خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

تذهيب‌و تشعير

 


اشاره:


نقوش‌اسلامي‌با تناسب‌آهنگين‌و موزون‌خود همواره‌از وحدت‌به‌كثرت‌و از كثرت‌به‌وحدت‌روي‌مي‌آورند. كثرت‌و صيرورت‌در اينجا چونان‌تجلي‌وحدت‌و ابديت‌است‌. بي‌ترديد نقوش‌اسليمي‌و خطايي‌جلوة‌تفكر شعري‌اسلامي‌است‌كه‌از يك‌سرچشمه‌فيض‌گرفته‌اند. اين‌نقوش‌جلوه‌همان‌شجره‌طيبه‌هستند كه‌در فضاي‌قرآني‌افشانده‌شده‌اند. گياهان‌در اينجا به‌صورت‌سمبوليك‌و پرراز و رمز و از طبيعت‌مجرد پرداخت‌مي‌شوند و به‌تدريج‌صورت‌هندسه‌روحاني‌يافته‌و مظهر هماهنگي‌عالم‌مي‌گردند. تصنيع‌ Stylization يعني‌به‌سبك‌خاصي‌درآوردن‌ كه‌با زيبايي‌قرين‌باشد. در تصاوير استيليزه‌چهره‌ها عموماً به‌صورت‌مدور و خالي‌از عوارضي‌هستند كه‌نمايشگر خصوصيات‌مربوط‌به‌كالبدشناسي‌و ترسيم‌عضلات‌و استخوآنهاو ديگر ويژگيهاي‌فردي‌باشد.
سرچشمه‌مادي‌اسليمي‌ـ مأخوذ از اسلام‌ـ و خطايي‌ظاهراً همان‌تاك‌(مو = درخت‌انگور) است‌. تاك‌درختي‌است‌كه‌بيش‌از هر درختي‌مظهر عشق‌و راز و رمز كثرت‌عالم‌وجود بوده‌است‌. از اينجا در فطرت‌و هنر فطري‌بشر ريشه‌دارد. همواره‌انسانهاي‌امّي‌به‌تصوير آن‌گرايش‌داشته‌اند. حتي‌نقوش‌جانوري‌بدويان‌نيز از همين‌پيچيدگي‌بهره‌گرفته‌است‌. آنچه‌كه‌به‌هنر جانورنگاري‌Zoomorphic Art مشهور است‌بر اذهان‌همه‌بيابانگردان‌و دشت‌نشينان‌مشرق‌زمين‌و شمالي‌مسلط‌بوده‌، زيرا ساده‌ترين‌بيان‌عالم‌اساطيري‌بوده‌است‌. درخت‌مو از نظرگاه‌عرفان‌ Gnosis يوناني‌و آيين‌ديونوسوس‌به‌جهت‌آب‌ميوه‌اش‌(شراب‌) از عذاب‌ابدي‌رهايي‌بخش‌است‌. از اينجا اين‌نقش‌از دل‌اساطيري‌بشر برمي‌آيد و قصة‌باطني‌او را در ميان‌مي‌گذارد، بي‌آنكه‌اراده‌و تدبير آن‌كرده‌باشد.
به‌هر تقدير مادة‌نقوش‌اسلامي‌چه‌چونان‌مظهر شجره‌طيبه‌يا درخت‌كيهاني‌مظهر هماهنگي‌اجرام‌سماوي‌و افلاك‌و زمين‌تلقي‌گردد، چه‌چونان‌جلوه‌تاك‌رهايي‌بخش‌بوده‌و يا از جهان‌اساطيري‌اقوام‌بدوي‌به‌صورت‌اشكال‌جانوري‌در هم‌پيچيده‌گرفته‌شده‌باشند و چه‌مأخوذ از نقشه‌هاي‌پيچاپيچ‌رومي‌وابسته‌به‌احساسات‌كهن‌هنر و آئين‌ديونوسوسي‌يوناني‌ـ رومي‌باشند، به‌گردش‌روح‌آدمي‌در سير و سلوكهاي‌برين‌برمي‌گردند. در هنر مسيحي‌ـ ژرمني‌، اين‌نقوش‌در تذهيب‌انجيلها بسيار به‌چشم‌مي‌خورند.
اشكال‌بنيادي‌اين‌نقش‌مانند دو پيچ‌يا موج‌دريا يا دايره‌(ماندالا) با صور هندسي‌درون‌آن‌و يا پيچهايي‌كه‌در سواد و بياض‌خود را نمايش‌مي‌دهند يا نقش‌ساده‌چندضلعي‌يا نيم‌دايره‌يا تركيبات‌ابداعي‌آنها، و نظاير اينها از گل‌و بوته‌و برگ‌هنگامي‌كه‌تركيب‌مي‌شوند شكوفايي‌هنر اسلامي‌را ظاهر مي‌سازند. اين‌صور از نخستين‌هنرهاي‌تزييني‌اسلامي‌جاي‌تصوير جانوران‌را گرفته‌اند و بر اثر همان‌تجليات‌جلالي‌و تنزيهي‌حق‌براي‌مؤمنين‌همراه‌به‌طور مستمر بي‌احساس‌گناه‌تجربه‌شده‌اند. در حالي‌كه‌تجليات‌جمالي‌و تشبيهي‌حق‌آن‌را براي‌مسيحيان‌به‌صورت‌تجربه‌تصوير جانداراني‌كه‌مظهر تفرّد و تجسّم‌تلقي‌مي‌شوند سوق‌داده‌است‌.
از اينجا به‌سخن‌بوركهارت‌هنر مسيحي‌و هنر اسلامي‌دو جلوه‌از هنر را نمايش‌داده‌اند، در هنر مسيحي‌(علي‌الخصوص‌در نوع‌شمالي‌و ايرلندي‌آن‌) جانداران‌استيليزه‌و در جهان‌اسلامي‌گياهان‌استيليزه‌مدار كامل‌هنر قرار گرفته‌اند. چنانكه‌في‌المثل‌آنها را در مقايسة‌آرايشهاي‌انجيل‌لينديسفارن‌و موزائيكهاي‌كف‌كاخ‌اموي‌به‌عينه‌مي‌توان‌ديد. هيچ‌ضرورتي‌براي‌القاء ارتباط‌مكانيكي‌ميان‌اين‌دو نقش‌وجود ندارد، زيرا اين‌دو نمايشگر دو حال‌و وارد قلبي‌اند كه‌در مسير انقلاب‌ديني‌عصر مسيحيت‌و اسلام‌چونان‌مواد هنري‌به‌كار گرفته‌شده‌اند.
برخي‌ميان‌اروپاي‌پرآشوب‌و گرفتار تاخت‌و تاز بربران‌با خاورميانه‌از تبادلاتي‌فكري‌سخن‌گفته‌اند، همانند پاره‌اي‌از پديدارهاي‌بسياري‌كه‌در بسيط‌جهان‌يوناني‌ـ رومي‌كهن‌روي‌نموده‌و عوامل‌گوناگون‌انتزاعي‌را با هم‌در برخورد آورده‌است‌. اين‌عوامل‌به‌هنگام‌برخورد با جهان‌متمدن‌بيدرنگ‌مميزه‌سمبوليك‌خود را گم‌مي‌كنند و در آرايشها و تزيينات‌معناي‌اصيل‌آنها فراموش‌مي‌شود، چنانكه‌در قلمرو هنر مسيحي‌ايرلند اشكال‌كهن‌كه‌ميراث‌عصر اُميّت‌است‌به‌گونه‌اي‌بسيار طبيعي‌حفظ‌و مبدل‌گرديده‌اند.
اين‌مواد اغلب‌در عرصه‌هنر مسيحي‌و تمدن‌لاتيني‌به‌جهت‌غلبه‌تشبيه‌به‌تدريج‌كمرنگ‌و ناپديد مي‌شوند، اما در عرصة‌هنر اسلامي‌و تمدن‌شرقي‌تجلي‌تام‌و تمامي‌پيدا و با قواعد انتزاعي‌تر و ثبوتي‌تر بروز مي‌كنند (شكل‌گياهي‌گاه‌كاملاً از ميان‌برخاسته‌است‌) كه‌روح‌معنوي‌در آنها دميده‌شده‌است‌. يگانگي‌و چندگانگي‌با آهنگ‌و وزن‌جلوه‌گري‌مي‌كنند. بهره‌گيري‌از قرينه‌در هنر اسلامي‌آن‌را از طرحهاي‌اسليمي‌و پيچاپيچ‌يوناني‌ـ رومي‌متمايز مي‌كند و عقلانيت‌جهان‌مدارانه‌يوناني‌را مي‌پوشاند.

