خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

هنر یونانی‌و ماقبل‌یونانی‌: تخنه‌

 


اشاره:


گرچه‌نخستین‌نظرگاههای‌هنری‌در عالم‌اسلامی‌از سنّت‌نبوی‌و حكمت‌قرآنی‌نشأت‌گرفت‌، امّا به‌تدریج‌تعاریفی‌از عصر بنی‌امیه‌و بنی‌عباس‌دربارة‌شعر و هنر به‌دست‌ما رسیده‌است‌كه‌مبتنی‌بر تفكّر متافیزیكی‌یونانی‌است‌، و شعر را به‌كلام‌مخیل‌تحویل‌و تقلیل‌می‌دهد. این‌تأكید بر خیال‌ Phantesia و حسی‌ aisthetos یونانی‌در آثار منطقیان‌و فلاسفه‌آشكار است‌. كاملترین‌این‌تعاریف‌را در اساس‌الاقتباس‌خواجه‌نصیر طوسی‌دیدیم‌. این‌كلمات‌فلسفی‌و منطقی‌هیچ‌كدام‌در حق‌شاعر و ساحت‌هنر و شعر ثابت‌نیست‌و ربطی‌به‌حكمت‌نبوی‌ندارد.
برای‌اینكه‌بتوان‌حكمت‌شاعرانه‌و شعر حكیمانه‌را دریافت‌، باید بدانیم‌مراد از سخن‌مخیلی‌كه‌ارسطو می‌گوید چیست‌، و اساساً شعر در نزد یونانیان‌عصر متافیزیك‌به‌چه‌صورتی‌بوده‌است‌؟ قدر مسلم‌پیشینیان‌هم‌به‌قول‌افلاطون‌و ارسطو اعتقادی‌نداشته‌اند و هنر را الهام‌الهگان‌می‌دانستند. هنر در روزگار باستان‌چه‌در شرق‌و چه‌در غرب‌انكشاف‌حقیقت‌بود.

هیدگر در پرسش‌از تكنولوژی‌می‌نویسد: «زمانی‌تخنه‌ Techne (هنر و صنعت‌) فقط‌نام‌تكنولوژی‌نبود. در آن‌زمان‌، آن‌انكشافی‌aletheia هم‌كه‌حقیقت‌را به‌درون‌شكوه‌ظهور و تجلّی‌ابداع‌می‌كند، «تخنه‌» خوانده‌می‌شد. زمانی‌ابداع‌و فراآوردن‌ـ به‌یونانی‌poiesis به‌آلمانی‌ Her-vor-bringen ـ امر حقیقی‌در امر زیبا نیز «تخنه‌» خوانده‌می‌شد، و پوئیس‌هنرهای‌زیبا هم‌«تخنه‌» نام‌داشت‌.»
هیدگر در بسط‌نظر خویش‌می‌گوید: «در یونان‌، در بدو پیدایش‌تقدیر غرب‌، هنر به‌اوج‌قلة‌انكشافی‌صعود كرد كه‌به‌آن‌اعطا شده‌بود. هنر، حضور Gegenwart ایزدان‌، موزها، را گفتگوی‌تقدیر الهی‌و تقدیر آدمی‌را، روشن‌می‌كرد و هنر به‌سادگی‌تخنه‌خوانده‌می‌شد. هنر انكشافی‌واحد، و در عین‌حال‌كثیر بود. هنر پروموس‌ promos یعنی‌متّقی‌بود، یعنی‌استیلای‌حقیقت‌و پاسداری‌از آن‌را به‌جان‌می‌خرید. هنر از امر هنری‌سرچشمه‌نمی‌گرفت‌. لذت‌بردن‌از آثار هنر بر «اصول‌زیبایی‌شناسانه‌» استوار نبود. هنر یكی‌از بخش‌های‌«فعالیت‌فرهنگی‌» به‌شمار نمی‌آمد. هنر در آن‌دوره‌كوتاه‌ولی‌باشكوه‌كه‌نام‌ساده‌و بی‌پیرایه‌تخنه‌را حمل‌می‌كرد، انكشافی‌بود كه‌پیدایی‌می‌آورد و ابداع‌می‌كرد و حضور می‌بخشید، و به‌همین‌دلیل‌به‌ساحت‌پوئیسیس‌تعلق‌داشت‌، و بالاخره‌، هنر آن‌انكشافی‌بود كه‌بر همة‌هنرهای‌زیبا استیلای‌كامل‌داشت‌، و همچنین‌بر شعر و هر امر شاعرانه‌ای‌كه‌درخور نام‌پوئیسیس‌بود... هولدرلین‌شاعر به‌ما می‌گوید:
آدمی‌شاعرانه‌بر این‌زمین‌سكنی‌می‌گزیند. او شاعرانه‌امر حقیقی‌را به‌شكوه‌آنچه‌افلاطون‌تواكفانستاتون‌ ekphanestaton می‌خواند، می‌آورد، یعنی‌به‌«آنچه‌با نور محض‌می‌درخشد و متجلّی‌است‌.» در هر هنری‌، و در هر انكشافی‌كه‌از حضور یافتن‌در امر زیبا پرده‌برمی‌دارد، «امر شاعرانه‌» به‌نحوی‌فراگیر حاضر است‌.»
اما در هنر مدرن‌این‌حقیقت‌انكشافی‌و سكنی‌گزیدن‌شاعرانه‌آدمی‌بر این‌زمین‌اغلب‌فراموش‌شده‌است‌و این‌فراموشی‌از عصر سقراط‌آغاز می‌شود و در یونان‌و روم‌متأخر به‌اوج‌خود می‌رسد و در عصر جدید صورت‌مضاعف‌و مركب‌پیدا می‌كند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60966327