خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

ادامه 1 ...

 

اشاره:



تفكيك‌ قواي‌ حاكمه‌

بهترين‌ راه‌ حفظ‌ آزادي‌ مردم‌ يك‌ كشور اين‌ است‌ كه‌ قوانين‌ و سازمان‌ و نهادهاي‌ آن‌ حكومت‌ طوري‌ باشد كه‌ قواي‌ گوناگون‌ حكومت‌ همديگر را اداره‌ و تعديل‌ كنند. اينجاست‌ كه‌ منتسكيو از تقسيم‌ قواي‌ يك‌ دولت‌ به‌ مقننه‌ و مجريه‌ و قضائيه‌ بحث‌ كرد و اين‌ تعليم‌ معروف‌ را بيش‌ از همه‌، او در قرن‌ هيجدهم‌ رايج‌ كرد.
منتسكيو در اين‌ باب‌ چنين‌ مي‌گويد: «هر يك‌ از قوا ديگري‌ را محدود مي‌سازد و آزادي‌ يعني‌ حكومتي‌ كه‌ بر اساس‌ قانون‌ استوار شده‌ باشد، امكان‌پذير مي‌شود.» و از نظر او سه‌ قوه‌ به‌ اين‌ شرح‌ موجود است‌: قوه‌ مقننه‌ كه‌ قوانين‌ را وضع‌ مي‌كند، قوه‌ مجريه‌ كه‌ اين‌ قوانين‌ را براي‌ نظم‌ عمومي‌ به‌ مرحله‌ اجرا درمي‌آورد و قوه‌ قضائيه‌ كه‌ اين‌ قوانين‌ را در حالات‌ مخصوص‌ به‌ موقع‌ اجرا مي‌گذارد. هر يك‌ از اين‌ سه‌ قوه‌، بايد به‌ يك‌ سازمان‌ مشخص‌ مجزا از يكديگر واگذار شود. تنها هنگامي‌ كه‌ اين‌ تفكيك‌ قوا موجوديت‌ پيدا مي‌كند مي‌توان‌ به‌ آزادي‌ يك‌ رژيم‌ آزاد دست‌ يافت‌ .


