد و مردم‌را با دعوت‌خواند».

همچنين‌در حركتهاي‌ناحية‌رويان‌يادآور مي‌شود كه‌: «مازيار در حال‌، پيش‌خليفه‌مسرعي‌روانه‌كرد و نمود كه‌مردم‌و رويان‌و ثغر چالوس‌خلع‌طاعت‌اميرالمؤمنين‌كردند و محمدبن‌موسي‌را فريفته‌و ياور گرفته‌و علويي‌را به‌خلافت‌نشانده‌، شعار سپيد گردانيده‌اند».
در مورد ناآراميهاي‌موجود در ساري‌توسط‌ علويان‌آمده‌است‌كه‌: «...و غافل‌نشسته‌بود كه‌ناگاه‌آواز تكبير و صلوات‌شنيدند و علمهاي‌سپيد در ساري‌آوردند، ولولة‌ديلم‌درافتاد».
و بالاخره‌اينكه‌«محمد زيد لشكر رافع‌را در آن‌سال‌نفقه‌داد تا رافع‌شعار و علم‌سپيد كرد». بعدها پرچم‌سفيد علويان‌به‌سبز تبديل‌شد (نگاه‌كنيد به‌پاورقي‌46).
ثعالبي‌در يتيمة‌الدهر اشاره‌به‌سپيدپوشي‌شيعيان‌برخي‌از شهرهاي‌ايران‌دارد و مي‌گويد «مردم‌ ] شيعه‌[ قم‌، كاشان‌و كرج‌را در جشنها و اجتماعات‌با جامة‌سپيد بيني‌و...» عباسيان‌برعكس‌امويان‌رنگ‌سياه‌را شعار خود قرار دادند. هنگامي‌كه‌ابومسلم‌در رمضان‌129 هجري‌قمري‌/ ژوئن‌747 ميلادي‌در نزديكي‌مرو اعلام‌موجوديت‌سياسي‌كرد، پرچم‌سياه‌عباسي‌را به‌اهتزاز درآورد. عباسيان‌همچنان‌شعار و رنگ‌سياه‌را تا زمان‌مأمون‌ حفظ‌كردند و به‌همين‌جهت‌آنان‌را «المسوده‌» (سياهپوشان‌) مي‌ناميدند. اما به‌محض‌آنكه‌حضرت‌امام‌علي‌بن‌موسي‌الرضا 7 از جانب‌خليفه‌به‌عنوان‌وليعهد تعيين‌گرديد، رنگ‌سبز جانشين‌سياه‌شد، زيرا كه‌سبز نمادي‌از پيامبر 9 شده‌بود: «مأمون‌در روز دوشنبه‌ماه‌رمضان‌سال‌201 ] هجري‌قمري‌/ 817 ميلادي‌[ به‌وليعهدي‌پس‌از خود با وي‌] رضا علي‌بن‌موسي‌بن‌جعفر 7 [ بيعت‌نمود و مردم‌را به‌جاي‌سياه‌، سبزپوش‌كرد و فرمان‌آن‌را به‌اطراف‌و نواحي‌نوشت‌... و كسي‌نماند كه‌لباس‌سبز نپوشد».
اما كم‌وبيش‌رنگ‌سياه‌در نزد عباسيان‌و مأموران‌دولتي‌حفظ‌گرديد و به‌خصوص‌قضات‌مانند ديگر كاركنان‌حكومتي‌مي‌بايستي‌لباس‌سياه‌رنگ‌بر تن‌كنند. در سال‌237 هجري‌قمري‌، زماني‌كه‌حارث‌بن‌مسكين‌قاضي‌مصر شد، از او خواسته‌شد كه‌لباس‌سياه‌بپوشد، اما وي‌خودداري‌كرد. دولتيان‌او را ترسانيدند و گفتند در اين‌لباس‌طرفدار بني‌اميه‌قلمداد خواهد شد و او پذيرفت‌و پشمينة‌سياه‌پوشيد. در قرن‌چهارم‌هجري‌قمري‌/ دهم‌ميلادي‌پوشيدن‌لباس‌سفيد براي‌مردان‌كماكان‌بنابر روايت‌و توصية‌پيامبر 9 وجود داشت‌و زنان‌هم‌مي‌توانستند لباسهاي‌رنگ‌به‌رنگ‌بر تن‌كنند، اما رجال‌دولتي‌در روزهاي‌رسمي‌، لباس‌مشخصي‌داشتند. خطيب‌بغدادي‌از حدود سال‌400 هجري‌قمري‌گزارش‌مي‌دهد كه‌فقط‌خطيبان‌و مؤذنان‌موظف‌بودند، قباي‌سياه‌بپوشند و ظاهراً روزهاي‌جمعه‌نيز مي‌بايست‌سرشناسان‌و دولتيان‌جز با قباي‌سياه‌ديده‌نشوند. اما در همين‌ايام‌، خلفاي‌فاطمي‌برخلاف‌عباسيان‌، رنگ‌سفيد را شعار خود كردند. پرچم‌فاطميان‌و همچنين‌قرمطيان‌نيز سفيد بود. چتر (مظلمه‌) فاطميان‌هم‌به‌رنگ‌رسمي‌، سفيد انتخاب‌شده‌بود. كسوت‌(روپوش‌) اهدايي‌خلفاي‌فاطمي‌براي‌پوشش‌كعبه‌نيز رنگ‌سفيد داشت‌ ، در حالي‌كه‌خلفاي‌عباسي‌، پارچه‌اي‌به‌رنگ‌سياه‌پيشكش‌مي‌كردند. (ابن‌جبير سياح‌اسپانيايي‌كه‌در قرن‌ششم‌هجري‌قمري‌/ دوازدهم‌ميلادي‌از كعبه‌ديدن‌كرده‌است‌، از روپوش‌و كسوت‌سبز سخن‌مي‌گويد.