وحدت‌در كثرت‌نقوش‌مظهر الوهيت‌و توحيد وجود لايتناهي‌الهي‌است‌كه‌در جهان‌كرانمند و يتناهي‌به‌نمايش‌درمي‌آيند نه‌ظهور عالم‌ Cosmos آنچنان‌كه‌يوناني‌درك‌مي‌كند. آنچنان‌كه‌در سخن‌ژرژ مارسه‌اشاره‌شده‌بود روح‌كلي‌هنر اسلامي‌كاملاً خود را بيگانه‌از جهان‌يوناني‌ـ رومي‌نشان‌مي‌دهد. و اين‌رجوع‌مي‌كند به‌روح‌تفكر ديني‌كه‌وجهه‌نظر هنرمندان‌مسلمان‌را به‌مبدأ ربوبي‌متذكر مي‌ساخته‌است‌. اين‌تذكر و مشاهدة‌وحدت‌در كثرت‌به‌همة‌آثار هنري‌عالم‌اسلامي‌مهر وحدت‌زده‌است‌. طرحها و نقوش‌زينتي‌، گره‌سازي‌، طرحهاي‌هندسي‌، نقش‌نخلچه‌، گل‌نيلوفر، برگ‌كنگر و بسياري‌طرحهاي‌گوناگون‌ديگر كه‌در هنر نگارگري‌و تصويرگري‌جهان‌پراكنده‌و در هنر اسلامي‌نيز جمع‌شده‌است‌هويتي‌بيگانه‌از يكديگر دارند كه‌آن‌به‌روح‌و صورت‌نوعي‌هر تجربه‌هنري‌رجوع‌مي‌كند. اين‌نقوش‌از عالم‌ديگري‌در روح‌و چشم‌دل‌هنرمند مسلمان‌پرتو افكنده‌است‌.

