خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

حكمت‌اشراق‌سهروردی‌و ساحت‌متعالی‌خیال‌و مثال‌

 


اشاره:


امّا تفكر دینی‌در حكمت‌اشراق‌سهروردی‌و مسئله‌فتوح‌ساحت‌خیال‌و مثال‌و اشراق‌.
سهروردی‌فلسفه‌افلاطون‌و ارسطو را پایان‌حكمت‌می‌داند، زیرا به‌اعتقاد او افلاطون‌و ارسطو به‌حكمت‌لباس‌عقلانی‌پوشاند، میدان‌آن‌را محدود كرد و از حكمت‌توحیدی‌حكیمان‌پیشین‌جدا ساخت‌. از لحاظ‌اشراق‌پدر حكمت‌و فلسفه‌هرمس‌یا ادریس‌پیامبر است‌كه‌فلسفه‌را از طریق‌وحی‌آسمانی‌دریافت‌داشت‌. پس‌از ادریس‌سلسله‌ای‌از حكمای‌یونانی‌و ایرانی‌قدیم‌ظهور می‌كنند و سپس‌با ظهور اسلام‌است‌كه‌حكمتهای‌معنوی‌و هرمسی‌تمدنهای‌پیشین‌را وحدت‌و اعتدال‌می‌بخشد.
شیخ‌اشراق‌برخلاف‌فیلسوفان‌پیشین‌طریقت‌خویش‌را بر بنیاد شهود و تأمل‌معنوی‌و اعمال‌زاهدانه‌می‌نهد، نه‌عقل‌استدلالی‌صرف‌. آنچه‌با بینش‌درونی‌و تأمّل‌حضوری‌حاصل‌می‌شود، با شك‌و وسوسة‌شكاكان‌از بین‌نخواهد رفت‌. به‌اعتقاد شیخ‌حكیمان‌زبان‌رمز و اشاره‌را برای‌بیان‌حكمت‌اشراق‌گزیده‌اند.
حكمت‌اشراق‌با شرق‌و نوربخشی‌ارتباط‌دارد و ابتدا ابن‌سینا در كتاب‌منطق‌المشرقیین‌كه‌اكنون‌بیشتر آن‌مفقود شده‌است‌به‌حكمتی‌اشاره‌می‌كند كه‌به‌شرق‌تعلّق‌دارد، و برتر از فلسفه‌رسمی‌و مقبول‌مشائیان‌است‌. با این‌اوصاف‌ابن‌سینا وجهه‌نظری‌غیرارسطویی‌در این‌اثر و امثال‌آن‌دارد.