آزادي‌ غايت‌ حكومتها

آزادي‌ در روح‌القوانين‌ موقع‌ خاص‌ مهمي‌ دارد. منتسكيو غايت‌ حكومت‌ را آزادي‌ مي‌داند و براي‌ آن‌ مراتبي‌ قائل‌ است‌ مانند آزادي‌ يك‌ ملت‌ در برابر بيگانگان‌ كه‌ مرادف‌ استقلال‌ باشد و آزادي‌ مدني‌ ميان‌ افراد يك‌ ملت‌ كه‌ هر كس‌ به‌ تساوي‌ از قوانين‌ حقوقي‌ و مدني‌ برخوردار باشد. ديگر آزادي‌ شخصي‌ و آزادي‌ مالكيت‌. اما آزادي‌ سياسي‌ بخصوص‌ مهم‌ است‌ و مفهوم‌ خاصي‌ براي‌ منتسكيو دارد. او براي‌ وصف‌ مفهوم‌ آزادي‌ مفصلا" به‌ بحث‌ مي‌پردازد و چنين‌ مي‌نويسد: «هيچ‌ كلمه‌اي‌ به‌ اندازه‌ كلمه‌ آزادي‌ اذهان‌ را متوجه‌ نساخته‌ است‌ و به‌ هيچ‌ كلمه‌اي‌ مانند كلمه‌ آزادي‌ معاني‌ مختلف‌ داده‌ نشده‌ است‌. براي‌ بعضي‌ از مردم‌ آزادي‌ عبارت‌ از اين‌ است‌ كه‌ اختيار داشته‌ تا كسي‌ را كه‌ خودشان‌ به‌ او اختياراتي‌ داده‌اند به‌ محض‌ اينكه‌ خواست‌ از آن‌ اختيار سوء استفاده‌ كند و جابر و ظالم‌ شود، خلع‌ كنند. براي‌ عده‌ ديگر آزادي‌ عبارت‌ از اين‌ است‌ كه‌ بتوانند كسي‌ را كه‌ بايد مطيع‌ او باشند، خودشان‌ انتخاب‌ كنند. دسته‌ ديگر آزادي‌ را در اين‌ مي‌دانند كه‌ حق‌ داشته‌ باشند مسلح‌ شوند و زور بگويند. جمعي‌ هم‌ دارابودن‌ بعضي‌ امتيازات‌ را آزادي‌ مي‌دانند، مثل‌ اينكه‌ به‌ فرمان‌ يك‌ نفر از افراد ملت‌ خود و يا در لواي‌ قوانين‌ مخصوص‌ خود اداره‌ بشوند. ملتي‌ هم‌ مدتهاي‌ مديد گمان‌ مي‌كرد حفظ‌ رسوم‌ و شعائر آزادي‌ است‌، مثلا" تصور مي‌كرد آزادي‌ اين‌ است‌ كه‌ ريش‌ بلند داشته‌ باشد. بعضي‌ از ملل‌ آزادي‌ را اينطور تفسير كرده‌اند كه‌ اختصاصي‌ به‌ يك‌ طرز و رژيم‌ مخصوص‌ و حكومتي‌ دارد كه‌ خودشان‌ آن‌ حكومت‌ را دارا هستند. مثلا" آنان‌ كه‌ از حكومت‌ مشروطه‌ برخوردار شده‌اند آزادي‌ را مخصوص‌ مشروطيت‌ مي‌دانند و جماعتي‌ كه‌ مزه‌ حكومت‌ جمهوري‌ را چشيده‌اند، آزادي‌ را در لواي‌ اين‌ طرز حكومت‌ مي‌دانند.
به‌ هر حال‌ هر كسي‌ و ملتي‌ نام‌ آزادي‌ را به‌ حكومتي‌ داده‌ است‌ كه‌ روش‌ آن‌ با عادات‌ و تمايلات‌ او وفق‌ مي‌دهد و علت‌ آن‌ اين‌ است‌: «در حكومتهاي‌ جمهوري‌ ظاهرا" معايبي‌ مشهود نيست‌، عوامل‌ و موجباتي‌ كه‌ مردم‌ را ناراحت‌ كند، آشكار نمي‌باشد و چنان‌ بنظر مي‌رسد كه‌ قوانين‌ بيشتر تأثير دارند تا مجريان‌ قوانين‌لذا شهروندان‌آزادي‌ را در جمهوري‌ دانسته‌ و حكومت‌ مشروطه‌ را فاقد آزادي‌ مي‌دانند و نيز در حكومتهاي‌ مشروطه‌ و دموكراسي‌ چون‌ ظاهرا" ملت‌ مختار است‌ و هرچه‌ دلش‌ مي‌خواهد مي‌كند و مردم‌ اقتدار ملي‌ را با آزادي‌ اشتباه‌ مي‌كنند آنوقت‌ آزادي‌ را مخصوص‌ اين‌ نوع‌ حكومت‌ مي‌دانند» .
پس‌ آزادي‌ چيست‌! راست‌ است‌ كه‌ در حكومت‌ دموكراسي‌ ظاهرا" توده‌ هر كاري‌ دلش‌ مي‌خواهد مي‌كند، اما بايد دانست‌ كه‌ آزادي‌ سياسي‌ اين‌ نيست‌ كه‌ هر كس‌ هرچه‌ دلش‌ مي‌خواهد بكند، بلكه‌ در جامعه‌ و حكومتي‌ كه‌ قوانين‌ حكمفرماست‌ آزادي‌ معناي‌ ديگري‌ دارد. آزادي‌ آن‌ است‌ كه‌ افراد آنچه‌ را بايد بخواهند بخواهند و بكنند و آنچه‌ را موظف‌ به‌ خواستن‌ آن‌ نيستند مجبور نباشند انجام‌ دهند، به‌ علاوه‌ بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ كرد كه‌ آزادي‌ و استقلال‌ با هم‌ تفاوت‌ دارند .


