خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

نامه‌های‌ ايرانی‌ و انتقاد از جامعه‌ استبدادی‌ فرانسه‌

 


اشاره:


منتسكيو در زماني‌ كه‌ رياست‌ پارلمان‌ بوردو را بر عهده‌ داشت‌ «كتاب‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ » را نوشت‌ و در سن‌ 33 سالگي‌ در سال‌ 1721 آن‌ را انتشار داد. اين‌ كتاب‌ موفقيت‌ زيادي‌ به‌ خصوص‌ در ميان‌ طبقه‌ حاكم‌ كه‌ بيش‌ از همه‌ مورد تمسخر قرار گرفته‌ بود كسب‌ كرد. با وجود آنكه‌ در چاپهاي‌ نخستين‌ آن‌ ذكري‌ از نام‌ مؤلف‌ نرفته‌ بود، چندي‌ بعد بر همگان‌ آشكار شد كه‌ منتسكيو مؤلف‌ آن‌ بوده‌ است‌.
مقصود از نوشتن‌ كتاب‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ گذشته‌ از رمان‌نويسي‌، انتقاد از ضوابط‌ و رسوم‌ زمان‌ به‌ صورتي‌ مضحك‌ بود اين‌ رمان‌ شرح‌ اخلاق‌ و عادات‌ عمومي‌ زمان‌ و انحطاط‌ عقايد و رسوم‌ اجتماعي‌ تحت‌ حكومت‌ استبدادي‌ بخصوص‌ شرح‌ مفاسد عهد لوئي‌ چهاردهم‌ بود. او فكر كرد عقايدي‌ را كه‌ لازم‌ بود گفته‌ شود از زبان‌ سياحاني‌ از خاور زمين‌ بگويد، زيرا خاور زمين‌ و نقل‌ مشاهدات‌ يك‌ خاور زميني‌ خيالي‌ در آن‌ زمان‌ رايج‌ شده‌ بود. مثلا" «دوفرني‌» نامي‌، در كتاب‌ خود پاريس‌ را از ديد يك‌ سياح‌ تايلندي‌ وصف‌ كرد. نويسندگان‌ ديگر هم‌ تأليفاتي‌ در همان‌ اوان‌ راجع‌ به‌ شرق‌ و ايران‌ انتشار دادند و منتسكيو آنها را كم‌ و بيش‌ در كتابخانه‌ لابرد مطالعه‌ كرد و بخصوص‌ سياحتنامه‌هاي‌ تاورنيه‌ و شاردن‌ جهانگردان‌ معروف‌ عصر صفوي‌ را نيز مطالعه‌ كرد و ترجمه‌ الف‌ ليل‌ و ليله‌ (هزار و يك‌ شب‌) را هم‌ ديد. در حقيقت‌ بعضي‌ اصطلاحات‌ و نامه‌ها و صورت‌ ظاهر اين‌ كتاب‌ را از شاردن‌ گرفت‌ ولي‌ در وراء آنها افكار منتسكيو و احوال‌ فرانسه‌ پنهان‌ بود و از سياحت‌نامه‌ شاردن‌ و ديگران‌ جز چند چيز در نامه‌هاي‌ وي‌ نيست‌، حتي‌ وصف‌ حرم‌ يا تعدد زوجات‌ و عادات‌ مشابه‌ كه‌ بايستي‌ به‌ كلي‌ شرقي‌ باشد جنبه‌ اروپايي‌ دارد و جز اينهم‌ ممكن‌ نبود، زيرا اطلاع‌ مؤلف‌ از زندگاني‌ ايراني‌ كتابي‌ بود و بس‌ آنهم‌ سطحي‌ و شتابزده‌ پس‌ كتاب‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ رماني‌ سياسي‌ بيش‌ نبود.
داستان‌ بسيار ماهرانه‌ و با نثري‌ روشن‌ و فاقد تكلف‌ و تصنع‌ و با روانشناسي‌ دقيق‌ نوع‌ متعارف‌، سجايا و ذوقيات‌ قهرمانان‌ را معرفي‌ مي‌كند. گفته‌اند از دو قهرمان‌ معروف‌ رمان‌ كه‌ ريكا Rica و ازبك‌ Usbek دو شاهزاده‌ ايراني‌ باشند، ازبك‌ نماينده‌ اخلاق‌ و عقايد منتسكيو و فردي‌ فكور است‌ ولي‌ حقيقت‌ اينكه‌ ريكا (رضا) نيز كه‌ جوانتر و روشن‌انديش‌ و منورالفكر است‌ از خود مؤلف‌ حكايت‌ مي‌كند. يعني‌ مؤلف‌ هر وقت‌ مي‌خواهد درس‌ اخلاق‌ بدهد قلم‌ را به‌ دست‌ ازبك‌ مي‌دهد و هرگاه‌ ريشخند و مطايبه‌ بكار مي‌برد، رشته‌ سخن‌ را به‌ دست‌ ريكا مي‌دهد. بطوري‌ كه‌ مي‌توان‌ گفت‌ ازبك‌ و ريكا دو خصلت‌ يك‌ شخص‌ را نمودار مي‌سازند. از اينجا نامه‌هاي‌ ايراني‌ به‌ صورت‌ يك‌ تحليل‌ نفس‌ از خود منتسكيو درآمده‌ و عقايد او را نسبت‌ به‌ جامعه‌، سياست‌، دين‌ و ديگر امور بيان‌ مي‌كند.

