خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

تاریخ‌و اسماء الهی‌

 


اشاره:


از نظر روایات‌اسلامی‌تاریخ‌اصیل‌و حقیقی‌جهان‌همان‌تاریخ‌انبیاست‌و در حقیقت‌، تاریخ‌چیزی‌جز تجلیات‌حق‌تعالی‌نیست‌و در اصطلاح‌قرآنی‌، تاریخ‌تا آنجایی‌كه‌در آن‌اسماء لطف‌الهی‌غلبه‌دارد، «تاریخ‌نور» و «ایام‌الله‌» است‌.
اما «حقیقت‌» در تاریخ‌جهان‌چگونه‌متحقق‌می‌شود؟
در روایات‌اسلامی‌آمده‌است‌كه‌تاریخ‌با حجت‌خدا آغاز و ختم‌می‌شود. پس‌همواره‌در تاریخ‌حجت‌خدا حضور دارد و زمین‌خدا از حجتش‌خالی‌نمی‌شود. حجت‌همان‌نبی‌یا ولی‌مظهر اسماء است‌. اسماء الهی‌در نخستین‌ظهور خود را در وجود انبیاء و اولیاء می‌یابند از طرف‌وجود مقدس‌آنان‌است‌كه‌دیگر آدمیان‌مظهر اسماء قرار گرفته‌و به‌پرستش‌آن‌دعوت‌می‌شوند.
حال‌باید پرسید: تاریخ‌دوره‌های‌ماقبل‌یونانی‌(اساطیری‌نه‌دینی‌) و یونانی‌ـ رومی‌مظاهر كدام‌اسماء بوده‌اند؟ و در كجا قرار می‌گیرند؟ آیا در این‌ادوار شرك‌و كفر نیز حجت‌خدا حاضر و ظاهر است‌؟ پاسخ‌این‌است‌كه‌این‌ادوار، خارج‌از این‌تاریخ‌(یعنی‌تاریخ‌نور) هستند و عارض‌بر تاریخ‌نور. بدین‌معنی‌كه‌بالعرض‌بر تاریخ‌انبیاء عارض‌و حجاب‌شده‌اند، اما این‌حجابها رجوع‌به‌غفلت‌در وجود انسان‌دارد، انسان‌موجودی‌است‌افتاده‌در میان‌غفلت‌و تذكر، هنگامی‌كه‌انسان‌از حقیقت‌غفلت‌می‌كند و آن‌را فراموش‌می‌كند، لازم‌می‌شود كه‌به‌وسیله‌انبیاء مورد تذكر واقع‌شود، تا به‌یاد حقیقت‌بیفتد. قلب‌انسان‌آینه‌اسماء و صفات‌خدا است‌. اما این‌آینه‌وقتی‌دچار حجاب‌و زنگار شود، خدا را فراموش‌می‌كند، یعنی‌دیگر قلب‌آینه‌گردان‌اسماء لطف‌خدا نیست‌. بلكه‌مظهر اسم‌قهر و سخط‌می‌شود. از اینجا تاریخ‌طاغوتی‌جهان‌مظهر اسماء قهر الهی‌است‌، همچنانكه‌تاریخ‌انبیاء مظهر اسماء لطف‌بوده‌اند.
با توجه‌به‌مراتب‌فوق‌صورت‌تاریخی‌ـ فرهنگی‌عالم‌، همان‌اسماء است‌و انسان‌در مقام‌آینگی‌و مظهریت‌نسبت‌به‌اسماست‌. صورت‌در برخی‌روایات‌به‌این‌معناست‌از این‌جمله‌است‌، قول‌پیامبر: «خلق‌الله‌آدم‌علی‌صورته‌.» یعنی‌خداوند انسان‌را به‌صورت‌خویشتن‌یعنی‌حقیقت‌خود آفرید و مظهر خود ساخت‌و كاملترین‌نمونه‌مظاهر را حجت‌تاریخی‌قرار داد.
با این‌تفسیر جهان‌و انسان‌همه‌آیات‌خدا هستند. اما در این‌میان‌انسان‌آیت‌عظمای‌الهی‌است‌. آینه‌ای‌است‌كه‌خدا خود را به‌تمام‌اسماء لطف‌و قهر و اسم‌جامع‌این‌دو دسته‌اسماء، در آن‌می‌بیند. اما او گناه‌می‌كند و به‌جای‌این‌كه‌متذكر خدا باشد، غفلت‌می‌كند و در نتیجه‌دیگر قلب‌او پرتو الهی‌را منعكس‌نمی‌كند و در حقیقت‌، تاریخ‌او در این‌مرتبه‌تاریخ‌ائمه‌كفر و تاریخ‌طاغوت‌و تاریخ‌ظلمت‌و ایام‌او، ایام‌شیطان‌و طاغوت‌ـ طاغوت‌احتمالاً معرب‌كلمه‌زئوس‌با كلمات‌دوا Deva به‌هندی‌و دیو به‌فارسی‌و دیئوس‌ Deos و تئوس‌Theos به‌لاتینی‌و یونانی‌و Dieu به‌فرانسه‌هم‌ریشه‌و هم‌معنی‌است‌.