آزادي‌ بر پايه‌ قانون‌ موضوعه‌ بشري‌

آزادي‌ عبارت‌ از اين‌ است‌ كه‌ انسان‌ حق‌ داشته‌ باشد هر كاري‌ را كه‌ قانون‌ اجازه‌ داده‌ و مي‌دهد، بكند و آنچه‌ كه‌ قانون‌ منع‌ كرده‌ و صلاح‌ او نيست‌ مجبور به‌ انجام‌ آن‌ نگردد. در اين‌ صورت‌ اگر مرتكب‌ اعمالي‌ شود كه‌ قانون‌ منع‌ كرده‌، ديگر آزادي‌ وجود نخواهد داشت‌ .
از نظر منتسكيو شهروندان‌ انگليسي‌ از كمال‌ اين‌ نوع‌ آزادي‌ سياسي‌ برخوردارند . در آنجا آزادي‌ سياسي‌ نزد هر فردي‌ از افراد عبارت‌ از آرامش‌ خاطر است‌ كه‌ از اعتقاد آن‌ به‌ اينكه‌ درمان‌ است‌، توليد مي‌شود و براي‌ اينكه‌ چنين‌ امنيت‌ خاطر و آزادي‌ را هر فردي‌ دارا باشد در انگلستان‌ طرز حكومت‌ طوري‌ است‌ كه‌ يك‌ فرد از فرد ديگر نمي‌ترسد. در همه‌ جا هم‌ مي‌بايستي‌ طريقه‌ حكومت‌ همين‌ طور باشد تا آزادي‌ سياسي‌ در هر كشوري‌ برقرار گردد. پس‌ از اين‌ عبارات‌، نويسنده‌ با احتياط‌ و نهان‌روشي‌ ماسوني‌ از اعتدال‌ سخن‌ مي‌گويد: حد اعلاي‌ آزادي‌ آنجا است‌ كه‌ آزادي‌ به‌ حد اعلا نرسد .
از مطاوي‌ عبارات‌ فوق‌ مي‌توان‌ دريافت‌ كه‌ آزادي‌ از نظر منتسكيو عبارت‌ است‌ از آزادي‌ در تمام‌ اعمال‌ و اقداماتي‌ كه‌ قانون‌ به‌ افراد اجازه‌ مي‌دهد. پس‌ آزادي‌ آن‌ نيست‌ كه‌ هر كس‌ هرچه‌ دلش‌ خواست‌ بكند، زيرا آزادي‌ مطلق‌ در محيط‌ بشري‌ كه‌ به‌ موجب‌ قوانين‌ به‌ هم‌ پيوسته‌اند، ممكن‌ نيست‌. چه‌ بسا كه‌ اين‌ نوع‌ آزادي‌ در مورد يك‌ فرد مخل‌ آزادي‌ فردي‌ ديگر خواهد شد پس‌ آزادي‌ حدي‌ دارد و آن‌ قانون‌ است‌. در نهايت‌ قوانين‌ بايد از روي‌ عقل‌ و حسابگري‌ و مطابق‌ درجه‌ توسعه‌ و رشد تمدن‌ در كشور تدوين‌ شود.


آزادي‌ جديد و حريت‌ ديني‌

همانطوريكه‌ ملاحظه‌ مي‌شود در اين‌ تعريف‌ آزادي‌ به‌ معني‌ «حريت‌ ديني‌» كه‌ قطع‌ تعلق‌ از ماسوي‌الله‌ و بي‌غرضي‌ است‌، نيامده‌ بلكه‌ نحوي‌ تعلق‌ است‌ و آن‌ تعلق‌ به‌ قانون‌ موضوعه‌ بشري‌ است‌ و آن‌ نيز از نظر منتسكيو اگر خوب‌ باشد مطابق‌ قانون‌ طبيعت‌ است‌.
مقصود از آزادي‌ دراينجا اباحيت‌ ـ يعني‌ آزادي‌ در هر فعلي‌ ـ است‌ كه‌ همان‌ آزادي‌ مذموم‌ به‌ معني‌ ديني‌ لفظ‌ باشد. اما اباحيت‌ جديد نحوي‌ آزادي‌ نفساني‌ عقلي‌ است‌ كه‌ در آن‌ آزادي‌ بر مدار عقل‌ همگاني‌ جديد تعيّن‌ پيدا مي‌كند.


اصول‌ تشخيص‌ حسن‌ و قبح‌ قوانين‌

از نظر منتسكيو قوانين‌ موضوعه‌ از عوامل‌ ديگري‌ كه‌ مقتضيات‌ و شرايط‌ اقوام‌، نژاد و استعدادهاي‌ مختلف‌ بشري‌ است‌، به‌ طرق‌ گوناگون‌ متأثر شده‌ و كثرت‌ يافته‌، در حالي‌ كه‌ قانون‌ طبيعت‌ در همه‌ جا يكسان‌ است‌. اما به‌ هر طريق‌ منتسكيو اصولي‌ را براي‌ تعيين‌ قانون‌ درست‌ سياسي‌ و تشخيص‌ كلي‌ قوانين‌ خوب‌ و بد طرح‌ مي‌كند. بدين‌ صورت‌:

اول‌: نزديكترين‌ حكومت‌ به‌ طبيعت‌، آن‌ است‌ كه‌ اوضاع‌ آن‌ با اوضاع‌ ملتي‌ كه‌ براي‌ او تشكيل‌ شده‌ است‌، مناسبتر باشد.

