خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

تأثير منتسكيو بر اهل‌ زمانه‌

 


اشاره:


انتقاد از منتسكيو از روز انتشار كتاب‌ روح‌القوانين‌ آغاز شد و لغزشهاي‌ او را نمودار ساخت‌، و خود دفاعيه‌اي‌ نوشت‌، اما به‌ هر طريق‌ اثر او با تمام‌ مسائل‌ و اشكالات‌ موجود به‌ اقتضاي‌ وجود زمينه‌ و پذيرش‌ قوم‌ با گوش‌ جان‌، تأثيري‌ عظيم‌ در افكار اهل‌ زمان‌ نويسنده‌ و متأخرين‌ داشت‌ و بي‌جهت‌ نيست‌ كه‌ دالامبر متفكر فرانسوي‌ در ستايش‌ او گفته‌ است‌ وي‌ اذهان‌ را در باب‌ اصول‌ حكومت‌ جديد روشن‌ كرد و مبناي‌ نظري‌ جديد براي‌ توضيح‌ اوضاع‌ حكومت‌ پديد آورد.
اغلب‌ رهبران‌ نهضتهاي‌ سياسي‌ ـ اجتماعي‌ اروپا در عصر روشن‌رايي‌ و پس‌ از آن‌ از آراء مؤلف‌ روح‌القوانين‌ استفاده‌ كردند و شهرت‌ او فزوني‌ يافت‌ و تأليفات‌ او در زمان‌ كوتاهي‌ زبانزد شد و به‌ فروش‌ رسيد. وقتي‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ انتشار يافت‌ با اينكه‌ مؤلف‌ بي‌ نام‌ بود، اشتهار پيدا كرد و سبب‌ قيل‌ و قال‌ و شرح‌ و بسط‌ در ميان‌ مردم‌ گرديد و خريداران‌ زيادي‌ پيدا نمود، همچنين‌ رسالات‌ و تأليفات‌ متعاقب‌ او هر يك‌ به‌ جاي‌ خود در جامعه‌ فرانسه‌ و اروپا مؤثر واقع‌ گرديد. از آن‌ جمله‌ كتاب‌ تفكراتي‌ در باب‌ علل‌ عظمت‌ و انحطاط‌ روميان‌ شهرتي‌ بسزا يافت‌.
انتشار روح‌القوانين‌ مردم‌ را كه‌ بواسطه‌ تأليفات‌ سابق‌ به‌ سنخ‌ فكري‌ منتسكيو پي‌ برده‌ و با آن‌ آشنا شده‌ بودند، بيشتر از آثار ديگر مؤلف‌ جلب‌ كرد و اندك‌ مدتي‌ اشتهار يافت‌ و به‌ قولي‌ در ظرف‌ چهارده‌ ماه‌ بيست‌ و دو بار چاپ‌ شد و در سرتاسر اروپا پخش‌ گرديد. خوانندگان‌ اين‌ كتاب‌ نخبه‌ دانشمندان‌ و دانشجويان‌ اروپا بودند. منتسكيو در اين‌ عهد پيري‌ از فرط‌ مطالعه‌ و كثرت‌ تأليفات‌ خسته‌ و فرسوده‌ شده‌ بود نوشته‌هاي‌ او كه‌ در دفاع‌ از آزادي‌ نفساني‌ جديد بود مورد تقدير واقع‌ گشت‌ و در تمام‌ اروپا مشهور و نامي‌ شد. اهل‌ زمانه‌ از آثار او استقبال‌ كردند و شاهان‌ و اميران‌ نيز آنها را مورد توجه‌ قرار دادند. پادشاه‌ ساردني‌ فرمان‌ داد، روح‌القوانين‌ را به‌ شاهزادگان‌ بياموزند. فردريك‌ كبير امپراطور آلمان‌ كه‌ حواشي‌ و انتقاداتي‌ به‌ كتاب‌ تفكرات‌ نوشته‌ بود روح‌القوانين‌ را بي‌ ايراد پذيرفت‌. كاترين‌ ملكه‌ روسيه‌ آن‌ را مأخذ قوانين‌ روسيه‌ قرار داد. در انگلستان‌ اين‌ كتاب‌ را با حسن‌ تقدير استقبال‌ كردند و دانشمندان‌ نامي‌ مطالب‌ آن‌ و صفات‌ مؤلف‌ آن‌ را مورد توجه‌ قرار دادند. چنانكه‌ اشاره‌ كرديم‌ دالامبر شرحي‌ در خصوص‌ آن‌ و ستايش‌ مؤلف‌ نوشت‌ و ديگران‌ مانند بكاريا ، فيلانجيري‌ و بيلفيلد مطالب‌ او را اقتباس‌ يا شرح‌ و تقليد كردند.
در فرانسه‌ مباحثات‌ زيادي‌ له‌ و عليه‌ مؤلف‌ آغاز گرديد از آن‌ جمله‌ كرويه‌ كتابي‌ انتقادي‌ در باب‌ روح‌القوانين‌ انتشار داد و در آن‌ مؤلف‌ را از باب‌ انگليس‌مآبي‌ مفرط‌ سرزنش‌ كرد. الحق‌ انگليسها از روح‌القوانين‌ بسي‌ خرسند بودند و نويسندگاني‌ از آنان‌ مانند بلاكستون‌ به‌ تأييد منتسكيو برخاستند. بورك‌ سخنران‌ نامي‌ انگليسي‌ از آن‌ كتاب‌ اقتباس‌ كرد.

