خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

وَلايت‌و وِلايت‌و هنر اسلامي‌

 


اشاره:


گفتيم‌كه‌هنر ديني‌را مي‌توان‌محاكات‌و ابداع‌امر غيبي‌و تجليات‌حق‌تعالي‌در صورت‌خيالي‌دانست‌، اين‌هنر در قرب‌و نسبت‌بي‌واسطه‌با حق‌حاصل‌مي‌شود. از اين‌رو هنر با قرب‌و دوستي‌و محبت‌مرادف‌مي‌شود و با «وَلايت‌». هرچه‌هنرمند قرب‌و وَلايتش‌به‌حق‌بيشتر باشد، مقام‌و منزل‌هنر او برتر خواهد بود و نهايتاً مصداق‌انسان‌كامل‌خواهد گرديد. در مقابل‌هنر ديني‌، هنر دنيوي‌محاكات‌امر نفساني‌و حجب‌مظاهر الهي‌است‌. اين‌هنر در بُعد از حق‌و نسبت‌بي‌واسطه‌با نفس‌اماره‌غافل‌و اشياء و اموري‌كه‌در حجب‌اوهام‌و پندارهاي‌ نفساني‌افتاده‌اند متحقق‌مي‌شود. بدين‌معني‌هنر جديد به‌معني‌خاص‌هنر دنيوي‌در بي‌هنري‌و بي‌وَلايتي‌استقرار و بسط‌و تماميت‌يافته‌است‌.
اما هنر موجود در تمدن‌اسلامي‌با تذكر به‌اينكه‌برخي‌از شئون‌آن‌در بُعد از حقيقت‌اسلام‌متحقق‌شده‌است‌، چه‌وضعي‌پيدا كرده‌؟ آيا اين‌هنر بالتمام‌در قرب‌و وَلايت‌حقيقي‌به‌حق‌و حقيقت‌اسلامي‌ظهور كرده‌يا در بي‌وَلايتي‌؟ آيا شعر، موسيقي‌، نقاشي‌، صنايع‌مستظرفه‌و معماري‌موجود در تمدن‌اسلامي‌همه‌منشأ ديني‌و اسلامي‌دارند؟ آيا شعر ابونواس‌و موسيقي‌فارابي‌و نقاشي‌رضا عباسي‌، فرشها و فلزكاري‌سلجوقي‌و مسجد جامع‌دمشق‌و كاخ‌الحمرا همه‌در نسبت‌و قرب‌با حقيقت‌اسلام‌متحقق‌شده‌اند؟ و همه‌مظهر وَلايت‌اسلامي‌هستند يا نشانه‌اي‌از غفلت‌از اين‌حقيقت‌؟
برخي‌از شئون‌موجود در تمدن‌اسلامي‌كه‌مستشرقيني‌چون‌گوستاو لوبون‌يا زيگريد هونكه‌از آنها به‌عنوان‌كمال‌اين‌تمدن‌بحث‌مي‌كنند، همه‌در بي‌نسبتي‌با حقيقت‌اسلام‌متحقق‌شده‌اند. از اين‌جمله‌سياست‌رسمي‌در تمدن‌اسلامي‌است‌. ترويج‌فرهنگ‌الحادي‌يونان‌و انديشه‌هاي‌دهري‌و طبيعي‌در عصر نهضت‌ترجمه‌و پس‌ از آن‌، از ديگر نشانه‌هاي‌بي‌نسبتي‌علوم‌اوايل‌با حقيقت‌اسلام‌است‌.
چگونه‌مي‌توان‌نهضتي‌را كه‌در معارضه‌با شريعت‌اسلامي‌و نقل‌و عقل‌ايماني‌ـ با سلاح‌عقل‌مشرك‌يوناني‌ـ برپا شد، نهضت‌عصر طلايي‌معارف‌اسلامي‌دانست‌، در حالي‌كه‌معرفت‌اصيل‌اسلامي‌كه‌در كلام‌ائمه‌اطهار متجلي‌بود در جامعة‌يونان‌زده‌عباسي‌و پس‌از آن‌هرچه‌بيشتر منزوي‌مي‌شد. البته‌نمي‌توان‌اين‌را متذكر شد كه‌بسياري‌از اين‌معارف‌عقلي‌يوناني‌به‌تدريج‌صبغه‌اسلامي‌گرفته‌تحت‌تأثير روح‌اسلامي‌قرار گرفتند و اين‌به‌معني‌انقلاب‌در ذات‌و ماهيت‌آنها بود. اما در حقيقت‌هرچه‌معارف‌و علوم‌در تمدن‌اسلام‌يافته‌اند، وَلايت‌محمدي‌كه‌باطن‌و حقيقت‌ديانت‌اسلامي‌است‌در حجاب‌شده‌است‌و غايب‌.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60825379