خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

صورتهای‌نوعی‌اشپنگلر

 


اشاره:


در صورت‌شناسی‌تاریخی‌، اسوالد اشپنگلر كه‌از برجسته‌ترین‌متفكران‌معاصر محسوب‌می‌شود، نظریه‌اش‌در باب‌«نحلة‌ادوار فرهنگی‌ـ تاریخی‌» در بسیاری‌از نویسندگان‌عصر حاضر مؤثر بوده‌است‌او در تئوری‌فلسفه‌تاریخ‌خود و نظر ارگانیستی‌اش‌در باب‌عالم‌، متأثر از هگل‌است‌. قصد اشپنگلر در جستجویی‌كه‌آن‌را با ابداع‌نمایانی‌آغاز كرده‌بود، عبارت‌بود از كشف‌نمونه‌و صورتی‌type كه‌با آن‌بتوان‌آیندة‌فرهنگ‌غربی‌یا هر فرهنگ‌دیگری‌را كه‌به‌تبعیت‌از آن‌به‌وجود می‌آید، تعیین‌كرد. اشپنگلر در اثر كم‌نظیرش‌به‌نام‌انحطاط‌غرب‌می‌كوشد تا چنین‌نمونه‌ای‌را فراهم‌آورد و ارائه‌دهد.
ممیزه‌بارز و بزرگ‌این‌نمونة‌اصلی‌ archetype بسیار به‌نظریة‌ادوار فرهنگی‌«ویكو» نزدیك‌است‌. این‌فیلسوف‌ایتالیایی‌برعكس‌فلاسفة‌تاری‌كه‌به‌تحول‌مستمر و ترقی‌تدریجی‌جوامع‌معتقد بودند به‌سه‌مرحلة‌اساسی‌در تاریخ‌مدنیتها قائل‌گردید: اول‌«عصر خدایان‌»، كه‌در آن‌احكام‌الهی‌استیلای‌تام‌بر تفكرات‌و فعالیتهای‌بشری‌داشت‌. پس‌از آن‌عهد قهرمانان‌كه‌در حقیقت‌دورة‌اشرافیت‌و فئودالیسم‌و شوالیه‌گری‌بوده‌فرامی‌رسد؛ و سوم‌عهد بشریت‌ Humanity كه‌در این‌دوره‌عقل‌و منطق‌به‌قدرت‌و نیرو تفوق‌می‌یابد.
روش‌مذهب‌اصالت‌كل‌تاریخی‌ historicism انحطاط‌غرب‌اشپنگلر گرچه‌بر منابع‌تاریخی‌عظیمی‌استوار است‌، اما روح‌سوبژكتیویته‌(خودبنیادی‌) بر فلسفة‌تاریخ‌آن‌مسلط‌است‌. او بر اساس‌اندیشة‌ارگانیستی‌هگلی‌به‌صورتی‌نو به‌طرح‌فلسفة‌تاریخ‌ادواری‌خویش‌می‌پردازد. از نظر هگل‌عالم‌كلی‌«ارگانیك‌» است‌كه‌در آن‌اجزاء چون‌اعضای‌بدن‌آدمی‌است‌. هیچ‌یك‌از اجزاء عالم‌مستقل‌نیست‌، بلكه‌در واقع‌معنای‌هر جزء در ارتباط‌ارگانیك‌آن‌با دیگر اجزاء مشخص‌می‌شود. در واقع‌، مجموع‌اجزاء كل‌واحدی‌را تشكیل‌می‌دهند كه‌اجزاء آن‌با یكدیگر ارتباط‌ارگانیك‌دارند. علم‌و شناسایی‌انسان‌نیز به‌همین‌نحو است‌و بخشهای‌مختلف‌آن‌در تأثیر و تأثر متقابل‌هستند همچنین‌است‌تأثیر و تأثر در حوادث‌تاریخی‌كه‌به‌اقتضای‌كلیتشان‌در عالم‌است‌.

صورت‌نوعی‌«دور ارگانیستی‌فرهنگ‌جهان‌بزرگ‌(عالم‌اكبر)» اشپنگلر را چنین‌می‌توان‌ترسیم‌كرد: به‌اعتقاد او جریان‌فرهنگها و تمدنها نخست‌با «دوران‌بهاری‌» آغاز می‌شود كه‌در مقام‌مقایسه‌با كودكی‌«ارگانیسم‌عالم‌اكبر» Macrocosmos (جهان‌) یا «ارگانیسم‌عالم‌اصغر» Microcosmos (فرد آدمی‌) است‌. آنگاه‌دوران‌تابستانی‌است‌كه‌مقارن‌است‌با جوانی‌فرد و در پی‌آن‌پاییز فرامی‌آید كه‌آخرین‌مرحله‌است‌و در زمستان‌فرهنگ‌می‌توان‌فرجام‌كار را یافت‌و همین‌مساوی‌است‌با انحطاط‌و برافتادن‌و مرگ‌فرد انسانی‌.
دورة‌كودكی‌یا بهار فرهنگ‌بنا به‌باور اشپنگلر شبیه‌به‌قرن‌خدایان‌«ویكو» است‌و با بیداری‌شعور دینی‌ممتاز می‌گردد و نشانه‌هایی‌در خود دارد كه‌«احساس‌خداجویانه‌» از آنهاست‌. دین‌و اسطوره‌از مشخصات‌دیگر این‌دوران‌است‌كه‌بنا به‌اعتقاد ویكو و اشپنگلر مشتركاً یك‌«قرن‌شاعرانه‌»است‌، درست‌همسان‌ایام‌كودكی‌«میكروكوسمیك‌» یا فردآدمی‌.
در چنین‌صورت‌بندی‌تاریخی‌اشپنگلر دوران‌معماری‌ویژه‌ای‌را یاد می‌كند و معتقد است‌بر اساس‌تقسیم‌بندی‌اش‌از گذر تاریخی‌در ایام‌كودكی‌تمدنهای‌معماری‌دوریك‌ Doric ، فرهنگ‌كلاسیك‌و بناهای‌گنبدی‌عربی‌و اسلامی‌و تیپ‌اهرامی‌در مصر و معماری‌گوتیگ‌ Gothic در غرب‌مظاهر آن‌است‌و از لحاظ‌اجتماعی‌نیز نظام‌پدرسالاری‌یا دوران‌فئودالی‌از نمودارهای‌ممتازكننده‌این‌دوره‌است‌.