ولي‌ بايد گفت‌ پيش‌ از آنكه‌ اروپاييها به‌ استفاده‌ عملي‌ از اين‌ كتاب‌ نامي‌ اقدامي‌ كنند، يعني‌ به‌ تطبيق‌ و برخي‌ از تعليمات‌ آن‌ بكوشند آمريكاييان‌ قدم‌ فراتر نهادند و از اصول‌ روح‌القوانين‌ چندين‌ اقتباس‌ كردند و بخصوص‌ تعليم‌ قواي‌ سه‌ گانه‌ نظر آنان‌ را جلب‌ كرد. واشنگتن‌ پيشواي‌ نهضت‌ ملي‌ آمريكا و از فراماسونهاي‌ ذي‌ نفوذ كه‌ بعدها اولين‌ رئيس‌ جمهور آمريكا گرديد روح‌القوانين‌ را ديده‌ و بدان‌ مانوس‌ شده‌ بود. البته‌ بعضي‌ از نويسندگان‌ در اين‌ امر ترديد كرده‌اند و معتقدند منتسكيو نفوذ مستقيمي‌ بر بنيان‌گذاران‌ آمريكا در تدوين‌ قانون‌ اساسي‌ آن‌ كشور نداشته‌ است‌، ولي‌ در اين‌ شك‌ نمي‌كنند كه‌ اصل‌ توازن‌ قوا و نظارت‌ متقابل‌ آنها بر يكديگر در آن‌ زمان‌ بسيار مورد نظر بوده‌ است‌ و تنها اقدامات‌ گوناگوني‌ كه‌ به‌ تدوين‌ قانون‌ اساسي‌ آمريكا انجاميد، با آرمان‌ منتسكيو مطابقت‌ داشته‌ است‌.
مباحثي‌ چنين‌ در باب‌ نفوذ تفكر سياسي‌ منتسكيو در واقع‌ گم‌ شدن‌ در انبوهي‌ از مجادلات‌ لفظي‌ و غفلت‌ از حقيقت‌ تأثير روح‌القوانين‌ در شئون‌ جامعه‌ سياسي‌ غرب‌ است‌. همانطوري‌ كه‌ در اشارات‌ و عبارات‌ مفصل‌ آورديم‌ آراء منتسكيو ايده‌آل‌ طبقات‌ متجدد و بورژوا را بيان‌ مي‌كرد و آن‌ ايجاد تعادلي‌ ميان‌ طبقات‌ اجتماعي‌ ـ اقتصادي‌ عصر بود يعني‌ تعادل‌ ميان‌ طبقه‌ اشراف‌ قديم‌ كه‌ شاه‌ در رأس‌ آن‌ قرار مي‌گرفت‌ و طبقه‌ اشراف‌ متجدد كه‌ قوه‌ قضائيه‌ را تدبير مي‌نمود و طبقه‌ بورژوا كه‌ قدرت‌ فائقه‌ در قوه‌ مقننه‌ بشمار مي‌رفت‌. با تفكيك‌ قوا برتري‌ طبقات‌ اشراف‌ و روحاني‌ كهنسال‌ تعديل‌ و تحت‌ كنترل‌ و نظارت‌ طبقه‌ بورژوا درمي‌آمد. تحقق‌ اين‌ مراتب‌ تابع‌ مباحث‌ و