خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

دئيسم‌ و تاريخ‌ ناسوتی

 


اشاره:


او مي‌گفت‌ هر قومي‌ بايد از مطالعه‌ اصول‌ تفكر جديد درسي‌ بگيرد و بهترين‌ شكل‌ حكومت‌ را كه‌ براي‌ وي‌ درخور است‌ تشخيص‌ دهد. فرانسويها نيز بايد درسهاي‌ آزادي‌ و آبادي‌ را ياد گيرند و طرز مشي‌ يك‌ دولت‌ سالم‌ را بياموزند و نگذارند كار يك‌ حكومت‌ از آزادي‌ به‌ لااباليگري‌ و لجام‌ گسيختگي‌ و از آن‌ به‌ استبداد و از آن‌ به‌ هرج‌ و مرج‌ بكشد، در اين‌ نظر نه‌ مانند «دوما» بود كه‌ مي‌خواست‌ علت‌ و جنباننده‌ اصلي‌ جزء جزء وقايع‌ تاريخ‌ و مشيت‌ الهي‌ را بداند و نه‌ مانند هابز انگليسي‌ كه‌ تقدير و تأثير عالم‌ روحاني‌ را بالكل‌ به‌ كنار نهد و با ماديون‌ آتئيست‌ هم‌عقيده‌ شود. گرچه‌ معتقد است‌ بايد سازمان‌ و اصول‌ دولت‌ از روي‌ آزمايش‌ و تجربه‌ و عقل‌ و منطق‌ اين‌ جهاني‌ و ناسوتي‌ جستجو گردد، اما چون‌ همه‌ دئيستها و متألهان‌ عقلي‌ منورالفكر به‌ يك‌ عدالت‌ ازلي‌ طبيعي‌ نيز عقيده‌ دارد كه‌ در وراء حوادث‌ عالم‌ پنهانست‌، پس‌ بايد گفت‌ او نه‌ ملحد و آتئيست‌ است‌ و نه‌ مؤمن‌ و تئيست‌ بلكه‌ سعي‌ دارد دين‌ و كفر را جمع‌ كند و در اين‌ جمع‌، كفر بالذات‌ اصالت‌ دارد و دين‌ در حكم‌ ماده‌ و فرع‌ بر صورت‌ و اصل‌ تفكر اومانيستي‌ است‌.
در اينجا دين‌ از باب‌ حمايت‌ و فقط‌ جهت‌ كمك‌ به‌ شئون‌ جامعه‌ جديد مورد بهره‌برداري‌ قرار مي‌گيرد و از منظر عقل‌ ناسوتي‌ جديد ملاحظه‌ مي‌شود بدون‌ آنكه‌ به‌ حقيقت‌ آن‌ معتقد باشد و اگر به‌ حقيقت‌ دين‌ به‌ معني‌ انجيلي‌ و توراتي‌ لفظ‌ معتقد بود، نمي‌توانست‌ تاريخ‌ را مستقل‌ از علم‌ و مشيت‌ الهي‌ و قضاء و قدر او تبيين‌ كند. چنانكه‌ سن‌ اگوستين‌ و همه‌ متكلمين‌ و فلاسفه‌ تاريخ‌ و مورخان‌ پس‌ از او در جهان‌ قرون‌ وسطي‌ بر اين‌ مدار يعني‌ خدامداري‌ و لاهوت‌انگاري‌ تاريخ‌ را تبيين‌ مي‌كردند نه‌ آنكه‌ ناسوت‌ را اصل‌ و اساس‌ لاهوت‌ بپندارند و روح‌ آن‌ بدانند. البته‌ نمي‌توان‌ زمان‌ فاني‌ علل‌ قريب‌ را در حوادث‌ تاريخي‌ كه‌ وعاء و ظرف‌ حدوث‌ حادثاتند، ناديده‌ انگاشت‌، اما تاريخي‌ كه‌ صرفا" بر مدار علل‌ و شرايط‌ اين‌ جهاني‌ تبيين‌ گردد، همه‌ امور روحاني‌ و آسماني‌ را به‌ طاق‌ نسيان‌ خواهد سپرد و بشر را در همه‌ امور رها و آزاد تلقي‌ خواهد كرد، چنانكه‌ في‌المثل‌ برخي‌ معتزله‌ و قدريه‌ اسلام‌، آدمي‌ را در فعل‌ آزاد تصور مي‌كردند. يعني‌ همان‌ اصل‌ اومانيستي‌ تفكر جديد كه‌ گاه‌ آدمي‌ را فعال‌ مايشاء و آزاد مطلق‌ در فعل‌ تلقي‌ مي‌كند.
گرچه‌ منتسكيو در آثارش‌ چهره‌ شيطاني‌ ماكياول‌ را به‌ خود نمي‌گيرد، اما در مطاوي‌ كلمات‌ منتسكيو همان‌ اثر وضعي‌ كلمات‌ ماكياول‌ را اما با چهره‌ي‌ رحماني‌ جديد مي‌توان‌ ديد. اگر اين‌ دو از منظر صورت‌ نوعي‌ تاريخ‌ جديد كه‌ همان‌ اومانيسم‌ باشد، ملاحظه‌ شوند مي‌توان‌ آنان‌ را دو ظهور قهري‌ و لطفي‌ از يك‌ حقيقت‌ قهري‌ الهي‌ دانست‌. يعني‌ آنچه‌ در اين‌ دو غلبه‌ دارد ولايت‌ قهري‌ و استيلاي‌ شيطاني‌ است‌، آنها دموكراسي‌ غرب‌ را با دو صورت‌ ظاهري‌ متفاوت‌ مستقر كرده‌اند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

درآمدی‌ بر سیرتفكر معاصر

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60811247