با توجه‌به‌مراتب‌در ميان‌رنگهاي‌جهان‌اسلامي‌قدرمسلم‌سفيد و سبز و سرخ‌و زرد و سياه‌عمده‌تر بوده‌است‌. و رنگ‌سفيد در ميان‌ديگر رنگها برتر مي‌نمايد و نشان‌از پاكي‌دل‌انسان‌دارد، و رنگ‌سياه‌بيشتر براي‌استتار يا نحوي‌رجوع‌به‌جلال‌الهي‌در رمزهاي‌صوفيانه‌مطرح‌بود. جنبه‌نمادين‌رنگ‌چنانكه‌اشاره‌رفت‌از حالت‌روحاني‌انسان‌حكايت‌مي‌كند تعبيراتي‌مانند طور دل‌سرخ‌، طور غيب‌سبز، طور تن‌ارزق‌، طور روح‌زرد، طور سر سفيد و طور فنا سياه‌از مراتب‌هفتگانه‌صوفيه‌حكايت‌مي‌كند.
به‌هر تقدير زمان‌و مكان‌در نگاه‌انسان‌مفهومي‌تاريخي‌دارد. چنانكه‌تاريخ‌نيز سير معنوي‌انسان‌در زمان‌و مكان‌و از آنجا در عوالم‌است‌. بدين‌معني‌انسان‌همواره‌كون‌در زمان‌ و مكان‌دارد و در هر دوره‌احساس‌او از عالم‌متفاوت‌مي‌شود. به‌همين‌جهت‌نيز پيشينيان‌سير تاريخ‌را ادواري‌تلقي‌مي‌كردند. هندوان‌به‌چهار دوره‌تاريخي‌كريتا، تريتا، دواپارا و كالي‌كه‌هر دوره‌مميزات‌خاص‌خود را دارد قايل‌بودند. در دوره‌اول‌كه‌همان‌عصر طلايي‌يا كمال‌است‌، حقايق‌ودايي‌(كتاب‌مقدس‌) نيازي‌به‌تفسير و تعبير نداشتند. اين‌شرح‌شبيه‌به‌رواياتي‌است‌كه‌در باب‌درك‌حقيقت‌قرآن‌چون‌نوشيدن‌آب‌براي‌آدميان‌پس‌از ظهور حضرت‌مهدي‌(عج‌) آمده‌است‌.
آدميان‌حقايق‌آنها را با مكاشفه‌درك‌مي‌كردند وليكن‌بر اثر گردش‌دائمي‌چرخ‌گيتي‌و پيدايش‌ادوار بعدي‌كه‌هريك‌در حكم‌سقوط‌و فقدان‌تدريجي‌معنويت‌بوده‌، علوم‌شهودي‌رو به‌فناء رفتند و آيينه‌دل‌غبارآلوده‌شد و پليديهاي‌گوناگون‌نفساني‌، آدمي‌را از درك‌حقايقي‌كه‌نياكان‌دوران‌عصر طلايي‌بدان‌شاعر بودند، بازداشت‌.
