خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

ریشه‌شناسی‌هنر

 


اشاره:


آنچه‌امروز به‌معنای‌هنر آمده‌است‌، هنر به‌معنی‌خاص‌است‌كه‌با ابداع‌سر و كار پیدا می‌كند. نه‌هنر عام‌كه‌عرفان‌و معرفت‌در زمره‌آن‌است‌. لفظ‌هنر برخلاف‌امروز در گذشته‌هیچگاه‌به‌معنی‌هنر خاص‌، كه‌در زبانهای‌اروپایی‌: تخنه‌ techne به‌یونانی‌، آرتوس‌و آرس‌ ars به‌لاتینی‌، و آر art به‌فرانسه‌و آرت‌ art به‌انگلیسی‌و كونست‌ Kunst به‌ آلمانی‌كه‌از ریشه‌هند و اروپایی‌ ar به‌معنای‌ساختن‌و بهم‌پیوستن‌و درست‌كردن‌آمده‌است‌، به‌كار نرفته‌است‌. این‌الفاظ‌در تاریخ‌گذشته‌اروپا تنها برای‌هنرهای‌خاص‌به‌كار نمی‌رفته‌و به‌معنی‌فضیلت‌نیز آمده‌و بیشترین‌كاربرد آن‌در فرهنگ‌یونانی‌در اصطلاح‌هنرهای‌هفتگانه‌یونان‌و در قرون‌وسطی‌به‌اصطلاح‌هنرهای‌آزاد بوده‌كه‌هنرهای‌فكری‌بوده‌اند.
اصل‌و ریشه‌هنر در زبان‌فارسی‌به‌سانسكریت‌برمی‌گردد و با لفظ‌سونر و سونره‌ sunar, sunara كه‌در اوستایی‌و پهلوی‌به‌صورت‌هونر و هونره‌ hunar, hunara (سو = هو به‌فارسی‌نیك‌و خوب‌، نر و نره‌= به‌فارسی‌به‌معنی‌مردی‌و زنی‌) به‌معنی‌نیك‌مردی‌و نیك‌زنی‌هم‌ریشه‌است‌. در زبان‌فارسی‌قدیم‌نیز «چهار هنران‌» به‌معنی‌فضایل‌چهارگانه‌شجاعت‌و عدالت‌و عفت‌و حكمت‌عملی‌به‌معنی‌فرزانگی‌آمده‌است‌و در اشعار فارسی‌نیز به‌معنی‌فضیلت‌استعمال‌شده‌است‌.

آن‌بزرگی‌كه‌به‌فضل‌و به‌هنر گشت‌بزرگ‌
نشود بد به‌بد گفتن‌و بهمان‌و فلان‌

در فرهنگهای‌فارسی‌نیز لفظ‌«اردم‌» به‌معنی‌هنر آمده‌است‌كه‌با ارتنگ‌و ارژنگ‌به‌همین‌معنی‌هم‌ریشه‌است‌و اینها همگی‌به‌معنای‌عام‌هنر هستند كه‌شامل‌هر كمالی‌می‌شود و از اینجاست‌كه‌عیب‌و هنر را در ادبیات‌فارسی‌در مقام‌معانی‌و الفاظ‌متضاد می‌بینیم‌.

كمال‌سر محبت‌ببین‌نه‌نقص‌گناه‌
كه‌هركه‌بی‌هنر افتد نظر به‌عیب‌كند

اما هنر به‌معنی‌عام‌به‌عبارتی‌نسبت‌بی‌واسطه‌و حضوری‌انسان‌با اسمی‌است‌كه‌مظهر آن‌است‌و این‌نسبت‌در تمام‌مراتب‌كمال‌است‌. از اینجاست‌كه‌سیاست‌، فداكاری‌، شجاعت‌، حكمت‌و دیانت‌و تقوی‌با لفظ‌هنر و هنرمندی‌تعبیر شده‌است‌. اما عالیترین‌مرتبه‌هنر عام‌عبارت‌از مقامی‌است‌كه‌صوفیه‌به‌«فنا فی‌الله‌» تعبیر كرده‌اند. مولانا در این‌باب‌می‌گوید:

