خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

شعر حكمت‌اسماعیلی‌

 

اشاره:


خواجه‌ابوالهیثم‌از نخستین‌شاعران‌اسماعیلی‌است‌كه‌ناصرخسرو از او در كتاب‌جامع‌الحكمتین‌نام‌می‌برد. تنها قصیده‌هشتادوهشت‌بیتی‌باقیمانده‌از او را ناصرخسرو و محمد نیشابوری‌، دو شاعر و نویسندة‌اسماعیلی‌شرح‌كرده‌اند. قصیدة‌ابوالهیثم‌كه‌سؤالاتی‌است‌بر مذاق‌فلاسفه‌، چنانكه‌می‌دانیم‌نخستین‌كار اسماعیلیه‌در تبلیغ‌آن‌بود كه‌مدعو را با سؤالاتی‌دربارة‌حقایق‌علم‌و دین‌به‌تنگنا می‌افكندند و آنگاه‌خود برای‌مجذوب‌كردن‌او به‌جواب‌دادن‌آنها مبادرت‌می‌كردند. قصیده‌چنین‌آغاز می‌شود:

یكیست‌صورت‌هر نوع‌را و نیست‌گذار
چرا كه‌هیئت‌هر صورتی‌بوده‌بسیار
ز بهر چیست‌كه‌جوهر یكی‌و نُه‌عرض‌است‌
به‌ده‌نرفت‌و نه‌برهشت‌كرد نیز قرار
چرا كه‌آبا هفت‌و دوازده‌بنام‌
وامهات‌بگفتار و اتفاق‌چهار
چرا كه‌بخش‌موالید از سه‌برنگذشت‌
چه‌چیز كز یك‌مایه‌است‌و بیشمار نگار

این‌حكایت‌از سلطة‌شاعران‌اسماعیلی‌بر مفاهیم‌فلسفی‌داشته‌است‌. از این‌پس‌كمتر شاعری‌است‌كه‌از علوم‌اوائل‌بیگانه‌باشد. شاعرانی‌چون‌فرخی‌و عنصری‌نیز به‌آراء حكماء یونانی‌آشنا بودند و فی‌المثل‌در باب‌نسبت‌صنعت‌و فكرت‌با ذوق‌و حال‌ سخن‌گفته‌اند. فرخی‌، «سخن‌سهل‌معنوی‌» را بر صنعت‌و مهارت‌فنی‌در شعر ترجیح‌می‌داده‌است‌و نظری‌شبه‌افلاطونی‌و به‌عبارتی‌شبه‌فیثاغورثی‌دارد. او می‌گوید:

كردار تو به‌نزد همه‌خلق‌معجز است‌
چون‌نزد شاعران‌سخن‌سهل‌معنوی‌

عنصری‌، جمع‌معانی‌را ضمیر شاعر و شرط‌لازم‌شعر و شاعری‌می‌داند:

مرا نباشد دشوار شاعری‌كردن‌
كه‌در محاسن‌تو عرض‌كرده‌ام‌لشكر
سخن‌توانم‌گفت‌اندروكه‌در دل‌
نیافرید خدای‌جهان‌ز فضل‌اثر
به‌نام‌تو بتوانم‌سخن‌طرازیدن‌
كه‌فضل‌توست‌جهان‌راز نایبات‌پسر

بزرگترین‌شاعر اسماعیلی‌، ناصرخسرو قبادیانی‌است‌. وی‌چون‌همه‌اسماعیلیان‌شریعت‌را امری‌با مراتب‌ظاهری‌و باطنی‌می‌دانست‌. باطن‌شریعت‌حكم‌روح‌آن‌را داشت‌. این‌باطن‌باید همان‌فلسفه‌یونانی‌اصلاح‌شده‌به‌ذوق‌مسلمانی‌باشد كه‌قالبی‌مطابق‌عقاید اسماعیلیه‌گرفته‌بود. از اینجا او بارها با علمای‌دین‌، چون‌و چرا داشت‌تا این‌عقیدة‌خود را به‌آنها بقبولاند كه‌موضوع‌شریعت‌، عقلی‌است‌و فقط‌عامه‌به‌تعبد و تقلید باز بسته‌اند.
ناصرخسرو پس‌از تحوّل‌باطنی‌و گرایش‌به‌مبانی‌مذهب‌باطنی‌اسماعیلی‌، مضمون‌شعر خود را افكار دینی‌شبه‌فلسفی‌اسماعیلیان‌قرار داد و عقاید كلامی‌اسماعیلیه‌را كه‌به‌شدت‌متأثر از فلسفه‌التقاطی‌یونانی‌بود، تبلیغ‌كرد. از اینجا شعر او به‌نوعی‌منظومه‌منطقی‌و فلسفی‌تبدیل‌و اغلب‌از زیبایی‌و جمال‌لفظی‌آن‌كاسته‌می‌شود، بطوری‌كه‌توضیحات‌طبیعی‌را هم‌در حكم‌تشبیهی‌برای‌ورود در مباحث‌عقلی‌و دینی‌به‌كار می‌برد، و همواره‌چون‌یك‌شیعه‌اسماعیلی‌انقلابی‌در برابر اهل‌ظاهر و حشویه‌و عامه‌مقاومت‌می‌كند.
ناصرخسرو چون‌صوفیه‌، شاعری‌درباری‌نیست‌. او از بیان‌حِكمی‌و گریز از دنیا و اتصال‌به‌عالم‌عقلی‌جدا نمی‌شود و حاضر نیست‌شعر خود را در پای‌خوكان‌بریزد.
ناصرخسرو شعر را به‌غزل‌و تشبیب‌و مدح‌و هزل‌، و غیر اینها قسمت‌می‌كند. او چون‌حكماء یونانی‌(ارسطو) شعر را خاصه‌ مدح‌و هزل‌را حاصل‌تخیل‌می‌داند كه‌شاعر می‌تواند آن‌را كه‌مایة‌جهل‌و بدگوهری‌است‌به‌علم‌و گوهر بستاید. او چون‌افلاطون‌شاعر را بدور از حكمت‌عقل‌و دین‌را بنا به‌علائق‌دینی‌اش‌از مدینة‌فاضله‌خود مطرود می‌داند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60394180