سهروردی‌در حقیقت‌این‌حكمت‌را واسطه‌ای‌قرار داده‌است‌تا آن‌موج‌فلسفه‌یونانی‌را كه‌پس‌از عصر فتوحات‌حجاب‌اسلام‌و قرآن‌شده‌پس‌زند، و به‌حقیقت‌كتاب‌و سنّت‌و عصمت‌و عترت‌تقرّب‌جوید. شیخ‌اشراق‌كه‌خود مدتی‌گرفتار عالم‌مشایی‌ارسطویی‌بود، زمانی‌چنان‌طلبید كه‌جویای‌نور معرفت‌شود. در نظر او انسان‌كامل‌كسی‌است‌كه‌از غرب‌ماده‌یعنی‌عالم‌تاریكی‌سیر می‌كند به‌شرق‌انوار یعنی‌عالم‌روشنایی‌و نور. این‌حكیم‌اشراقی‌از قید نفس‌خود و جهان‌رها می‌شود، هنگامی‌كه‌صفا و تقدّس‌یافت‌، از حضیض‌روح‌انسان‌دربند، به‌اوج‌روح‌آزاد می‌رسد. او ضمن‌سیر در افق‌زمین‌به‌طور عمودی‌به‌آسمان‌و عرش‌صعود می‌كند.
سهروردی‌در حالی‌كه‌ابن‌سینا و فارابی‌خیال‌را به‌قوه‌خیال‌نفس‌انسان‌محدود می‌دید كه‌خزانه‌یافته‌های‌حس‌مشترك‌است‌. مشائیان‌برای‌خیال‌به‌مثابه‌یكی‌از حواس‌باطنی‌شأن‌اساسی‌در شناخت‌قائل‌نبودند. آنها خیال‌را محدود به‌عالم‌حس‌ می‌كردند، و در برابر عالم‌حسی‌ظاهر و باطن‌و فراتر از آن‌به‌تعقل‌و عالم‌عقل‌می‌اندیشیدند. بنابراین‌هیچگونه‌معرفت‌واسطه‌ای‌در كار نبود. به‌عبارتی‌بین‌ادراكات‌حس‌و عقل‌، مكانی‌خالی‌باقی‌می‌ماند. مكانی‌كه‌چه‌بسا باید بین‌این‌دو نوع‌مدرِك‌و مدرَك‌جای‌بگیرد و مقام‌و مكان‌واسطه‌داشته‌است‌، یعنی‌همان‌خیال‌فعّال‌كه‌به‌انبیاء و شاعران‌سپرده‌شده‌بود، و جایی‌در حكمت‌نداشت‌. خیال‌در عرف‌فلاسفه‌پندار واهی‌خلاف‌حقیقت‌تلقی‌می‌شد. بنابراین‌هیچ‌جایگاهی‌برای‌عالم‌ملكوت‌و مثال‌و فرشتگان‌در مشاعر انسانی‌لحاظ‌نمی‌شد. حتی‌این‌مراتب‌به‌قوای‌طبیعت‌تحویل‌و تقلیل‌می‌یافتند.

عالم‌واسطه‌حقیقی‌نه‌عالم‌محسوس‌است‌و نه‌عالم‌مجرد معانی‌. و آن‌عالم‌مثال‌و خیال‌بود كه‌در حكم‌خیال‌فعال‌متناظر با خیال‌مقید انسانی‌است‌. حكمت‌اشراق‌به‌این‌عالم‌توجه‌كرد كه‌همان‌عالم‌هنر دینی‌است‌، و واسطه‌تجلّیات‌معانی‌قدسی‌، بی‌آنكه‌آن‌را ذیل‌عقل‌استدلال‌تلقی‌كنیم‌، عقل‌استدلالی‌در عرض‌خیال‌است‌و می‌تواند مانند خیال‌گیرنده‌و یا تأییدكنندة‌داده‌های‌حس‌و شهودات‌و مكاشفات‌قلبی‌باشد، با این‌تفاوت‌كه‌عقل‌كارش‌تحویل‌حسابگرانه‌و اعداداندیش‌شهود به‌اموری‌محدود و نازل‌است‌. امّا خیال‌كه‌شهودات‌عالم‌معنی‌را متمثل‌می‌كند، در همان‌عالم‌حضور و تجربة‌ذوقی‌می‌ماند.
از اینجا برای‌سهروردی‌عالم‌برزخی‌خیال‌یا ملكوت‌و عالم‌ارواح‌، عالمی‌میان‌عالم‌محسوس‌یا عالم‌ملك‌و عالم‌معقول‌یا عقول‌مخصه‌است‌. صور این‌عوالم‌سه‌گانه‌عبارتند از صور عقلیه‌، صور مثالیه‌و صور حسیه‌. صور مثالی‌صور محسوسه‌را از عالم‌ماده‌بیرون‌می‌برد و صورت‌مجد می‌بخشد و از جانب‌دیگر صور عقلیه‌را وجهه‌خیالی‌و مثالی‌بخشیده‌و بدانها صورت‌و بُعد و جهت‌می‌دهد. عالم‌مثالی‌مُظهَر و مُمثِل‌(ممثول‌) صور حسیه‌است‌، و از جانب‌دیگر مَظهر و متوازن‌صور عقلیه‌است‌.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61052622