خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

تاریخ‌و اسماء جمال‌و جلال‌، هادی‌و مضّل‌

 


اشاره:


اسماء خداوند دو دسته‌اند: اسماء جلال‌و جمال‌، از این‌رو تاریخ‌مظهر دو صورت‌كلی‌اسماء متقابله‌است‌. بدین‌تفصیل‌كه‌«حقیقة‌الحقایق‌» و «هویت‌غیبی‌» و ذات‌حق‌تعالی‌به‌اسماء متقابله‌در تاریخ‌ظهور می‌كند. اما به‌صورت‌جزئی‌در تاریخ‌، می‌توان‌برای‌بشر چهار دوره‌كه‌مظهر اسماء است‌، قائل‌شد. این‌ادوار با تاریخ‌آدم‌آغاز می‌شود و به‌تاریخ‌اساطیر و تاریخ‌یونان‌و روم‌و سپس‌به‌تاریخ‌اسلام‌و مسیحیت‌و سرانجام‌به‌تاریخ‌جدید می‌رسد.
تجلی‌و ظهور حق‌به‌اسماء متقابله‌جمال‌و جلال‌است‌، و اسم‌نیز كه‌عبارت‌است‌از نسبت‌خاص‌ذات‌و صفت‌، از نسبت‌حق‌با اعیان‌ثابته‌حاصل‌می‌شود. بدین‌معنی‌كه‌میان‌ذات‌با هریك‌از اعیان‌ثابته‌نسبتی‌خاص‌وجود دارد كه‌از آن‌به‌اسم‌تعبیر كرده‌اند، زیرا هر نسبتی‌مستلزم‌صفتی‌است‌و نسبت‌میان‌ذات‌و صفت‌را اسم‌گفته‌اند. اما اسم‌جمال‌، مستلزم‌لطف‌و رحمت‌و قرب‌و اسم‌جلال‌، متضمن‌قهر و غضب‌و بُعد است‌.
همان‌طوری‌كه‌عرفا اشاره‌داشته‌اند، هر جمالی‌مستلزم‌جلالی‌است‌و در پس‌پرده‌هر جلالی‌نیز جمالی‌است‌. زیرا كه‌جلال‌احتجاب‌حق‌است‌به‌حجاب‌عزت‌و كبریایی‌از عباد، تا هیچ‌كس‌او را به‌حقیقت‌و هویت‌، چنانچه‌هست‌نشناسد كه‌«سبحانك‌ماعرفناك‌حق‌معرفتك‌». و جمال‌تجلی‌حق‌است‌به‌وجه‌و حقیقت‌خود از برای‌ذات‌خود. پس‌جمال‌مطلق‌حق‌را جلالی‌باشد و آن‌قهاریت‌جمالی‌است‌و شدت‌ظهور آن‌كه‌جمیع‌اشیاء را افناء در تجلی‌وجه‌مطلق‌حاصل‌می‌شود.
این‌مرتبه‌علو جمال‌است‌و این‌جمال‌را دنوی‌هست‌كه‌با آن‌به‌اشیاء نزدیك‌می‌گردد و آن‌دنو ظهور جمال‌مطلق‌است‌به‌صورت‌جمیع‌اشیاء این‌دنو جمال‌را نیز جلالی‌هست‌و آن‌احتجاب‌جمال‌مطلق‌است‌به‌تعینات‌اكوان‌(موجودات‌)، پس‌در دو سوی‌جمال‌، جلال‌است‌. جلال‌اول‌همان‌مقام‌كفر حقیقی‌، و جلال‌دوم‌همان‌مقام‌كفر باطل‌و باطل‌شرعی‌است‌؛ اولی‌پایه‌تعالی‌و دومی‌اسباب‌تدانی‌است‌. هنر غیردینی‌در این‌مرتبه‌ثانی‌متحقق‌می‌شود.

از آنجا كه‌انسان‌مظهر اسماء و صورت‌اسماء است‌، و ظهور اسماء نیز برای‌او تاریخی‌است‌، و حیات‌انسانی‌دائماً به‌اقتضای‌مظهریت‌اسماء ناسخ‌(صورت‌تاریخ‌) و منسوخ‌(ماده‌تاریخ‌) تحول‌پیدا می‌كند، هنر به‌عنوان‌شأنی‌و ساحتی‌از شئون‌و ساحات‌حیات‌انسانی‌حقیقتی‌تاریخی‌پیدا می‌كند. تجلی‌حق‌به‌اسماء متكثره‌، موجب‌می‌شود انسان‌هربار هنر یا صورتی‌را كه‌بیان‌می‌كند، تغییر هویت‌دهد.
انسان‌كه‌قدرت‌نامیدن‌اشیاء و امور را ـ به‌اقتضای‌مظهریت‌نسبت‌به‌اسماء یعنی‌حقیقت‌و روح‌و اصل‌حقیقت‌ اشیاء اعیان‌ثابته‌و ماهیات‌به‌تعبیر ابن‌عربی‌ـ دارد ـ اشاره‌به‌«و علم‌آدم‌الاسماء كلها... فقال‌انبئونی‌به‌اسماء هولا یا قال‌یا آدم‌انبئهم‌به‌اسمائهم‌.» ـ ، صورت‌منعكس‌در آینه‌(صورت‌صورت‌یا اعیان‌ثابته‌و از آنجا صورت‌خیالی‌عالم‌مثال‌) را به‌ذوق‌حضور درمی‌یابد، بیان‌می‌كند.
هنگامی‌كه‌عالم‌قدسی‌به‌روی‌انسان‌ فروبسته‌می‌شود از صور خیالی‌نفس‌خود فراتر نمی‌رود و حاصل‌همان‌می‌شود كه‌در اشاره‌به‌هنر جدید و مدرن‌گفتیم‌. اما هنگامی‌كه‌پرتو عالم‌ قدسی‌به‌وجودش‌برسد و حجابهای‌فرهنگ‌كفر بسوزد به‌اقتضای‌قابلیت‌و سیر و سلوك‌معنوی‌خود به‌طیران‌و عروج‌خواهد پرداخت‌تا آنجا كه‌از صورت‌خیالی‌كنده‌شود و به‌اصل‌ذات‌خود بپیوندد.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60811813