مجادلات‌ فرعي‌ نمي‌شد، منتسكيو با درايت‌ اين‌ وضع‌ را دريافته‌ بود و با لحني‌ نهان‌روشانه‌ و صلح‌آميز به‌ طرح‌ تئوري‌ خويش‌ پرداخت‌ و مورد استقبال‌ طبقات‌ متجدد قرار گرفت‌ و آراء او در محافل‌ فراماسونري‌ و متجدد اروپا نفوذ تام‌ و تمام‌ يافت‌.
بر همين‌ منوال‌ در فرانسه‌ نيز آراء منتسكيو در ميان‌ رجال‌ سياست‌ موضوع‌ بحث‌ و مورد نظر بود و برخي‌ از آن‌ استفاده‌ عملي‌ كردند و از آن‌ جمله‌ ورژن‌ وزير امور خارجه‌ لوئي‌ شانزدهم‌ بود كه‌ در خطابه‌ معروف‌ خود به‌ پادشاه‌، مطاوي‌ نطق‌ خود را از روح‌القوانين‌ برگرفت‌. به‌ هر حال‌ تأثير عملي‌ اين‌ تأليف‌ منحصر به‌ دوائر سياسي‌ آمريكا و فرانسه‌ نبود، بلكه‌ همگان‌ از آن‌ بهره‌ مي‌بردند. به‌ قول‌ سورل‌ در كتابخانه‌ هر فرانسوي‌ منورالفكر يك‌ دوره‌ منتسكيو، ولتر و روسو و بوفن‌ وجود داشت‌. از اين‌ ميان‌ آثار منتسكيو و روسو بيشتر مورد مراجعه‌ بود، بخصوص‌ زماني‌ كه‌ مقدمات‌ انقلاب‌ فرانسه‌ بر پا مي‌شد. جوانان‌ به‌ آراي‌ جديدي‌ كه‌ در كلمات‌ منتسكيو و روسو مي‌يافتند و به‌ آنها جهت‌ نفي‌ وضع‌ موجود كمك‌ فكري‌ مي‌كرد، روي‌ مي‌آوردند. منتهي‌ افكار روسو در يك‌ جهت‌ و از آن‌ خودش‌ و داراي‌ سازمان‌ واحد و معين‌ بود و پيروان‌ بخصوص‌ آنها را اقتباس‌ مي‌كردند ولي‌ روح‌القوانين‌ سبكها و عقيده‌ها را شرح‌ داده‌ بود و هر فرقه‌ قسمتي‌ از آن‌ را موافق‌ ذوق‌ و آمال‌ خود به‌ گواهي‌ مي‌كشيد. افكاري‌ كه‌ در حق‌ مداخله‌ مردم‌ در حكومت‌ و در موضوع‌ آزادي‌ و جمهوريت‌ و در رد استبداد و ستمگري‌ و امثال‌ آن‌ در روح‌القوانين‌ آمده‌ بود، بين‌ پيشروان‌ انقلاب‌ تأثير وافر داشت‌ و مي‌توان‌ گفت‌ بتدريج‌ اين‌ كتاب‌ سند و مرجعي‌ براي‌ ليبرالها گرديد.