چون‌غرض‌آمد هنر پوشیده‌شد
صد حجاب‌از دل‌به‌سوی‌دیده‌شد

كه‌این‌مقام‌، مقام‌بی‌غرضی‌است‌و مولانا آن‌را چنین‌وصف‌می‌كند:

بی‌غرض‌نبود بگردش‌در جهان‌
غیر جسم‌و غیر جان‌عاشقان‌
رستم‌از آب‌و ز نان‌همچون‌ملك‌
بی‌غرض‌گردم‌بر این‌دو چون‌فلك‌

هنر به‌این‌معنی‌خاص‌اساساً راهش‌عبارت‌از صورتهای‌خیالی‌است‌منتهی‌كمال‌آن‌وقتی‌و به‌شرطی‌است‌كه‌انسان‌از این‌صورتها كنده‌شود و تعالی‌حاصل‌كند به‌اسمی‌كه‌مظهر آن‌است‌، بدین‌معنی‌هنر جلوه‌محسوس‌نامحسوس‌است‌و به‌تعبیر دیگر جلوه‌محسوس‌دیدار (= عین‌ثابت‌= صورت‌صورت‌) و اسمی‌است‌كه‌عین‌ثابت‌صورت‌منعكس‌آن‌است‌و از اینجاست‌كه‌هنر و هنرمندی‌نحوی‌دیداربینی‌و بازبینی‌دیدار است‌.

كشتی‌شكستگانیم‌ای‌باد شرطه‌برخیز
باشد كه‌باز بینیم‌دیدار آشنا را

و از طرفی‌هنر به‌این‌معنی‌تركیب‌یافته‌از صورتهای‌خیالی‌است‌، صورتهای‌خیالی‌در اینجا حكم‌سكوی‌پرش‌را برای‌انسان‌دارد كه‌از آن‌كنده‌شود.

حالی‌خیال‌وصلت‌خوش‌می‌دهد فریبم‌
تا خود چه‌نقش‌بازد این‌صورت‌خیالی‌

هنر اصیل‌اسلامی‌نیز با صورتهای‌خیالی‌تحقق‌پیدا می‌كند، در اینجا صورتهای‌خیالی‌واسطه‌ای‌برای‌تعالی‌به‌اسم‌الله‌می‌شوند.

هر دم‌از روی‌تو نقشی‌زندم‌راه‌خیال‌
با كه‌گویم‌كه‌در این‌پرده‌چه‌ها می‌بینم‌

صورت‌خیالی‌همانطوری‌كه‌مظهر و واسطه‌ظهور اسماء الهی‌است‌در مراتبی‌حجابی‌است‌میان‌انسان‌و اسمی‌كه‌ هنرمند مظهر آن‌است‌. كنده‌شدن‌از صورت‌خیالی‌كه‌نسبت‌به‌مراتب‌عالی‌هم‌حجاب‌و هم‌آیینه‌است‌، فنای‌در اسماء الله‌است‌به‌اقتضای‌مقام‌و منزل‌آدمی‌.

اما نسبت‌میان‌عرفان‌و هنر

هنرمند در مقام‌سالك‌، پس‌از جذبه‌و كشف‌و الهام‌الهی‌، شور عشق‌حق‌در وجودش‌احیاء می‌شود، حال‌آنكه‌در آغاز عشقش‌فراتر از خلق‌نمی‌رفت‌. او در مرتبه‌عشق‌مجازی‌بود و هنوز با عشق‌حقیقی‌آشنا نگشته‌و محاكاتش‌به‌عالم‌طبیعت‌و خلق‌، یعنی‌عالم‌شهادت‌و حس‌محدود می‌شد. در این‌مرتبه‌از دو سو كشیده‌می‌شد. گاه‌به‌نفس‌پرستی‌می‌افتاد كه‌همان‌حب‌طبیعی‌است‌و شایسته‌عنوان‌عشق‌نیست‌.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

حكمت اُنسی و زیبایی شناسی‌عرفانی هنراسلامی

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60394177