خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

دین‌مابعدالطبیعی‌كلامی‌فلسفی‌ـ یونانزدگی‌

 


اشاره:


پیدایی‌و ظهور متكلمین‌در عهد عباسی‌و اهمیت‌جدل‌و مناظره‌موجب‌شد شعر از نظر بلاغت‌و نفوذ در اذهان‌و عقول‌مورد توجه‌قرار گیرد، و فصاحت‌و بلاغت‌صوری‌مهمترین‌ممیزه‌شعر تلقی‌می‌شود، چنانكه‌عظمت‌ظاهری‌بناها و مساجد نیز وجه‌نظر اهل‌سیاست‌باشد.
آثار معتزله‌و كتاب‌«البیان‌والتبیین‌» در این‌زمان‌ظهور برخی‌عناصر یونانی‌را در فرهنگ‌شفاهی‌عصر ظاهر می‌كند. مفهوم‌تأویل‌و زبان‌اشاره‌و حقیقت‌و مجاز و امثال‌آن‌در تفكر كلامی‌عصر مأمون‌بسط‌یافت‌، و از آنجا به‌حوزه‌شعر و شاعری‌انتقال‌یافت‌. با این‌وجود هنوز شعر و شاعری‌و موسیقی‌، بنیادی‌نظری‌پیدا نكرده‌بودند و هنوز متفكری‌دینی‌دیده‌نمی‌شد كه‌از ظاهر شعر و تأثیر صوری‌و زبانی‌شعر فراتر رود و به‌مضمون‌و ماده‌آن‌نظر كند. الاّ همان‌آراء نخستین‌مندرج‌در آیات‌و روایات‌قرآنی‌كه‌ذكر آن‌آمد.
نهضت‌ترجمه‌و انتقال‌شفاهی‌و كتبی‌و تصویری‌فرهنگ‌فلسفی‌یونانی‌و غیریونانی‌به‌همراه‌حضور ملل‌و نحل‌متعدد در قلمرو سرزمینهای‌مفتوحه‌اسلامی‌، آغاز تحوّلی‌نو در عالم‌اسلامی‌بود. در این‌مرحله‌فرهنگ‌عظیمی‌در برابر اذهان‌و عقول‌مسلمانان‌قرار می‌گرفت‌كه‌برای‌برخی‌از خواص‌آنان‌حیرت‌زا بود.

پیوندهای‌این‌فرهنگ‌عقلانی‌یونانزده‌با طبع‌این‌جهانی‌و طبیعت‌انگارانه‌آن‌، و تبدیل‌دین‌شهودی‌به‌دستگاهی‌مابعدالطبیعی‌و هر حضور باطنی‌الهامی‌الهی‌به‌یك‌دانش‌حصولی‌و ظاهری‌و یا باطنی‌مابعدالطبیعی‌می‌توانست‌كشش‌بسیاری‌برای‌عده‌ای‌ایجاد كند كه‌در برزخ‌میان‌بینش‌اساطیری‌جاهلی‌و دین‌و حكمت‌نبوی‌حضور به‌هم‌رسانده‌بودند.
ترجمه‌آثار ارسطو در باب‌خطابه‌و شعر و كلاً منطق‌و مابعدالطبیعه‌آن‌چه‌را كه‌قبلاً به‌صورت‌شفاهی‌در فرهنگ‌مسلمانان‌وارد كرده‌بود این‌بار به‌صورت‌كتبی‌مستقر كرد. كتاب‌شعر ارسطو در این‌زمان‌از سوی‌متی‌بن‌یونس‌ترجمه‌شد و همین‌ترجمه‌عنصر یونانی‌را در تفكر شعر و طرح‌نظریه‌های‌نو هموار كرد، كه‌شعر و موسیقی‌و صنایع‌و هنرها را از حصار ظاهرپرستی‌و حسیت‌و انفعالات‌و عواطف‌صرف‌خارج‌كرد، در حالی‌كه‌یونانیت‌فلسفی‌افلاطونی‌ـ ارسطویی‌شعر و موسیقی‌و معماری‌را بالكل‌از عالم‌معنا و ماورایی‌رانده‌بود و قلمرو آن‌را طبیعت‌می‌دانست‌.
در این‌زمان‌اگرچه‌بسیاری‌اشتغال‌به‌الفاظ‌شعر و كلام‌داشتند و در بلاغت‌آن‌می‌اندیشیدند و عده‌ای‌نیز از نظرگاه‌صرف‌زیبایی‌شناسی‌ارسطویی‌در باب‌عدم‌موضوعیت‌صادق‌یا كاذب‌بودن‌یا نبودن‌بنا به‌قاعدة‌احسن‌الشعر والكذبه‌، در شعر تفكر می‌كردند، اما متفكران‌چند زمینه‌گذر از عالم‌محسوس‌و حتی‌معقول‌را فراهم‌می‌كردند با این‌اوصاف‌تا این‌دوره‌دو جریان‌اصلی‌در مباحث‌شعری‌و موسیقایی‌پیدا آمدند. دسته‌اول‌ادبا و دسته‌دوم‌فلاسفه‌بودند.
در دسته‌اول‌ادبایی‌چون‌عبدالقاهر جرجانی‌(متوفی‌471) و قاضی‌ابوبكر باقلانی‌(متوفی‌403) حضور داشتند كه‌خود از برجسته‌ترین‌متكلمان‌عصر بودند. آنان‌اساس‌شعر را صناعت‌و بلاغت‌می‌دانستند. شعر نزد آنان‌«كلام‌موزون‌مقفایی‌» بود كه‌دلالت‌بر معنایی‌ داشت‌از آنجایی‌كه‌این‌متكلمین‌ادیب‌اساس‌بحث‌خود را ظاهر قرآن‌و بلاغت‌آن‌قرار می‌دادند از یونانیت‌فاصله‌می‌گرفتند و حتّی‌در مقام‌جدل‌بازنادقه‌ای‌چون‌ابن‌مقفع‌و ابن‌راوندی‌بودند. با این‌وجود به‌هر حال‌یونانزدگی‌خفی‌ای‌در آثار این‌متفكران‌پیدا آمده‌بود.