بدون‌ شك‌ يكي‌ از شراره‌هاي‌ انقلاب‌ كه‌ در فرانسه‌ روشن‌ شد بواسطه‌ كتاب‌ روح‌القوانين‌ پديدار گشت‌ و در زمان‌ انقلاب‌ و بعد از انقلاب‌ افكاري‌ كه‌ مورد بحث‌ و تفسير واقع‌ مي‌شد، از روح‌القوانين‌ استشهاد مي‌كردند، نويسنده‌ معروف‌ شاتوبريان‌ مي‌خواست‌ در تأليف‌ خود در باب‌ انقلاب‌ و ساير تأليفات‌، روح‌القوانيني‌ از نو بوجود آورد. بنجامين‌ كنستان‌ در كتاب‌ خود راجع‌ به‌ مشروطيت‌ از فصول‌ كتاب‌ راجع‌ به‌ آزادي‌ استفاده‌ كرد و لوئي‌ هيجدهم‌ و برخي‌ از اطرافيان‌ و وزيران‌ او آن‌ كتاب‌ را خواندند و كوشيدند بكار بندند.
روح‌القوانين‌ در افكار امثال‌ تاليران‌ و در عقايد مربوط‌ به‌ صلح‌ 1874 نيز مؤثر بود. تأثير آراء منتسكيو در عقايد مورخان‌ حقوق‌ و فلاسفه‌ تاريخ‌ نيز مشهود است‌. گيزو در عقايد خود در شرح‌ اصول‌ جريان‌ تاريخ‌ در تعريف‌ و توجيه‌ اينكه‌ ترقي‌ چيست‌، به‌ او توجه‌ داشت‌.
مادام‌ داستال‌ هم‌ در همين‌ موضوع‌ و موضوع‌ قابليت‌ ارتقاء عالم‌ انساني‌ از پيروان‌ منتسكيو بوده‌ و اين‌ عقيده‌ را در تمام‌ تصنيفات‌ خود ابراز نموده‌ است‌. بواسطه‌ تنوع‌ مطلب‌ در روح‌القوانين‌ طرفداران‌ عقايد گوناگون‌ از او اقتباس‌ و به‌ او استشهاد كرده‌اند. از اين‌ لحاظ‌ برخي‌ از هواخواهان‌ اصول‌ حكومت‌ مطلقه‌ و پادشاهي‌ نيز از كتاب‌ او استفاده‌ كرده‌اند.
اين‌ تأثير و نفوذ سياسي‌ منتسكيو بر همين‌ نحو در افكار سياسيون‌ فرانسه‌ در قرن‌ هيجده‌ و نوزده‌، دوام‌ داشت‌، حتي‌ در نوشته‌هاي‌ برخي‌ متأخران‌ مانند دوتوكويل‌ جلوه‌ خاصي‌ نمود و رفته‌ رفته‌ در تمام‌ اروپا فزونتر گشت‌، مثلا" در آلمان‌ اشخاصي‌ مانند فن‌ اشتين‌ در بسط‌ تعليمات‌ سياسي‌ خود عقايد او را بخصوص‌ در نظر داشتند.
علاوه‌ بر جنبه‌ حقوقي‌ و سياسي‌، آثار منتسكيو از لحاظ‌ ادبي‌ در تاريخ‌ ادبيات‌ فرانسه‌ اهميت‌ بسزايي‌ دارد. در اين‌ مرتبه‌ نيز او را در رديف‌ نويسندگان‌ بزرگ‌ مي‌شمارند و از سبك‌ او بحث‌ مي‌كنند.
پس‌ از تأليف‌ روح‌القوانين‌ در سال‌ 1750 رساله‌ دفاعيه‌ روح‌القوانين‌ در پاسخ‌ به‌ حملات‌ آباء ژزوئيت‌ و يانسنيست‌ها تأليف‌ يافت‌. تدوين‌ «مقاله‌اي‌ درباره‌ ذوق‌» Essai Sur le gouta براي‌ دائرة‌المعارف‌ به‌ تقاضاي‌ دالامبر در سال‌ 1754 انجام‌ گرفت‌ كه‌ در سال‌ 1756 انتشار يافت‌.
بطور كلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ عمر اين‌ مرد صرف‌ كار و كوشش‌ ذيل‌ اومانيسم‌ گرديد. دمي‌ از مطالعه‌ و تحقيق‌ غيرمعنوي‌ فراغت‌ نيافت‌ و پي‌ بردن‌ به‌ حقايق‌ نفساني‌ بهترين‌ تسلاي‌ او بود. خود مي‌گويد غمي‌ باور وي‌ نيامد كه‌ با يك‌ مطالعه‌ زايل‌ نشده‌ باشد و بدين‌ روش‌ يك‌ عمر پر از كوشش‌ و مساعي‌، اين‌ گونه‌ به‌ پايان‌ خود نزديك‌ شد. مؤلف‌ شهير در روزگار پيري‌ و ناتواني‌ شهرت‌ و احترام‌ فوق‌العاده‌ در تمام‌ اروپا به‌ هم‌ رسانيد و ميوه‌ رنجهاي‌ ساليان‌ دراز را در دين‌زدايي‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ بشري‌ چشيد و به‌ يك‌ عمر زحمت‌ خود به‌ ديده‌ امتنان‌ و خرسندي‌ نگريست‌ و در آخرين‌ روزهاي‌ حيات‌ اين‌ جهاني‌ چشمان‌ ظاهري‌ او چون‌ ديده‌ي‌ باطنش‌ نابينا شدند و خود گفت‌ تنها روشني‌ كه‌ براي‌ من‌ مانده‌ طلوع‌ فجر آخرين‌ دقيقه‌ عمر من‌ است‌ كه‌ ديدگان‌ را ببندم‌ و به‌ خواب‌ ابدي‌ فرو روم‌. سرانجام‌ در دهم‌ فوريه‌ سال‌ 1755 يعني‌ در 66 سالگي‌ در پاريس‌ اين‌ جهان‌ را بدرود گفت‌ و به‌ عنوان‌ يادگاري‌ از قرن‌ هيجدهم‌ در اذهان‌ فاني‌ باقي‌ ماند و آموزگاري‌ براي‌ تمدن‌ نفساني‌ و بشرمدارانه‌ي‌ جديد گشت‌.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

درآمدی‌ بر سیرتفكر معاصر

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61242834