در اساطير يونان‌چنانكه‌«هسيود» طرح‌مي‌كند و در تفكر چيني‌و ايراني‌و مصري‌و بين‌النهريني‌نيز از عصر طلايي‌و در مقابل‌آن‌از عصر آهن‌سخن‌به‌ميان‌آمده‌است‌. در اين‌نظرگاه‌همانطوري‌كه‌عصر طلايي‌كاملترين‌ادوار است‌، كاملترين‌آثار فكري‌، هنري‌و تدابير سياسي‌و اعمال‌اخلاقي‌و حماسي‌نيز در اين‌دوره‌به‌وجود آمده‌است‌. پس‌براي‌هركس‌هر نظر و عمل‌و ابداعي‌كه‌در اين‌عصر وقوع‌حاصل‌كرده‌، حقيقي‌ترين‌و به‌عبارتي‌نزديكترين‌امور به‌حقيقت‌است‌.
هنرمند با تأسي‌به‌نمونه‌اصلي‌و نقش‌و نگارهاي‌عرشي‌archetype اثر هنري‌كه‌در گذشته‌ابداع‌شده‌و «صورت‌نوعي‌ازلي‌» آثار هنري‌محسوب‌مي‌شود، سعي‌به‌تقرب‌به‌اين‌نمونه‌دارد. پس‌او به‌گذشته‌طلايي‌كه‌هنرمند به‌حقيقت‌تقرب‌داشته‌نزديك‌مي‌شود و رو به‌سوي‌آن‌دارد و به‌اين‌جهت‌نقشي‌كه‌مي‌زند يا هر اثري‌كه‌ابداع‌مي‌كند از نظري‌تكرار محسوب‌مي‌شود، در حالي‌كه‌در واقع‌الهام‌جديدي‌در سعي‌هنرمند براي‌تقرب‌به‌حقيقت‌و صورت‌نوعي‌ازلي‌در كار است‌كه‌هنرمند در دوره‌اي‌متأخر نسبت‌به‌آن‌دچار بُعد و دوري‌است‌. او در اينجا سعي‌مي‌كند به‌مبدأ نزديك‌شود و به‌معرفت‌نياكان‌عصر طلايي‌خويش‌و به‌بهشت‌گم‌شده‌و فراموش‌گشته‌تقرب‌جويد.

فكري‌كه‌به‌طور ضمني‌در اين‌اعتقاد وجود دارد، اين‌است‌كه‌فقط‌نخستين‌ظهور هر چيز، معني‌دار و معتبر است‌، نه‌تجليات‌پياپي‌آن‌، و آن‌نخستين‌ظهور در عالم‌غيب‌رخ‌داده‌است‌، چنانكه‌در بيان‌نظري‌موسيقي‌مشاهده‌كرديم‌. اين‌نوع‌تلقي‌را در فرهنگهاي‌شفاهي‌شبه‌اساطيري‌كنوني‌نيز مي‌توان‌يافت‌. في‌المثل‌در Kimberley نقاشيهاي‌روي‌تخته‌سنگها، كه‌مي‌گويند به‌دست‌نياكان‌اساطيري‌نقش‌شده‌اند، مجدداً، به‌نيت‌دوباره‌به‌كار انداختن‌قدرت‌خلاق‌آنها، درست‌به‌همانگونه‌كه‌اين‌قدرت‌نخستين‌بار در زمانهاي‌اساطيري‌، يعني‌در آغاز جهان‌، پديدار گشته‌بود، ترسيم‌مي‌شوند.
در مقابل‌اين‌بينش‌و نگاه‌ديني‌و ميتولوژيك‌، هنرمند دوره‌جديد همه‌چيز را در افق‌پيشرفت‌و سير تكاملي‌مي‌بيند، مشكل‌هنرمندان‌جديد انحراف‌و دوري‌تدريجي‌از مبدأ حقايق‌الهي‌نيست‌. آنان‌عصر طلايي‌را در آينده‌مي‌جويند. به‌همين‌سبب‌نيز هرچه‌از عصر رنسانس‌دور مي‌شود تفاوت‌ميان‌سبكهاي‌جديد بسيار فزوني‌مي‌يابد. اگر مقايسه‌اي‌ميان‌مكتب‌هرات‌و تبريز يا مكاتب‌هندي‌و چيني‌در نقاشي‌و پيكرتراشي‌و معماري‌با تفاوت‌سبك‌كلاسيك‌و رومانتيك‌و كوبيسم‌داشته‌باشيم‌، آنگاه‌درمي‌يابيم‌كه‌چگونه‌هنرمندان‌دورة‌جديد همواره‌در حال‌گريز از گذشته‌و روي‌آوردن‌به‌سوي‌آينده‌اند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60394216