تذهيب‌كتاب‌قرآن‌و تزيين‌كتابهاي‌ديني‌و علمي‌و هنري‌مقدمه‌اي‌بود براي‌تزيين‌آنها، از اينجا بايد صورتي‌از هنرهاي‌نگارشي‌تكوين‌مي‌يافت‌كه‌همچون‌خط‌، زيبايي‌و روحانيت‌قرآن‌را هرچه‌بيشتر نمايش‌مي‌داد. اين‌سنّت‌از تفكر ديني‌و هنري‌ مسيحيت‌و اديان‌در قلمرو تزيين‌انجيل‌و كتاب‌مقدس‌الهام‌گرفته‌است‌، با اين‌تفاوت‌كه‌در هنر قرآني‌جايي‌براي‌صورتهاي‌جانوري‌و انساني‌نبوده‌است‌آنچنانكه‌در حوزة‌مسيحيت‌اسكندراني‌و نسطوريان‌ايراني‌و ارتدكسهاي‌بيزانسي‌تا دوره‌هاي‌متأخرتر مسيحي‌مي‌بينيم‌.
اين‌هنر تذهيب‌نمي‌توانست‌چون‌هنرهاي‌تجسمي‌متعين‌با نقوش‌انساني‌يا طبيعت‌سازي‌مينياتوري‌و نظير آن‌باشد بلكه‌از مميزات‌اساسي‌آن‌همان‌دوري‌از طبيعت‌است‌كه‌حتي‌طبيعت‌سازان‌مينياتور نيز تا حدودي‌از آن‌مي‌گذرند. بنابراين‌وضع‌جديدي‌پيدا شد و هنرمندان‌مسلمان‌به‌سوي‌خاصي‌كشيده‌شدند.
يكي‌از نويسندگان‌در اين‌باب‌چنين‌مي‌گويد: «به‌نظر مي‌رسد همين‌طرز انديشه‌ـ توجه‌و مشاهده‌وحدت‌در كثرت‌ـ همواره‌هنروران‌مسلمان‌را به‌سوي‌نقشهاي‌انتزاعي‌و مجرد كه‌در آنها سرمشق‌طبيعي‌اوليه‌غالباً ناپيدا و ناشناخته‌مي‌نمايد سوق‌داده‌است‌. منظور ما در اين‌مورد هزاران‌هزار شكلهاي‌تزييني‌به‌صورتهاي‌اسليمي‌يا ختايي‌و پيچك‌و گره‌و نظاير آنها است‌كه‌تار و پود بيشتر آثار اسلامي‌را بنياد گذاشته‌است‌. گاه‌اين‌نقوش‌به‌هنگام‌الهام‌گيري‌از اشكال‌هندسي‌مفهوم‌«تجرد» را تا سرحد امكان‌گسترش‌مي‌دهند و با هم‌گذاري‌شكلهاي‌منتظم‌و غيرمنتظم‌كه‌به‌طور مستقيم‌زادة‌انديشه‌است‌با دنياي‌محسوس‌از نظر ظاهر قطع‌رابطه‌مي‌نمايد.