دوم‌: قوانين‌ بايد با طبيعت‌ و شالوده‌ حكومتي‌ كه‌ برقرار شده‌ يا مي‌شود متناسب‌ باشد، خواه‌ به‌ عنوان‌ قوانين‌ سياسي‌ كه‌ دولت‌ را تشكيل‌ مي‌دهند، خواه‌ به‌ عنوان‌ قوانين‌ مدني‌ كه‌ آنرا حفظ‌ مي‌نمايد.

سوم‌: قوانين‌ بايد با اوضاع‌ طبيعي‌ كشور، با آب‌ و هواي‌ سوزان‌ يا منجمد يا معتدل‌ هر كشور با چگونگي‌ خاك‌ و بزرگي‌ و كوچكي‌ كشور، با انواع‌ زندگي‌ قومي‌ كه‌ در لواي‌ آن‌ زندگي‌ مي‌كند، با حرفه‌ اكثريت‌ آنها كه‌ برزگرند يا شكارچي‌ يا دام‌پرور تناسب‌ داشته‌ باشد.

چهارم‌: قوانين‌ بايد با آن‌ اندازه‌ آزادي‌ كه‌ اساس‌ دولت‌ اجازه‌ مي‌دهد، موافق‌ باشد. قوانين‌ بايد با مذهب‌ اهالي‌، با تمايلات‌ آنها، با ثروت‌ آنها، با تعداد آنها، با اخلاق‌ و عادات‌ به‌ انواع‌ تجارت‌ و با رفتار و اطوار آنها موافقت‌ داشته‌ باشد و تطبيق‌ كند.

پنجم‌: قوانين‌ بايد با تمام‌ جزئيات‌ محيط‌ و مردماني‌ كه‌ بر آنها مسلط‌ مي‌شود و اساس‌ روابط‌ آنها را تشكيل‌ مي‌دهد متناسب‌ باشد.

ششم‌: قوانين‌ با يكديگر ارتباط‌ دارند و همچنين‌ با مبداء خود كه‌ منظور قانونگذار است‌ و نيز با اوضاع‌ و احوالي‌ كه‌ بر اساس‌ آنها تدوين‌ شده‌اند، مربوطند. پس‌ قوانين‌ را بايد از تمام‌ اين‌ جهات‌ در نظر گرفت‌ .


تبيين‌ روح‌ قوانين‌ جديد و مقصود تحقيقات‌ تاريخي‌ و مطالعات‌ حقوقي‌

از اين‌ طريق‌ منتسكيو روح‌ قوانين‌ جديد را تبيين‌ مي‌كند و در ذيل‌ اين‌ اصول‌ هر امر متعالي‌ كه‌ اساس‌ روح‌ شريعت‌ قديم‌ است‌، فراموش‌ مي‌گردد. در اينجا تابعيت‌ مطلق‌ قانون‌ به‌ زمين‌ و زمان‌ اصل‌الاصول‌ تقنين‌ است‌. از طرفي‌ مقصود اصلي‌ او از تحقيقات‌ تاريخي‌ و مطالعات‌ حقوقي‌ راه‌ نمودن‌ به‌ آزادي‌ سياسي‌ مطلوب‌ ليبراليسم‌ عصر اوست‌.


آزادي‌ و تسامح‌ ديني‌ عصر منتسكيو

منتسكيو پس‌ از پرداختن‌ به‌ آزادي‌ و قوانين‌ سياسي‌ و مدني‌ و كيفري‌ به‌ طرح‌ تسامح‌ و آزادي‌ ديني‌ جوامع‌ نسبت‌ به‌ عقايد و مذاهب‌ مي‌پردازد. اين‌ مسئله‌ اخير خود حاكي‌ از احساسات‌ عصر نسبت‌ به‌ ديانت‌ است‌ و از آنجا كه‌ ديانت‌ در اين‌ عصر موجب‌ محدوديت‌ آزادي‌ طبقه‌ جديد مي‌شود، لازم‌ است‌ ديانت‌ طرد گردد و از متن‌ به‌ حاشيه‌ جامعه‌ رود و جاي‌ خويش‌ را به‌ قوانين‌ موضوعه‌ دهد. البته‌ چنانكه‌ در روح‌القوانين‌ ملاحظه‌ مي‌شود، مباحث‌ در لفافه‌اي‌ از نهان‌روشي‌ در ميان‌ نهاده‌ مي‌شود و اغلب‌ آراء به‌ تلويح‌ ذكر مي‌شود تا مؤلف‌ مورد تعرض‌ شهروندان‌ مؤمن‌ و متدين‌ فرانسوي‌ قرار نگيرد. همچنانكه‌ در بحث‌ آزادي‌ نيز چنين‌ است‌.