بنابراین‌در علم‌الاسماء تاریخی‌«صورت‌» به‌معنی‌نفس‌ناطقه‌یونانی‌نیست‌، بلكه‌صورت‌، همان‌صورت‌ذات‌ الهی‌یعنی‌اسماءالله‌است‌و از آنجا «حقیقت‌انسان‌» كه‌صورت‌این‌صورت‌، یعنی‌انسان‌كامل‌و آینه‌گردان‌كل‌اسماءالله‌است‌. از نظرگاه‌بحث‌اسماء اسم‌جدید غالب‌و حاكم‌در حكم‌صورت‌، و اسم‌قدیم‌در حكم‌ماده‌است‌. هر بار كه‌صورت‌تازه‌و اسم‌تازه‌می‌آید صورت‌گذشته‌نسخ‌می‌شود و مظاهرش‌حكم‌ماده‌برای‌اسم‌جدید پیدا می‌كنند. پس‌چنین‌نیست‌كه‌مظاهر صور گذشته‌از بین‌بروند، بلكه‌دیگر منشأ اثر نیستند زیرا اسم‌آنها مستور و نهان‌شده‌است‌و از فعلیت‌خارج‌و به‌صورت‌امر بالقوه‌درمی‌آید و تنها صورت‌و اسم‌غالب‌منشأیت‌اثر پیدا می‌كند.
تاریخ‌نیز همچون‌هر موجودی‌، به‌اعتبار صورت‌نوعی‌انسان‌و تلقی‌او از اسماءالله‌صورتی‌دارد و ماده‌ای‌، صورت‌آن‌همان‌صورت‌انسان‌، یعنی‌حقیقت‌انسان‌و اسماءالله‌و جلوه‌های‌او در هر دوره‌، و ماده‌آن‌، اسماء الهی‌و جلوات‌آن‌در ادوار گذشته‌است‌.
از حضرت‌آدم‌تا مهدی‌7 با توجه‌به‌دو ساحت‌غفلت‌و تذكر در وجود انسان‌، تاریخ‌بشر همواره‌تاریخ‌نور نیست‌بلكه‌كفر و ظلمت‌در بسیاری‌از ادوار غلبه‌دارد. این‌ادوار ظلمت‌در تفكر اسلامی‌، به‌آخرالزمان‌یا طامه‌الكبری‌(به‌معنی‌ابتلاء و پریشانی‌بزرگ‌» تعبیر شده‌است‌. اما این‌آخرالزمان‌به‌یك‌معنی‌عام‌، شامل‌همه‌ادوار كفر می‌شود و