خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

استحاله‌هنر بیگانه‌در عالم‌اسلامی‌

 


اشاره:


قبل‌از فتوحات‌اسلامی‌اندكی‌از این‌آثار به‌مكه‌و دیگر ولایات‌شبه‌جزیره‌به‌جهت‌راه‌ارتباطی‌میان‌شرق‌و غرب‌وارد شده‌بود، از باب‌نمونه‌وجود نقاشیها و پیكره‌ها در خانه‌كعبه‌و دیگر نقاط‌شبه‌جزیره‌بود كه‌چون‌بت‌پرستیده‌می‌شدند ـ در زمان‌فتح‌مكه‌وجود 360 بت‌(به‌صورت‌پیكره‌) و نقاشیهایی‌كه‌دیوارهای‌درونی‌كعبه‌را تزئین‌می‌كرد نشانه‌حضور هنر شرك‌بود كه‌به‌سفارش‌سران‌كافر كعبه‌و به‌دست‌هنرمندان‌بیزانس‌ساخته‌شده‌بود ـ و مقامی‌در حد نقاشی‌و پیكره‌در ادیان‌اساطیری‌داشتند كه‌با ظهور اسلام‌همه‌منسوخ‌گشتند.
بعضی‌از هنرها نیز در نزد عرب‌جاهلی‌ریشه‌محكمی‌داشت‌نظیر شعر؛ كه‌صورت‌یا روح‌و معنی‌آن‌مورد تعرض‌قرار گرفت‌. همه‌این‌هنرها هنگامی‌كه‌با روح‌اسلامی‌مواجه‌شدند احساس‌بیگانگی‌را در وجود متفكران‌اسلامی‌برانگیختند. پس‌از فتوحات‌صدر اسلام‌، هنگامی‌كه‌جامعه‌دینی‌آرامش‌درونی‌و بیرونی‌می‌یافت‌، در محیط‌شهری‌به‌تدریج‌به‌جای‌توجه‌به‌سرچشمة‌فیاض‌روح‌اسلامی‌، هنر بیگانه‌ای‌كه‌محیطی‌كمابیش‌یونانی‌ـ رومی‌داشت‌ـ كه‌اندكی‌با نفوذ مسیحیت‌تغییر صورت‌داده‌بود ـ در حكم‌ماده‌هنر اسلامی‌قرار گرفت‌. ماده‌هنر اسلامی‌از یكسو به‌جهان‌هند و بودایی‌یا هندوچین‌و از سویی‌به‌جهان‌اساطیری‌ایران‌و مصر و بین‌النهرین‌و از جهتی‌به‌تفكر حكمی‌یونانی‌ـ اسكندرانی‌پیوند می‌خورد.
ذوق‌اسلامی‌در مواجه‌با كلیسای‌عظیم‌بیزانس‌كه‌از عنصر نور و تاریكی‌و ایكونها بهره‌می‌گرفت‌، وجهه‌همتش‌را مصروف‌تجربیات‌جدید هنری‌، با بهره‌گیری‌از عناصر معماری‌بیزانس‌و ایران‌نمود، و در قلمرو شعر، موسیقی‌، نقاشی‌و صنایع‌مستظرفه‌از مواد بیزانسی‌و ایرانی‌نیز فراتر رفت‌، و به‌خاور دور نیز متوجه‌گردید. بدینسان‌تفكر و تاریخ‌هنری‌جهان‌قبل‌از اسلام‌به‌مثابه‌ماده‌برای‌صورت‌نوعی‌عالم‌اسلام‌درآمد. صورت‌نوعی‌هنر اسلامی‌ذیل‌مظهریت‌اسم‌الله‌اكبر، از یكسو از وحی‌و كلمات‌قدسی‌و نگاه‌معنوی‌پیامبرانه‌به‌عالم‌متأثر می‌شد و از سوی‌دیگر از تركیب‌ابداعی‌و حضور تخیلی‌در ساحت‌قصص‌بهره‌مند می‌شد.
قصص‌معادل‌ muthos در فرهنگ‌ماقبل‌یونانی‌است‌. قصص‌با اساطیر و اساطیرالاولین‌مرادف‌نیست‌. اساطیر از ریشه‌ historia به‌یونانی‌است‌. قصص‌كه‌در قرن‌پنجم‌قبل‌از میلاد با ظهور فلسفه‌یونانی‌چونان‌صورت‌وهمی‌و خیالبافی‌ fiction دروغین‌پنداشته‌شد حكایتی‌است‌قدسی‌و مینوی‌. روایت‌قصص‌آفرینش‌حادثه‌ای‌است‌كه‌در زمان‌اولین‌، زمان‌شگرف‌بدایت‌همه‌چیز، رخ‌داده‌است‌. به‌بیانی‌قصص‌حكایت‌می‌كند كه‌چگونه‌به‌بركت‌كارهای‌نمایان‌و برجستة‌موجودات‌مافوق‌طبیعی‌، واقعیتی‌، چه‌كل‌واقعیت‌یا فقط‌جزیی‌از واقعیت‌جزیره‌ای‌، نوع‌نباتی‌خاص‌، سلوكی‌و كرداری‌انسانی‌یا مؤسسه‌ای‌پا به‌عرصة‌وجود نهاده‌است‌.
بنابراین‌قصص‌همه‌متضمن‌ابداع‌و یا خلقت‌است‌. یعنی‌می‌گوید چگونه‌چیزی‌پدید آمده‌، موجود شده‌، و هستی‌خود را آغاز كرده‌است‌. قصص‌از آنچه‌كه‌واقعاً رخ‌داده‌و حقیقت‌دارد، نشأت‌گرفته‌است‌. مبادی‌قصص‌موجودات‌مافوق‌طبیعی‌اند. از اینجا قصص‌صرفاً معطوف‌به‌ساحت‌ناسوتی‌اشیاء بسنده‌نمی‌كند بلكه‌وعاء و ظرف‌سرمدی‌و جاودانه‌آنها را بر زبان‌جاری‌می‌سازند و صورت‌رمزی‌و قدسی‌پیدا می‌كند. به‌تعبیر هیدگر این‌مبادی‌بنیاد می‌بخشند و طرح‌می‌افكنند و موجودیت‌قدسی‌به‌موجودات‌می‌بخشند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60404482