خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

آغاز غربزدگي‌هنر اسلامي‌

 


اشاره:



اما سرانجام‌هنر اسلامي‌نيز چون‌هنر مسيحي‌از سادگي‌نخستين‌به‌پيچيدگي‌گرايش‌مي‌يابد و به‌تدريج‌، حكمت‌معنوي‌خويش‌را، كه‌باطن‌آن‌است‌، از دست‌مي‌دهد و به‌تقليدي‌صرف‌، تبديل‌مي‌شود؛ تقليدي‌كه‌در هنر اسلامي‌، به‌دليل‌فقدان‌الگوي‌مستقيم‌از قرآن‌(چنان‌كه‌هنر مسيحي‌به‌تصوير وقايع‌عهدين‌پرداخته‌و يا همان‌طوري‌كه‌هنر ودايي‌و بودايي‌در معماري‌و پيكرتراشي‌و نقاشي‌هندي‌ـ چيني‌تجلي‌پيدا كرده‌است‌) به‌اوج‌خود مي‌رسد. با بسط‌انقلاب‌رنسانس‌و جهاني‌شدن‌فرهنگ‌جديد غرب‌و رسيدن‌آن‌در قرن‌نوزده‌ به‌امپراتوري‌عثماني‌و شمال‌آفريقا و ايران‌و هند، هنر اسلامي‌كه‌مسخ‌شده‌است‌، به‌تدريج‌فرومي‌پاشد و جايش‌را به‌هنري‌بي‌ريشه‌مي‌دهد كه‌فاقد هرگونه‌تفكر اصيل‌ديني‌است‌.
در حقيقت‌هنر ممسوخ‌غربي‌در صورتي‌منحط‌به‌سراغ‌مسلمين‌مي‌آيد و در صدر تاريخ‌جديد، هنر غربزده‌جهان‌اسلام‌، ذيل‌تاريخ‌هنر غربي‌واقع‌مي‌شود. غفلت‌از تفكر و رسوخ‌در مبادي‌ هنر غربي‌و تكرار ظاهر، با الهام‌از نسيم‌شيطاني‌هواي‌هنري‌غرب‌، وضعي‌غريب‌را مستقر مي‌كند كه‌حكايت‌از بحران‌مضاعف‌وهم‌زده‌دارد. در اينجا هنرمند، در جهاني‌دوگانه‌و اختلاطي‌گرفتار آمده‌كه‌نه‌در زمين‌ريشه‌دارد و نه‌در آسمان‌. او هنوز نيست‌انگاري‌عميق‌غربي‌را در وجود خويش‌دل‌آگاهانه‌و يا خودآگاهانه‌احساس‌نكرده‌تا اثري‌از خود ابداع‌كند كه‌در مرتبه‌هنر غربي‌قرار گيرد، و نه‌در مقام‌تجربه‌معنوي‌ديني‌قديم‌است‌كه‌در هنرش‌جهاني‌متعالي‌ابداع‌شود.

در اين‌مرتبه‌، هنرمند مسلمان‌غربزده‌، كه‌هيچ‌تجربه‌اي‌ذيل‌تفكر تكنيكي‌و محاسبه‌گرانه‌و هنر آن‌ندارد، ميان‌زمين‌و آسمان‌در خيالات‌و اوهام‌خويش‌به‌محاكات‌از محاكاتهاي‌اصيل‌(محاكات‌ناشي‌از تجربه‌معنوي‌جديد) مي‌پردازد و گاه‌به‌هنر انضمامي‌كلاسيك‌و رمانتيك‌و گاه‌به‌هنر انتزاعي‌و وهمي‌مدرن‌و پست‌مدرن‌گرايش‌پيدا مي‌كند. و عجيب‌آن‌كه‌در اين‌تجربيات‌ممسوخ‌، هنر وهمي‌خويش‌را كه‌بر تكرار صرف‌صورت‌و نقش‌و نگار غربي‌(بدون‌حضور و درك‌معني‌آن‌) مبتني‌است‌، روحاني‌و ديني‌مي‌خواند.
البته‌در عصر بحران‌متافيزيك‌جديد و هنر ابليسي‌آن‌، عده‌اي‌در جستجوي‌گذشت‌از صور و نقوش‌و زبان‌هنري‌جديد هستند. تجربيات‌هنري‌عصر انقلاب‌اسلامي‌نيز نشانة‌اين‌جستجوست‌، اما تا رسيدن‌به‌تحول‌معنوي‌، هنرمندان‌، خواسته‌و ناخواسته‌، اسير اين‌صور و نقوش‌هستند. هنرمندان‌ملحد غربزده‌ممالك‌اسلامي‌نيز حامل‌همان‌تجربه‌ممسوخ‌غربي‌هستند، و در وهم‌خويش‌هنر اصيل‌غربي‌را تجربه‌مي‌كنند. اينان‌تمام‌همشان‌سير به‌سوي‌هنري‌است‌كه‌پايان‌هنر غربي‌است‌، در حالي‌كه‌برخي‌از هنرمندان‌غربي‌در جستجوي‌راهي‌براي‌گذشت‌از هنر رسمي‌غرب‌تلاش‌مي‌كنند. امّا به‌هر تقدير در همه‌حال‌در پايان‌دوره‌اي‌از تاريخ‌اسلامي‌و در عصر برزخ‌ميان‌نور محمدي‌و ظلمت‌مدرنيته‌به‌سخن‌حافظ‌:

مژده‌اي‌دل‌كه‌مسيحا نفسي‌مي‌آيد
كه‌ز انفاس‌خوشش‌بوي‌كسي‌مي‌آيد
از غم‌هجر مكن‌ناله‌و فرياد كه‌دوش‌
زده‌ام‌فالي‌و فريادرسي‌مي‌آيد
زاتش‌وادي‌ايمن‌نه‌منم‌خرم‌و بس‌
موسي‌اينجا به‌اميد قبسي‌مي‌آيد
هيچكس‌نيست‌كه‌در كوي‌تواش‌كاري‌نيست‌
هركس‌آنجا بطريق‌هوسي‌مي‌آيد
كس‌ندانست‌كه‌منزلگه‌مقصود كجاست‌؟
اينقدر هست‌كه‌بانگ‌جرسي‌مي‌آيد
جرعه‌اي‌ده‌كه‌به‌ميخانة‌ارباب‌كرم‌
هر حريفي‌ز پي‌حكمتي‌مي‌آيد
خبر بلبل‌اين‌باغ‌مپرسيد كه‌من‌
ناله‌اي‌مي‌شنوم‌كز قفسي‌مي‌آيد
دوست‌را گر سر پرسيدن‌بيمار غم‌است‌
گو بران‌خوش‌كه‌هنوزش‌نفسي‌مي‌آيد

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61206843