آنچه‌بدان‌خيال‌راجعه‌به‌مبادي‌عاليه‌نوريه‌يعني‌خيال‌ناظر به‌حقيقت‌قلب‌تعبير مي‌شود عبارت‌از خيالي‌است‌كه‌در آن‌دل‌از امور محسوس‌فاني‌منقطع‌و منعزل‌مي‌شود. به‌تعبير غزالي‌در اين‌حال‌خيال‌صور خويش‌را از حس‌ظاهر و محسوس‌نمي‌گيرد بلكه‌مبدأ الهام‌و تلقي‌آن‌نقوش‌عالم‌ملكوت‌(يا عالم‌مثال‌و خيال‌منفصل‌) است‌. در اين‌مرتبه‌و منزل‌روحاني‌دل‌و جان‌گرفتار انهماك‌در حيات‌دنيا نيست‌و از شواغل‌و اشتغالات‌دنيوي‌رسته‌است‌.
در اينجا قطع‌رابطه‌با دنياي‌قابل‌لمس‌محسوس‌... نمايان‌است‌. لازم‌است‌بيفزاييم‌كه‌چه‌بسا به‌هنگامي‌كه‌مبدعان‌آثار هنري‌تصور مي‌كنند نقوش‌ابداعي‌آنان‌منحصراً از انديشه‌خودشان‌سرچشمه‌گرفته‌و هيچ‌شباهتي‌ميان‌آنها و نقشهاي‌عالم‌خارج‌وجود ندارد در همان‌حال‌، وجود دروني‌آنان‌در اثر پيوستگي‌با مجموعه‌جهان‌به‌طور ناخودآگاه‌از طرحهايي‌كه‌در عالم‌كبير و يا در اجزا خود جهان‌وجود دارد و از چشم‌غيرمسلح‌پوشيده‌است‌الهام‌مي‌گيرد؛ نظير طرحهاي‌گوناگوني‌كه‌به‌عنوان‌گره‌سازي‌و نقشهاي‌هندسي‌مركب‌به‌وسيله‌هنرمندان‌روي‌تذهيبهاي‌مختلف‌و كاشيها و سطوح‌تزييني‌ابداع‌شده‌است‌.
به‌اين‌ترتيب‌مذهب‌كاران‌در تمدن‌اسلامي‌شيوه‌اي‌خاص‌را براي‌زينت‌قرآن‌گزيدند كه‌با شيوه‌مسيحيان‌متفاوت‌بود و آن‌خصوصيت‌تنزيهي‌هنري‌بود كه‌در قرآن‌به‌كار مي‌رفت‌. به‌هنگام‌گسترش‌ديانت‌اسلام‌در تزيين‌قرآن‌از سنتهاي‌ديني‌كهن‌بهره‌گرفته‌شد. در آغاز نسخه‌هاي‌قرآن‌فقط‌با طرحهاي‌هندسي‌آرايش‌مي‌شدند ولي‌بعد به‌كار بردن‌تزيينات‌مفصلتري‌با طلا و رنگهاي‌ديگر به‌عنوان‌سرلوح‌و سرسوره‌و تزيين‌حواشي‌بر روي‌قرآنها معمول‌شد و فن‌تذهيب‌و ترصيع‌و زرنشان‌و ديگر فنون‌مربوط‌پايه‌گذاري‌شد.
خطوط‌اسلامي‌در كنار تذهيبها دو شاخه‌از هنرهاي‌اسلامي‌اند كه‌از محدوده‌قرآن‌گذشته‌و به‌تمام‌شئون‌هنرهاي‌تجسمي‌و معماري‌و صنايع‌مستظرفه‌اسلامي‌نفوذ كرده‌اند و با اضافاتي‌گچ‌بريها، حجاريها و كتيبه‌ها و كاشيها و موزائيكها، نقوش‌روي‌ظروف‌و وسايل‌مساجد، اماكن‌مقدس‌و ابنيه‌و منازل‌همه‌از اين‌حكايت‌مي‌كنند. نكته‌قابل‌تأمل‌در باب‌تذهيب‌اين‌است‌كه‌هنرمندان‌تذهيب‌كار نيز اولين‌آموزگار اين‌هنر را چون‌خطاطان‌علي‌بن‌ابيطالب‌7 مي‌دانند. در اين‌باره‌به‌قصصي‌اشاره‌مي‌شود كه‌ذكر خواهيم‌كرد.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61261059