فيزيكاليسم‌ و اصالت‌ اقليم‌ در نظر منتسكيو

بحث‌ منتسكيو درباره‌ رابطه‌ اقليم‌ و آب‌ و هوا با چگونگي‌ قوانين‌ از لحاظ‌ صورت‌ و استدلال‌ يكي‌ از ضعيف‌ترين‌ و ساده‌انديشانه‌ترين‌ بخشهاي‌ روح‌القوانين‌ است‌. در مقابل‌ از لحاظ‌ روش‌ تحقيق‌ اجتماعي‌ و تاريخي‌ يكي‌ از مهمترين‌ فتوحات‌ علمي‌ دوره‌ جديد با مميزات‌ خاص‌ خويش‌ بشمار مي‌رود. پژوهشهاي‌ امروز درباره‌ تأثيري‌ كه‌ اوضاع‌ و احوال‌ طبيعي‌ و جغرافيايي‌ در تعيين‌ صور نهادها و سازمانها و قوانين‌ مختلف‌ انساني‌ دارد و به‌ عبارتي‌ فرضيه‌هايي‌ كه‌ بر تأثير عوامل‌ خارجي‌ محيطي‌ و بر پيدايي‌ فرهنگ‌ و تمدن‌ استوار شده‌اند بيش‌ از همه‌ به‌ نحوي‌ به‌ آراي‌ منتسكيو برمي‌گردند.
پس‌ از بحث‌ از آب‌ و هوا به‌ مباحثي‌ درباره‌ اخلاق‌ و عادات‌ و دين‌ و قوانين‌ مدني‌ و بين‌المللي‌ و قوانين‌ اقتصاد و نظاير آن‌ پرداخته‌ و از تاريخ‌ سازمانهاي‌ گوناگون‌ جامعه‌ بشري‌ مانند فئوداليسم‌ و علل‌ تشكيل‌ و تأسيس‌ آنها و قوانيني‌ كه‌ آنها را اداره‌ مي‌كند سخن‌ گفته‌ مي‌شود. و بدين‌ ترتيب‌ كتابي‌ كه‌ نتيجه‌ يك‌ عمر مطالعه‌ و پژوهش‌ در تبيين‌ مباني‌ نظري‌ و عملي‌ سياست‌ و حقوق‌ است‌، به‌ پايان‌ مي‌رسد.
در كتاب‌ روح‌القوانين‌ برخي‌ استدلالات‌ علوم‌ طبيعي‌ و رياضي‌ به‌ عنوان‌ مقدمه‌ اثبات‌ يك‌ نظريه‌ سياسي‌ قرار مي‌گيرد. در اين‌ فقره‌ نيز چون‌ فقرات‌ ديگر منتسكيو سعي‌ داشته‌ وسعت‌ سرزمينهاي‌ حكومتهاي‌ مستبد را با يكي‌ از روابط‌ متعارف‌ هندسي‌ تبيين‌ نمايد.


