خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

توحيد

 


اشاره:


نكته‌اساسي‌در هنر اسلامي‌كه‌بايد بدان‌توجه‌كرد عبارت‌است‌از توحيد. اولين‌آثار اين‌تلقي‌، تفكر تنزيهي‌و توجه‌عميق‌به‌مراتب‌تجليات‌است‌كه‌آن‌را از ديگر هنرهاي‌ديني‌متمايز مي‌سازد. زيرا مسلمان‌از كثرات‌مي‌گذرد تا به‌وحدت‌نايل‌آيد. همين‌ويژگي‌تفكر اسلامي‌مانع‌از ايجاد هنرهاي‌تجسمي‌مقدس‌شده‌است‌. انتخاب‌نقوش‌هندسي‌و اسليمي‌و خطايي‌و كمترين‌استفاده‌از نقوش‌انساني‌و وحدت‌اين‌نقوش‌در يك‌نقطه‌، تأكيدي‌بر اين‌اساس‌است‌:

نديم‌و مطرب‌و ساقي‌همه‌اوست‌
خيال‌آب‌و گل‌در ره‌بهانه‌

طرحهاي‌هندسي‌كه‌به‌نحو بارزي‌وحدت‌در كثرت‌و كثرت‌در وحدت‌را نمايش‌مي‌دهد، همراه‌با نقوش‌اسليمي‌كه‌نقش‌ظاهري‌گياهي‌دارند، آن‌قدر از طبيعت‌دور مي‌شوند، كه‌ثبات‌را در تغيير نشان‌مي‌دهند و فضاي‌معنوي‌خاصي‌را ابداع‌مي‌نمايند كه‌رجوع‌به‌عالم‌توحيد دارد. اين‌نقوش‌و طرحها كه‌فاقد تعينات‌نازل‌ذي‌جان‌هستند، آدمي‌را به‌واسطه‌صور تنزيهي‌به‌فقر ذاتي‌خويش‌آشنا مي‌كنند.
تفكر توحيدي‌چون‌ديگر تفكرهاي‌ديني‌و اساطيري‌در معماري‌مساجد، تجلي‌تام‌و تمام‌پيدا مي‌كند. معماري‌مساجد و تزيينات‌آن‌در گنبد، مناره‌ها، موزائيكها، كتيبه‌ها، نقوش‌و مقرنس‌كاري‌، فضايي‌را ابداع‌مي‌كند كه‌آدمي‌را به‌فضايي‌ملكوتي‌پيوند مي‌دهد و تا آنجا كه‌ممكن‌است‌«اسقاط‌اضافات‌» و «افناي‌تعينات‌و تعلقات‌» در وجود او حاصل‌كند:

نشاني‌داده‌اند اهل‌خرابات‌
كه‌التوحيد اسقاط‌الاضافات‌

ابن‌خلدون‌اغلب‌هنرها و صنايع‌را ـ از قبيل‌درودگري‌، ظريف‌كاري‌، منبت‌كاري‌روي‌چوب‌، گچ‌بري‌، آرايش‌دادن‌روي‌ديوارها با تكه‌هاي‌مرمر، آجر يا سفال‌يا صدف‌، نقاشي‌تزييني‌و حتي‌قاليبافي‌كه‌از هنرهاي‌ويژه‌عالم‌اسلام‌است‌ـ منسوب‌به‌معماري‌مي‌داند. از اينجا حتي‌هنر خوشنويسي‌را نيز مي‌توان‌از اين‌گروه‌دانست‌و تنها مينياتور از اين‌محدوده‌خارج‌مي‌شود.
معماران‌و نقاشان‌و خطاطان‌در تمدن‌اسلامي‌، پيشه‌وراني‌مؤمن‌هستند كه‌اين‌فضا را ابداع‌مي‌كنند. آنها در صدد تصوير و محاكات‌جهان‌خارج‌نيستند. از اينجا به‌طرح‌صورت‌رياضي‌و اقليدسي‌هنر يوناني‌ـ رومي‌نمي‌پردازند. بهره‌گيري‌از طاقهاي‌ضربي‌و گنبدها، چون‌نشانه‌اي‌از آسمان‌و انحناها و فضاهاي‌چندسطحي‌و اين‌گونه‌تشبيهات‌و اشارات‌در هنر اسلامي‌، عالمي‌پر از راز و رمز را ايجاد مي‌كند كه‌با صور خيالي‌يوناني‌متباين‌است‌.
في‌الواقع‌مسلمين‌كه‌به‌جهت‌محدوديت‌در تصوير نقوش‌انساني‌و حيواني‌نمي‌توانند تلقي‌توحيدي‌و نگاهي‌را كه‌بر اساس‌آن‌، جهان‌، همه‌تجلي‌گاه‌و آيينه‌گردان‌حق‌تعالي‌است‌، در قالب‌توده‌هاي‌مادي‌و سنگ‌و فلز بريزند ـ كه‌حالتي‌كاملاً تشبيهي‌دارد ـ با تحديد فضا و ايجاد احجام‌با تزييناتي‌شامل‌نقش‌و نگار و رنگ‌آميزيهاي‌تند و با ترسيمات‌اسليمي‌، اين‌جنبه‌را جبران‌و به‌نحوي‌نقش‌و نگارهاي‌عرشي‌را در صورت‌تنزيهي‌ابداع‌مي‌كنند.
به‌قول‌«ا.ه . كريستي‌» در كتاب‌ميراث‌اسلام‌، اشيائي‌كه‌مسلمين‌چه‌براي‌مقاصد مذهبي‌و چه‌به‌جهت‌امور عادي‌مي‌سازند بي‌اندازه‌با نقش‌و نگار است‌كه‌انسان‌گاهي‌گمان‌مي‌كند اين‌اجسام‌وراي‌ساختمان‌، داراي‌روح‌اسرارآميزي‌هستند.
با توجه‌به‌مقدمات‌فوق‌، معماري‌نيز كه‌در هنر اسلامي‌شريفترين‌مقام‌را داراست‌، همين‌روح‌اسرارآميز را نمايش‌مي‌دهد. معماران‌در دوره‌اسلامي‌سعي‌مي‌كنند تا همه‌اجزاء بنا را به‌صورت‌مظاهري‌از آيه‌هاي‌حق‌تعالي‌ابداع‌كنند، خصوصاً در ايران‌، كه‌اين‌امر در دوره‌اسلامي‌به‌حد اعلاي‌خويش‌مي‌رسد. از اينجا در نقشه‌ساختماني‌و نحوه‌آجرچيني‌و نقوشي‌كه‌به‌صورت‌كاشي‌كاري‌و گچ‌بري‌و آيينه‌كاري‌و... كار شده‌است‌، توحيد و مراتب‌تقرب‌به‌حق‌را به‌نمايش‌مي‌گذارند و بنا را چون‌مجموعه‌اي‌متحد و ظرفي‌مطابق‌با تفكر تنزيهي‌ديني‌جلوه‌گر مي‌سازند:

