خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

دورة‌یونانی‌و رومی‌

 


اشاره:


در دورة‌فرهنگ‌یونان‌و روم‌، به‌خدا و خدایان‌(الوهیت‌) اصالت‌داده‌نمی‌شود، متفكران‌یونانی‌برای‌نخستین‌بار گفتند: «باید به‌عقل‌Nous خود زندگی‌كنیم‌، نه‌به‌كلام‌خدایان‌ muthos پس‌برای‌آتش‌درست‌كردن‌، به‌هرچه‌عقل‌حكم‌كند، عمل‌باید كرد و نه‌به‌امر خدایان‌».
مردم‌این‌دوره‌«حقیقت‌» را مطابقت‌علم‌با عالم‌واقع‌انگاشتند. به‌این‌جهت‌یونانیان‌را كاسموسانتریست‌، یعنی‌«جهان‌مدار» یا «قائل‌به‌اصالت‌عالم‌واقع‌» نام‌نهاده‌اند. كاسمولوژی‌یا متافیزیك‌جهان‌مدارانه‌معرفت‌غالب‌این‌دوره‌است‌. با فرهنگ‌یونانی‌حقیقت‌شرق‌بیش‌از پیش‌مستور می‌گردد. بنابراین‌با آمدن‌فرهنگ‌یونانی‌، شرق‌در ظلمت‌قرار می‌گیرد و غرب‌در روشنایی‌. به‌این‌جهت‌شرق‌را غربزدگان‌مظهر دوران‌تاریكی‌یا ناتوانی‌فكری‌و چنانكه‌در نظریه‌اشپنگلر دیدیم‌دوران‌كودكی‌و شعر و خیال‌تلقی‌می‌كنند كه‌باید در غرب‌كمال‌پیدا كند. پس‌از این‌دوران‌آنچه‌بیشتر غلبه‌پیدا می‌كند، روح‌فرهنگ‌دنیوی‌غرب‌است‌. حتی‌در قرون‌وسطی‌كه‌به‌نحوی‌از انحاء شرق‌دوباره‌جلوه‌گری‌می‌كند، غرب‌به‌صورتی‌دیگر حجاب‌شرق‌می‌گردد.
از دوره‌یونانی‌همواره‌تفكر فلسفی‌غرب‌به‌نحوی‌حجاب‌كتب‌آسمانی‌و وحی‌الهی‌شرق‌شده‌بود، چنانكه‌این‌كتب‌از زمان‌فیلون‌یهودی‌اسكندرانی‌گرفته‌تا قرون‌وسطی‌و دوره‌جدید بر مبنای‌فلسفه‌نوافلاطونی‌و در دورة‌جدید فی‌المثل‌از سوی‌اسپینوزا بر مبنای‌خودبنیادی‌ subjectivity به‌وجوه‌و انحاء مختلف‌مورد تفسیر قرار گرفته‌و خلاصه‌غربزده‌شده‌است‌. لكن‌حقیقت‌آن‌همچنان‌محفوظ‌می‌باشد.

غربزدگی‌به‌معنی‌اعم‌، عبارت‌است‌از نیست‌انگاری‌حق‌و حقیقت‌و غفلت‌از حقیقت‌و مبدأ حقیقی‌عالم‌و آدم‌كه‌به‌دو صورت‌خودبنیادانه‌ـ كه‌انسان‌خود را حقیقت‌تلقی‌می‌كند و بنیاداندیشانه‌ـ كه‌انسان‌موضوع‌«غیرحق‌و حقیقت‌» را اصیل‌می‌پندارد به‌پیدایی‌می‌آید؛ این‌موضوع‌می‌تواند جهان‌، خدایان‌یا خدای‌باطل‌طاغوت‌باشد.
در یونانیت‌و تفكر یونانی‌، جهان‌مداری‌ موضوع‌بنیادی‌تفكر و عمل‌است‌. البته‌خدایان‌هم‌هستند، اما با بسط‌و غلبه‌فلسفه‌آنچه‌غالب‌است‌مابعدالطبیعه‌عقلانی‌است‌. به‌عبارت‌دیگر باآمدن‌تفكر یونانی‌، تفكر چنان‌وضعی‌پیدا می‌كند كه‌خدا و خدایان‌قدیم‌و ـ از آنجا شرق‌ـ بر مبنای‌متافیزیك‌به‌تجربه‌درمی‌آیند و به‌تعبیری‌وقتی‌متافیزیك‌می‌آید خدایان‌یونان‌هبوط‌می‌كنند و یا از عالم‌بشری‌می‌گریزند و در فلسفه‌ارسطو و افلاطون‌صورت‌مفهومی‌كاسموسانتریك‌(جهان‌مدارانه‌) پیدا می‌كنند.
در هنر یونانی‌صور خیالی‌متكفل‌محاكات‌از خارج‌است‌. هنر یونانی‌و رومی‌بیشتر به‌تقلید و محاكات‌از خارج‌پرداخته‌همانطور كه‌در آن‌دوره‌ملاك‌حقیقت‌، انطباق‌فكر با خارج‌و واقعیت‌است‌. این‌هنر هم‌بنابر تفسیری‌كه‌تفكر یونانی‌ـ رومی‌از حقیقت‌دارد وقتی‌می‌خواهد به‌بیان‌حقایق‌بپردازد مرزی‌میان‌«بیان‌حقایق‌» و محاكات‌«واقعیت‌خارجی‌» نمی‌بیند. «بیان‌حقایق‌» كه‌هنرمند در اینجا متكفل‌اش‌است‌مساوی‌با محاكات‌واقعیت‌خارجی‌است‌. یعنی‌حقیقت‌هنری‌مساوی‌با تقلید و حكایت‌از واقعیت‌خارجی‌و وصف‌دار فانی‌و عالم‌نفسانی‌است‌.
تفكر و هنر جهان‌مدارانه‌یونانی‌پس‌از سپری‌كردن‌عصر شرق‌در یونان‌(قرن‌پنجم‌و ششم‌قبل‌از میلاد) چهره‌بسته‌است‌. نخستین‌خودآگاهان‌(دانایان‌یا فیلسوفان‌) همه‌چیز ـ میرندگان‌و جاویدانان‌ـ را آفریده‌نظام‌جهانی‌ Cosmos می‌دانستند. از اینجا اندیشه‌ای‌به‌تدریج‌تكوین‌یافت‌كه‌جهان‌بینی‌و تفكری‌انتقادی‌مستقل‌از سنت‌میتولوژیك‌و دینی‌یونان‌را در پی‌داشت‌. این‌تحول‌به‌مثابة‌انقلابی‌جهانی‌در تفكر و نخستین‌رخنه‌در روح‌شرقی‌عصر بود كه‌حتی‌یونانی‌و میتهای‌تشبیه‌زده‌اش‌ـ كه‌بعداً ماده‌ای‌برای‌صورت‌نوعی‌متافیزیك‌گردید ـ در آن‌سكنی‌گزیده‌بود.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052259