برده‌داري‌ در نظر منتسكيو

فقراتي‌ از روح‌القوانين‌ بردگي‌ را مورد مذمت‌ قرار مي‌دهد و نهايتا" منتسكيو قائل‌ به‌ استثنائاتي‌ در اين‌ امر مي‌گردد. بدين‌ معني‌ كه‌ سياهپوستان‌ را به‌ طور طبيعي‌ در مقام‌ بردگي‌ تلقي‌ مي‌كند. از نظر او بهره‌كشي‌ آفريقائيان‌ براي‌ سوداگري‌ امري‌ مشروع‌ است‌ زيرا اگر اينان‌ از نيشكر مراقبت‌ نمي‌كردند شكر بسيار گران‌ به‌ دست‌ مي‌آمد. علاوه‌ بر اين‌ منتسكيو سياهان‌ را فاقد اهميت‌ و ارزش‌ انساني‌ و مسيحي‌ مي‌داند، بدين‌ معني‌ كه‌ بردگي‌ آنان‌ را
ناشي‌ از طبيعتشان‌ مي‌داند. به‌ نظر نويسنده‌ روح‌القوانين‌ و منادي‌ آزادي‌ و حقوق‌ بشر جديد: سياهان‌ از جنس‌ بشر نيستند در صورت‌ قبول‌ موجوديت‌ انساني‌ براي‌ سياهان‌ و نژاد آفريقائي‌، اروپائيان‌ بايد خود را مسيحي‌ و انسان‌ ندانند.
جان‌ كلام‌ اينكه‌ از نظر او ] اشخاص‌ كوته‌نظر [ درباره‌ بي‌عدالتي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ سياهان‌ مي‌شود خيلي‌ اغراق‌ مي‌گويند. منتسكيو نژادپرستي‌ سوداگر به‌ نظر مي‌رسد. كسي‌ كه‌ اينهمه‌ از بيچارگي‌ و ظلم‌ عليه‌ يهوديان‌ و از دموكراسي‌ و آزادي‌ انگليسي‌ داد سخن‌ مي‌دهد، درواقع‌ بر مبناي‌ همين‌ نظريه‌هاي‌ انگليسي‌ ـ يهودي‌ فراماسونري‌ كه‌ منتسكيو مظهر بارز آن‌ است‌ استيلاي‌ غرب‌ تأييد مي‌شود و در پناه‌ همين‌ خرد و اعتدال‌ و آزادي‌ است‌ كه‌ اروپائيان‌ ميليونها انسان‌ آزاد را به‌ بردگي‌ مي‌كشند و پادشاهان‌ مستبد دست‌ به‌ زشت‌ترين‌ و غيرانساني‌ترين‌ جنايتها مي‌آلايند. خرد و آزادي‌ و دموكراسي‌ در حقيقت‌ همواره‌ لفافه‌اي‌ زرين‌ براي‌ باطن‌ شيطاني‌ غرب‌ بوده‌ است‌.
منتسكيو در بحث‌ بردگي‌ كمتر اشاره‌اي‌ به‌ برده‌داري‌جديد در اروپا مي‌كند و درواقع‌ اين‌ مسئله‌ را مسكوت‌ مي‌گذارد، او در فصل‌ نهم‌ فقط‌ از وجود بردگان‌ وابسته‌ به‌ زمين‌ در مجارستان‌ و بوهم‌ و آلمان‌ كه‌ در عصر او وجود داشته‌اند ذكري‌ به‌ ميان‌ مي‌آورد. در حالي‌ كه‌ در آن‌ عصر ميليونها برده‌ سياه‌ و سفيد غير اروپايي‌ وجود داشته‌ و برخلاف‌ بردگان‌ سفيدپوست‌ مجاري‌ يا آلماني‌ فاقد هرگونه‌ حق‌ حيات‌ بوده‌اند، در ميان‌ بردگان‌ آسيايي‌ و آفريقايي‌ و آمريكايي‌ و اروپائيان‌ استعمارگر مسلمانان‌ بسياري‌ وجود داشته‌اند كه‌ بعضا" در كشتيهاي‌ فرانسوي‌ به‌ پاروزني‌ اشتغال‌داشته‌اند. گرچه‌ بردگي‌ ظاهرا" در انقلاب‌ فرانسه‌ و آمريكا محكوم‌ شد اما پس‌ از انقلاب‌ دوباره‌ بردگي‌ و حق‌ انتفاع‌ از بردگان‌ رسما" پذيرفته‌ شد، درواقع‌ بورژواها از قدرت‌ بردگان‌ و فقرا درجهت‌ سرنگوني‌ نظام‌قديم‌ بهره‌گرفتند و پس‌ از رسيدن‌ به‌ سريرقدرت‌ ارباب‌ جديد بردگان‌شدند. و سرانجام‌ با پيدايش‌ انقلاب‌ صنعتي‌ كه‌ نياز به‌ «نيروي‌ كار ارزان‌ قيمت‌ آزاد» داشت‌ برده‌داري‌ سنتي‌ منسوخ‌ گرديد و نحوي‌ بردگي‌ مدرن‌ اقتصادي‌ و فرهنگي‌ پديدار آمد.
