خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

اصول‌حاكم‌بر تجربه‌هنري‌نقاشان‌عصر اسلامي‌

 


اشاره:


اينكه‌با ظهور اسلام‌تحولي‌بنيادي‌در عالم‌نقاشي‌و نحوه‌رنگ‌آميزي‌و تركيب‌صور رخ‌مي‌دهد قابل‌ترديد نيست‌اما به‌چه‌عللي‌اين‌تحول‌رخ‌داده‌؟
قدر مسلم‌اين‌است‌كه‌اين‌تحول‌با تدبير و به‌اقتضاي‌صرف‌اخلاقيات‌تحقق‌نيافته‌تا هنرمند نقاش‌با قياس‌ميان‌«ارزش‌هنري‌» آثار نقاشي‌پرسپكتيوي‌و «ارزش‌فلسفي‌» اين‌آثار، و مشاهده‌فعل‌حرام‌خويش‌(اگر بپذيريم‌كه‌استفاده‌از خطاي‌باصره‌در رنگ‌آميزي‌حرام‌محسوب‌مي‌گردد)، از آن‌اجتناب‌كند. «ارزش‌هنري‌» پرسپكتيو همان‌استادي‌و مهارت‌و كار تحسين‌آميز هنرمند در آن‌است‌. اما «ارزش‌فلسفي‌» پرسپكتيو منفي‌است‌و اگر اخلاق‌ميزان‌قرار گيرد، از آنجا كه‌در اين‌كار رفتاري‌حيله‌گرانه‌وجود دارد بايد آن‌را طرد و انكار كرد. توهم‌فضاي‌سه‌بعدي‌به‌معني‌دوري‌از واقعيت‌محسوس‌است‌. و به‌عبارت‌ديگر كليله‌و دمنه‌حقي‌را در كسوت‌باطل‌و باطلي‌را در لباس‌حق‌نمودن‌است‌.
هنرمند در اينجا بر صفحه‌سطح‌صورتي‌را در فضاي‌وهمي‌و سه‌بعدي‌مي‌نماياند و اين‌همان‌عمل‌غيراخلاقي‌است‌كه‌به‌عقيده‌نويسندة‌فاضل‌مقاله‌«مفهوم‌پرسپكتيو در كليله‌و دمنه‌...» به‌عنوان‌ارزش‌منفي‌(رذيلت‌) و قبيحي‌كه‌در ترجمه‌هاي‌كليله‌و دمنه‌براي‌پرسپكتيو قائل‌شده‌اند، تا حدودي‌سرنوشت‌اين‌نوع‌نقاشي‌را در تمدن‌اسلامي‌رقم‌زده‌است‌. در اين‌نيز ترديدي‌نمي‌توان‌كرد كه‌طور نقاشي‌پرسپكتيوي‌در عالمي‌جسماني‌و نفساني‌اين‌جهاني‌غلبه‌پيدا كرده‌است‌. اما هنرمندي‌كه‌در عالمي‌ديگر سكني‌گزيده‌، و حقيقت‌از عالم‌غيب‌برايش‌متجلي‌مي‌شود، نمي‌تواند از منظر پرسپكتيو حسي‌به‌اشياء نگاه‌كند. در اينجا نقاشي‌او واقع‌نما (رئاليستي‌) نخواهد بود. مراد از واقعيت‌ Reality جهان‌محسوس‌و طبيعت‌است‌و منظور از واقع‌نما نبودن‌اين‌نقاشيها اين‌است‌كه‌هنرمند اثر خود را به‌تقليد از جهان‌محسوس‌و صورتهاي‌طبيعي‌نمي‌كشد.

عالم‌محسوس‌كه‌فضاي‌آن‌سه‌بعدي‌است‌، عالم‌جزئيات‌است‌و عالم‌كون‌و فساد، و موجودات‌آن‌افراد و اشخاصي‌مشهود هستند كه‌در معرض‌عوارض‌گوناگون‌و متضاد قرار گرفته‌اند. هنرمندي‌كه‌اثر او محاكات‌و ابداع‌اين‌عالم‌است‌ناگزير است‌كه‌همين‌عالم‌جزئي‌را در فضاي‌سه‌بعدي‌تصوير كند و خصوصيات‌فردي‌و عوارض‌گوناگون‌را نمايش‌دهد (از جمله‌عوارض‌جوي‌و شدت‌و ضعف‌روشنايي‌و غيره‌). اين‌شيوه‌در نقاشيهاي‌رنسانس‌و باروك‌و كلاً كلاسيك‌به‌پرسپكتيو خطي‌تعبير شده‌و به‌كار رفته‌است‌.
در نقاشي‌يوناني‌كه‌به‌ايران‌و شرق‌نيز سرايت‌كرده‌، نحوي‌ساده‌تر از اين‌به‌اقتضاي‌تلقي‌يوناني‌از طبيعت‌يعني‌پرسپكتيو طبيعي‌، تكوين‌يافته‌و به‌ظهور آمده‌و ابداع‌شده‌است‌. اما هنرمندان‌مسيحي‌و مسلمان‌و قبل‌از اين‌هنرمندان‌عصر اساطير بنابر تلقيات‌ديني‌خود به‌ابداع‌چنين‌عالمي‌و از آنجا صور موجودات‌جزيي‌نمي‌پرداختند. بالنتيجه‌ديگر توهم‌فضاي‌سه‌بعدي‌در كار نبود تا شيوه‌هايي‌چون‌عمق‌نمايي‌و پرسپكتيو و سايه‌روشن‌و برجسته‌نمايي‌و ساير تدابيري‌كه‌به‌سه‌بعدنمايي‌مي‌انجامد، به‌كار آيد. در اينجا عالم‌تصويري‌بدور از صور متعيّن‌حسي‌شكل‌مي‌گيرد.
به‌هر تقدير، سخن‌اين‌نيست‌كه‌نقاشان‌عصر ديني‌از بهره‌گيري‌شيوه‌هاي‌سه‌بعدي‌نمايي‌عاجز بوده‌اند بلكه‌نكتة‌اساسي‌همان‌تلقي‌دوره‌خاص‌آنها از عالم‌و آدم‌و مبدأ عالم‌و آدم‌بوده‌است‌كه‌شرحش‌در دو وجهه‌نظر خواهد آمد.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052273