به‌یك‌معنی‌خاص‌، اختصاص‌به‌تاریخ‌اسلام‌پیدا می‌كند كه‌خود دو معنی‌عام‌و خاص‌دارد و به‌این‌معنی‌كه‌معنی‌عام‌تاریخ‌اسلام‌عبارت‌است‌از تاریخ‌همه‌انبیاء و جهان‌و معنی‌خاص‌آن‌شامل‌تاریخی‌است‌كه‌حضرت‌محمد 9 آن‌را تأسیس‌كرده‌است‌. با آمدن‌حضرت‌نبی‌مكرم‌9 تاریخ‌اسلام‌شروع‌می‌شود، پیامبر تذكر می‌دهد و بشری‌را كه‌در ظلمت‌به‌سر می‌برد، بیدار می‌كند و تاریخ‌جدیدی‌پس‌از یك‌دوره‌بسط‌غفلت‌و ظلمت‌آغاز می‌شود. پس‌از رحلت‌پیامبر، تاریخ‌اسلام‌كم‌وبیش‌رو به‌ظلمت‌می‌رود تا می‌رسد به‌جایی‌كه‌زمان‌غیبت‌امام‌عصر فرامی‌رسد و هرچه‌تاریخ‌اسلام‌پیش‌می‌رود، از حقیقت‌دورتر می‌شود.
بنابراین‌از رحلت‌پیامبر 9 و غیبت‌امام‌عصر به‌بعد، دورة‌آخرالزمان‌است‌. (آخرین‌زمان‌و آخرین‌نبی‌) و بدترین‌حجاب‌در این‌دوره‌سراغ‌اسلام‌می‌آید. به‌هر تقدیر سیر تاریخ‌جهان‌و اسلام‌ به‌سوی‌آخرالزمان‌است‌و با رفع‌حجاب‌آخرالزمان‌است‌كه‌نور، جهان‌را سراسر فرامی‌گیرد و پس‌از طی‌دوره‌های‌متوالی‌و متناوب‌كفر، سرانجام‌ایمان‌و دین‌غلبه‌می‌كند.
با توجه‌به‌مراتب‌فوق‌مطابق‌نظر محیی‌الدین‌ابن‌عربی‌كه‌به‌طرح‌27 دوره‌كلی‌در كل‌تاریخ‌انبیاء پرداخته‌است‌، در مقابل‌ادواری‌كه‌با نبی‌و با اسمی‌خاص‌و حكمت‌خاص‌آن‌نبی‌آغاز می‌شود و پایان‌می‌یابد، باید قائل‌به‌ادواری‌شد كه‌خلاف‌سیر تاریخ‌انبیاء هستند و در حكم‌حجابهای‌تاریخی‌ادیان‌اند.