اما درباره‌ي‌ برده‌داري‌ در اسلام‌: در اين‌ باب‌ نويسندگان‌ اسلامي‌ و فقها مباحث‌ بسياري‌ آورده‌اند. از نظرگاه‌ اسلامي‌، بردگي‌ تابع‌ مسئله‌ جهاد بوده‌ است‌، آزادي‌ اسيران‌ جنگي‌ بدان‌ جهت‌ كه‌ مشكلاتي‌ ايجاد مي‌كرد و اسير پس‌ از آزادي‌ دوباره‌ در مقابل‌ جامعه‌ اسلامي‌ قرار مي‌گرفته‌ است‌، منع‌ گرديده‌. البته‌
اين‌ اسيران‌ پس‌ از پذيرش‌ اسلام‌ و وارد شدن‌ در جامعه‌ اسلامي‌ به‌ تدريج‌ آزاد مي‌شده‌اند. بايد دانست‌ تعليمات‌ و دستوراتي‌ كه‌ در قرآن‌ مقرر است‌ اين‌ موضوع‌ را تعديل‌ مي‌كند. در آيه‌ 31 و 32 سوره‌ نور قرآن‌ دستور مي‌دهد: «اگر بندگان‌ را لايق‌ ديديد و مطمئن‌ شديد كار مي‌كنند و تكدي‌ كه‌ موجب‌ سرشكستگي‌ شماست‌ نخواهند كرد اجازه‌ دهيد با پرداخت‌ مالي‌ آزاد شوند و همين‌ كه‌ آن‌ مال‌ را پرداختند آزاد خواهند بود، كنيزكان‌ را مجبور به‌ فحشا نكنيد با كنيز و غلام‌ نيك‌ و صالح‌ ازدواج‌ كنيد، و با نكاح‌ آنان‌ را مورد استفاده‌ زناشويي‌ قرار دهيد. نعماتي‌ كه‌ خدا به‌ شما داده‌ است‌ با آنها تقسيم‌ كنيد.» پس‌ اصول‌ عدالت‌ و مساوات‌ و زهد و تقوا و تفقد نسبت‌ به‌ زيردست‌ و مملوك‌ مرام‌ مسلمان‌ حقيقي‌ است‌ نه‌ اجحاف‌ و تعدي‌.
اما اين‌ قانون‌ آزادسازي‌ انسان‌ همچون‌ بسياري‌ از احكام‌ اسلامي‌ در تاريخ‌ اسلام‌ معلق‌ مانده‌ است‌ و ستمگريهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ بردگان‌ در جامعه‌ اسلامي‌ ملاحظه‌ شده‌، با روح‌ اسلامي‌ مغاير بوده‌ است‌، از اين‌ رو برده‌داري‌ كه‌ صرفا" در جهت‌ تمتع‌ مادي‌ تكوين‌ يافته‌ از حوزه‌ شريعت‌ اسلامي‌ خارج‌ بوده‌ است‌. اساسا" چنانكه‌ مارسل‌ بوزار Marcel Boisar مي‌نويسد: «قرآن‌ كريم‌ هيچ‌ اشاره‌اي‌ به‌ خريد برده‌ ندارد.» تحقيقات‌ مفصلي‌ كه‌ تاكنون‌ درباره‌ بردگي‌ صورت‌ گرفته‌ و چنانكه‌ منتسكيو نيز تلويحا" بدان‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ شرق‌ هيچ‌ گاه‌ به‌ صورت‌ مركز برده‌داري‌ درنيامده‌ است‌ در حالي‌ كه‌ در غرب‌ از جمله‌ يونان‌ و روم‌ غالبا" نسبت‌ بردگان‌ به‌ آزادگان‌ فزوني‌ يافته‌، علاوه‌ بر اين‌، بردگان‌ در غرب‌ در اقتصاد عمومي‌ تأثير اساسي‌ داشته‌اند در حالي‌ كه‌ بردگان‌ در شرق‌ و آسيا بيشتر در قصرهاي‌ شاهان‌ يا خانه‌هاي‌ اعيان‌ زندگي‌ مي‌كردند و بردگان‌ خانگي‌ محسوب‌ مي‌شدند. منتسكيو بدون‌ اينكه‌ اشاره‌ به‌ وجود بردگان‌ عصر خود كند دستورالعملهاي‌ مفصلي‌ به‌ برده‌داران‌ براي‌ تنظيم‌ جامعه‌ مي‌دهد.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

درآمدی‌ بر سیرتفكر معاصر

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60995087