یونانزدگی‌این‌ادیبان‌و متكلمان‌موجب‌تعرض‌ادبای‌دیگری‌بود كه‌از نفوذ و تأثیر فرهنگ‌و فلسفه‌یونانی‌در علم‌و بلاغت‌ناراضی‌بودند. ضیاءالدین‌ابن‌اثیر برادر ابن‌اثیر مورخ‌از اینان‌بود. به‌اعتقاد او بیش‌از عقل‌و دلیل‌عقلی‌و ذوق‌تعلیمی‌، ذوق‌سلیم‌است‌كه‌به‌ادراك‌لطف‌و جمال‌كلام‌نائل‌می‌شود و عقل‌استدلالی‌بیشتر در اینجا مانع‌است‌. از این‌رو لزوم‌پیروی‌از بلاغت‌قرآن‌و سنّت‌را تأكید می‌كند. از نظر او حكمای‌یونانی‌در باب‌معانی‌خطابی‌به‌كلیات‌بسنده‌كردند و از جزئیات‌غافل‌مانده‌اند از این‌رو تقسیمات‌آنان‌چندان‌به‌كار نمی‌آید، و آنان‌كه‌از علوم‌یونانی‌و فن‌خطابه‌اطلاع‌نداشته‌شعر نیكوتر سروده‌اند. یونانیان‌شاعر نیز خود گرفتار این‌مقدمات‌وضعی‌عقلی‌غیرذوقی‌نبودند.
اما مترجمین‌و شارحین‌آثار فلاسفه‌یونانی‌در موضع‌دیگری‌به‌تأمل‌در باب‌علوم‌اوایل‌می‌پرداختند. آنان‌همگی‌تابع‌نظر ارسطو در فن‌شعر شده‌بودند كه‌شعر را «كلام‌مخیل‌» دانسته‌و ماهیت‌شعر را به‌محاكات‌عالم‌واقع‌و طبیعت‌محدود می‌كردند. این‌سنّت‌ارسطویی‌همواره‌بر فلسفه‌غلبه‌داشت‌و هیچگاه‌آراء عمیق‌تری‌در حوزه‌فلسفه‌اسلامی‌در باب‌شعر و هنر در میان‌نیامد.
البته‌وضع‌موسیقی‌قدری‌متفاوت‌بود. در اینجا موسیقی‌كاملاً متأثر از آراء فیثاغورثیان‌و افلاطون‌و نوفیثاغورثیان‌بود. از اینجا موضوع‌محاكات‌موسیقی‌نه‌عالم‌محسوس‌بلكه‌عالم‌افلاك‌و تقلید و تشبیه‌نعمات‌حاصله‌از حركات‌اجرام‌آسمانی‌تلقی‌می‌شد، و حتی‌به‌نظریه‌تقدّم‌نفوس‌بر ابدان‌و اصل‌تناسخ‌روح‌تمایل‌می‌یافت‌كه‌اندیشه‌ای‌غیرارسطویی‌بود.
رسائل‌موسیقی‌كندی‌و موسیقی‌الكبیر فارابی‌كه‌این‌دومی‌مهمترین‌اثر در موسیقی‌نظری‌عالم‌اسلامی‌محسوب‌می‌شود. و نیز رساله‌موسیقی‌مندرج‌در كتاب‌ریاضیات‌شفاء ابن‌سینا ذیل‌موسیقی‌الكبیر فارابی‌بود. در فاصله‌میان‌فارابی‌و ابن‌سینا باید از حكمای‌بغداد و اخوان‌الصفا نیز یاد كرد.
رسائل‌اخوان‌الصفا و خلان‌الوفا در بخش‌ ریاضیات‌جلد اول‌به‌تفصیل‌در باب‌موسیقی‌می‌پردازند. نویسندگان‌رساله‌موسیقی‌را چنانكه‌بدان‌اشاره‌دارند نه‌جهت‌تعلیم‌غنا (آوازه‌خوانی‌) و صنت‌ملاهی‌(ساخت‌آلات‌لهو) بلكه‌برای‌معرفت‌به‌نسبتهای‌ریاضی‌میان‌الحان‌و نغمات‌و چگونگی‌تألیف‌و تركیب‌آنها و نیز معرفت‌به‌اینكه‌چگونه‌آدمی‌با علم‌به‌نسبت‌(تناسبات‌) در كلّ صنایع‌و هنرها به‌مهارت‌و استادی‌می‌رسد.
در اینجا ساحت‌علم‌و معرفت‌عقلی‌بر ساحت‌لهو و لعب‌غریزی‌و غیرعقلی‌غلبه‌می‌كند و غایت‌غناء یونانزده‌و موسیقی‌فلسفی‌به‌ادعای‌اخوان‌الصفا، نحوی‌تفكر و اندیشه‌مابعدالطبیعی‌و ریاضی‌در عالم‌است‌ ، بی‌آنكه‌خالی‌از ابتهاج‌حسّی‌و غریزی‌باشد. در حقیقت‌فلسفه‌موسیقی‌از موسیقی‌مطرب‌جدا می‌شود و با نوعی‌تفنن‌عقلی‌می‌آمیزد، چنانكه‌در سیره‌عقلایی‌مانند فارابی‌می‌بینیم‌.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60404516