محیی‌الدین‌بن‌عربی‌در فصوص‌الحكم‌هر یك‌از انبیاء را مظهر اسمی‌از اسماء و ناطق‌به‌حكمتی‌دانسته‌است‌. همچنین‌عبدالرحمن‌جامی‌درباره‌اینكه‌ادوار تاریخی‌هریك‌مظهر اسمی‌از اسماء الهی‌است‌، به‌تبع‌محیی‌الدین‌می‌گوید:

در این‌نوبتكده‌صورت‌پرستی‌
زند هركس‌به‌نوبت‌كوس‌هستی‌
حقیقت‌را به‌هر دوری‌ظهوری‌است‌
ز اسمی‌بر جهان‌افتاده‌نوری‌است‌
اگر عالم‌به‌یك‌منوال‌بودی‌
با انوار كان‌مستور ماندی‌

در تفسیر ابیات‌فوق‌می‌توان‌نظر هیدگر را ذكر كرد. او می‌گوید در هر دوره‌ای‌از ادوار تاریخی‌حوالت‌چنان‌است‌كه‌حقیقتی‌تحقق‌پیدا می‌كند و تحقق‌این‌حقیقت‌مستلزم‌خفای‌حقایق‌دیگر است‌. در این‌مواقف‌، نوری‌غلبه‌می‌كند و انوار دیگر مورد غفلت‌قرار می‌گیرد. متفكر معاصر آلمانی‌این‌مواقف‌را مواقف‌وجود و حقیقت‌وجود می‌گوید، به‌عبارت‌دیگر، در هر دوره‌، وجود ظهوری‌دارد اما ظهور وجه‌تازة‌وجود، مستلزم‌خفاء وجوه‌دیگری‌است‌.
با توجه‌به‌مباحث‌گذشته‌در بین‌ادوار اسمایی‌قدسی‌حجابهایی‌غلبه‌می‌كند. بدین‌صورت‌در تاریخ‌موسی‌7 حجابهای‌اساطیری‌هستند كه‌حجاب‌كلام‌حق‌بودند، فرهنگ‌یونان‌و روم‌دومین‌حجاب‌بزرگی‌است‌كه‌بر فرهنگ‌و تاریخ‌جهان‌غلبه‌می‌كند و در دوره‌جدید غلبه‌با حجاب‌فرهنگ‌رنسانس‌است‌، انسان‌ـ خدایی‌یا اومانیسم‌حجاب‌حق‌و حقیقت‌می‌شود. اما ملاك‌یونانی‌و جدید فرهنگ‌و تمدن‌همواره‌موجب‌شده‌است‌كه‌فرهنگهای‌دینی‌فراموش‌شوند و در ذیل‌فرهنگهای‌غیردینی‌لحاظ‌گردند. بی‌وجه‌نیست‌كه‌در عصر حاضر اثری‌از تاریخ‌انبیا در كتب‌تاریخ‌نمی‌توان‌دید.
آنچه‌از فرهنگ‌یهودی‌، زرتشتی‌، مسیحی‌و اسلامی‌و دیگر ادیان‌آسمانی‌و طبیعی‌به‌میان‌می‌آید به‌مثابه‌فرهنگ‌عصر كودكی‌بشر تلقی‌می‌شوند كه‌دوران‌تاریكی‌حیات‌تاریخی‌بشر را به‌پیدایی‌آورده‌اند و از نظر مورخان‌رسمی‌غرب‌بشر تنها با فرهنگهای‌غیردینی‌و سكولر ( Seculer دنیوی‌شده‌) است‌كه‌اعصار نورانی‌و روشنایی‌و بلوغ‌فرهنگی‌و معنوی‌را درك‌كرده‌است‌.

به‌هر تقدیر با نظر به‌ادوار تاریخی‌در تفكر عرفانی‌ابن‌عربی‌و نظرگاه‌قرآنی‌تاریخ‌و نگاهی‌به‌ادوار چهارگانه‌مورخان‌و متفكران‌غربی‌می‌توانیم‌چنین‌نموداری‌از تاریخ‌را با نظر به‌اصالت‌نظریه‌ادواری‌و دینی‌تاریخ‌عرضه‌كنیم‌.
گفتیم‌كه‌از منظر تفكر عرفانی‌عالم‌و آدم‌مظهر اسماء و آیات‌الهی‌هستند و بنابراین‌، خدا در تاریخ‌به‌اسماء متكثره‌متجلی‌می‌شود و انسان‌مظهر و مجلای‌اسماء مختلف‌الهی‌می‌گردد. جامعه‌و تاریخ‌نیز به‌جهت‌وحدت‌چون‌انسان‌مظهر اسماء الهیه‌است‌. از اینجا در هر دوره‌از ادوار تاریخی‌آدمیان‌مظهر اسمی‌از اسماء قرار می‌گیرند و تفكر به‌صور دین‌، فلسفه‌، عرفان‌، هنر، سیاست‌و علم‌در نسبت‌با این‌اسم‌ظهور می‌كند و متحقق‌می‌شود.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052615