تابستان‌تمدن‌كه‌مرحله‌جوانی‌تاریخ‌یا فرهنگ‌است‌به‌اعتقاد اشپنگلر دوره‌ای‌است‌كه‌در آن‌روح‌انتقادی‌آفریده‌می‌شود و رواج‌می‌یابد. در دین‌اصلاحاتی‌انجام‌می‌گیرد و به‌عنوان‌نمونه‌پیدایش‌اوپانیشادها را در فرهنگ‌هندی‌و برخاستن‌«لوتر» و «كالون‌» در غرب‌و «آیین‌دیونوسوسی‌» را به‌عنوان‌واكنشی‌در مقابل‌«آیین‌آپولونی‌» نمونه‌هایی‌از این‌دوره‌می‌شناسد. چنین‌، قرن‌انتقادی ماوراءالطبیعه‌(غیب‌زدایی‌از اندیشه‌بشری‌) پدید می‌آید و یك‌صورت‌محض‌فلسفی‌جهان‌بینی‌ارائه‌می‌گردد. این‌دوره‌از تاریخ‌زمانی‌است‌كه‌فرزانگان‌طبیعت‌انگار ایونی‌و الئائیان‌در فرهنگ‌كلاسیك‌به‌وجود آمدند و یا مردانی‌چون‌دكارت‌، بوهمه‌و لایبنیتس‌ظهور كردند.
در پاییز، فرهنگها بلوغ‌خویش‌را می‌یابند و این‌قرن‌روشنگری‌است‌و دوره‌ای‌است‌كه‌فكر و عقل‌بر شكوفایی‌خویش‌نائل‌می‌آید. در این‌قرن‌«اعتقاد به‌اعتبار عقل‌» رواج‌می‌یابد و دین‌وجهی‌عقلی‌به‌خود می‌گیرد. در هند این‌دوره‌مقارن‌است‌با تحول‌منظم‌آیین‌بودا و بعد پیدایش‌اوپانیشادها و سانكیا و همچنین‌در این‌ دوره‌است‌كه‌كشفیات‌مربوط‌به‌ریاضیات‌تحقق‌می‌یابد. در فرهنگ‌كلاسیك‌، بار آمدن‌و ظهور متفكرانی‌چون‌سقراط‌و افلاطون‌و ارسطو ممیزه‌ این‌دوران‌است‌و در غرب‌پیدایش‌عقل‌انگاری‌قرن‌هجدهم‌انگلیسی‌و تفكر دایره‌المعارف‌نویسان‌فرانسه‌مظهر آن‌است‌.
در پایان‌این‌دوره‌در غرب‌است‌كه‌مردانی‌چون‌كانت‌و رمانتیسیستهایی‌چون‌گوته‌، شلینگ‌، هگل‌و فیشته‌بازمی‌آیند و اندیشه‌خود را سامان‌می‌دهند، زمستان‌تمدنها در جهان‌بینی‌تاریخی‌اشپنگلر ممیزه‌عظیمی‌دارد و آن‌پیدایی‌بزرگشهر یا «جهان‌ولایی‌» cosmopolitism است‌، این‌دوران‌مقارن‌است‌با عصر پست‌مدرن‌در غرب‌. روح‌فائوستی‌یا اراده‌معطوف‌به‌قدرت‌كه‌روح‌فرهنگ‌غربی‌را بیان‌می‌كند اكنون‌به‌عصر انحطاط‌خود رسیده‌است‌و خطر نابودی‌تمدن‌جهانی‌غرب‌را تهدید می‌كند.
از نظر اشپنگلر از ده‌تیپ‌فرهنگی‌فقط‌دو فرهنگ‌غربی‌و روسی‌تاكنون‌به‌حیات‌خود ادامه‌داده‌اند. اما اكنون‌فرهنگ‌غربی‌عصر زمستان‌خود را می‌گذراند و فرهنگ‌روسی‌در سال‌2500 دوره‌رنسانس‌خود را خواهد گذراند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052608