حسن‌روي‌تو به‌يك‌جلوه‌كه‌در آينه‌كرد
اين‌همه‌نقش‌در آيينه‌اوهام‌افتاد
اين‌همه‌عكس‌مي‌و نقش‌نگارين‌كه‌نمود
يك‌فروغ‌رخ‌ساقي‌است‌كه‌در جام‌افتاد

از اين‌روست‌كه‌مي‌بينيم‌بهترين‌و جاودانه‌ترين‌آثار يا در مساجد و يا بر گرد مزار امام‌معصوم‌با ولي‌اي‌از اولياي‌خدا متجلي‌مي‌گردد كه‌سرتاسر مزين‌به‌آيات‌الهي‌، اعم‌از نقش‌و خط‌است‌. نمونه‌هايي‌از آن‌مظاهر و تجليات‌را كه‌الهامات‌غيبي‌بر دل‌مؤمنان‌خداست‌ياد مي‌كنيم‌تا ببينيم‌چگونه‌بخشي‌زا تاريخ‌تمدن‌بشري‌ماده‌مي‌گردد تا صورت‌ديني‌به‌خود بگيرد.
معماري‌اسلامي‌چون‌ديگر معماريهاي‌ديني‌به‌تضاد ميان‌فضاي‌داخل‌و خارج‌و حفظ‌مراتب‌توجه‌مي‌كند. هنگامي‌كه‌انسان‌وارد ساختمان‌مي‌شود، ميان‌درون‌و بيرون‌تفاوتي‌آشكار مشاهده‌مي‌كند. اين‌حالت‌در مساجد به‌كمال‌خويش‌مي‌رسد، به‌اين‌ معني‌كه‌آدمي‌با گشت‌ميان‌داخل‌و خارج‌، سير ميان‌وحدت‌و كثرت‌، و خلوت‌و جلوت‌مي‌كند. هر فضاي‌داخلي‌خلوتگاه‌و محل‌توجه‌به‌باطن‌، و هر فضاي‌خارجي‌جلوتگاه‌و مكان‌توجه‌به‌ظاهر، مي‌شود. بنابراين‌، نمايش‌معماري‌در عالم‌اسلام‌، نمي‌تواند همه‌امور را در صِرف‌ظاهر به‌تماميت‌رساند و از سير و سلوك‌در باطن‌تخلف‌كند. به‌همين‌اعتبار هنر و هنرمندي‌به‌معني‌عام‌، در تمدن‌اسلامي‌عبادت‌و بندگي‌و سير و سلوك‌از ظاهر به‌باطن‌است‌.
اساساً اسلام‌جمع‌ميان‌ظاهر و باطن‌است‌و تمام‌و كمال‌بودن‌ديانت‌اسلام‌به‌همين‌معناست‌، چنان‌كه‌«شهرستاني‌» در كتاب‌ملل‌و نحل‌در اين‌باب‌مي‌گويد: «آدم‌اختصاصي‌يافت‌به‌اسماء و نوح‌به‌معاني‌اين‌اسماء و ابراهيم‌به‌جمع‌بين‌آن‌دو، پس‌خاص‌شد موسي‌به‌تنزيل‌(كشف‌ظاهر و صور)، و عيسي‌به‌تأويل‌(رجوع‌به‌باطن‌و معني‌) و مصطفي‌ 9 به‌جمع‌بين‌آن‌دو كه‌ تنزيل‌و تأويل‌است‌. چنين‌وضعي‌در اسلام‌و فرهنگ‌و تمدن‌اسلامي‌سبب‌مي‌شود كه‌هنر اسلامي‌برخلاف‌هنر مسيحي‌صرفاً بر باطن‌و عقبي‌تأكيد نكند و يا چون‌هنر يهودي‌تنها به‌دنيا نپردازد، بلكه‌جمع‌ميان‌دنيا و عقبي‌كند و در نهايت‌هر دو جهان‌را عكس‌روي‌حق‌تلقي‌كند:

دو جهان‌از جمال‌او عكسي‌
عالم‌از روي‌او نموداري‌است‌

و ضمن‌آنكه‌اصالت‌به‌عقبي‌در برابر دنيا دهد هر دو را فداي‌عشق‌حق‌بداند:

جهان‌فاني‌و باقي‌، فداي‌شاهد و ساقي‌
كه‌سلطاني‌عالم‌را طفيل‌عشق‌مي‌گيرم

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052609