ريكا و ازبك‌ كه‌ ايراني‌اند براي‌ ديدار از فرانسه‌ به‌ آن‌ كشور آمده‌اند و نامه‌هايي‌ از ايران‌ يعني‌ از زن‌ و خواجگان‌ و دوستان‌ آنها مي‌رسد، و اوضاع‌ شرق‌ را براي‌ آنان‌ وصف‌ مي‌كند، آن‌ دو هم‌ در پاسخ‌ اوضاع‌ پاريس‌ را به‌ ياران‌ خود مي‌نويسند و سخن‌ از هر دري‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. گرد آمدن‌ پاريسي‌ها براي‌ تماشاي‌ اين‌ دو ايراني‌، وضع‌ مردم‌ در كافه‌ها و مهماني‌ها، اشخاص‌ تحصيلكرده‌ كه‌ با هم‌ رقابتي‌ دارند، پيرمرداني‌ كه‌ از عهد كلبر ياد مي‌كنند، پيرزناني‌ كه‌ خود را جوان‌ جلوه‌ مي‌دهند، خاورشناساني‌ كه‌ ايران‌ را از آن‌ دو بهتر مي‌شناسند، حتي‌ اديبان‌ و نويسندگاني‌ كه‌ نظريات‌ ادبي‌ دارند. و مضاميني‌ شبيه‌ به‌ اينها در طي‌ نامه‌هاي‌ اين‌ دو سياح‌ ايراني‌ مطرح‌ مي‌شود ... در ضمن‌ با مسائل‌ اجتماعي‌ فرانسه‌ نيز تماس‌ پيدا مي‌شود، از قضات‌ بي‌لياقت‌ و اعيان‌ بي‌كار و مأموران‌ بي‌انصاف‌ ماليه‌ سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. مثلا" در عباراتي‌ راجع‌ به‌ اعيان‌ مي‌گويد: «اعيان‌ كسي‌ را گوييم‌ كه‌ به‌ ديدار شاه‌ نائل‌ مي‌آيد و با وزيران‌ صحبت‌ مي‌كند و نياكان‌ و مستمري‌ و قروض‌ دارند ...» پيداست‌ كه‌ در اين‌ جمله‌ اشاره‌ لطيفي‌ است‌ به‌ اينكه‌ براي‌ اعيان‌ لياقتي‌ درخور نيست‌.
منتسكيو با وصفي‌ ساده‌، تندترين‌ و نيشدارترين‌ طنزها را بيان‌ مي‌كند و لوئي‌ چهارده‌ و رجال‌ عهد او را مورد سرزنش‌ و نكوهش‌ سخت‌ قرار مي‌دهد. مثلا" در نامه‌اي‌ چنين‌ آمده‌ است‌ كه‌ پادشاه‌ فرانسه‌ عادت‌ دارد وزراي‌ خود را از ميان‌ نوكران‌ انتخاب‌ كند و اين‌ موضوع‌ كنايه‌اي‌ آشكار به‌ نجبائي‌ است‌ كه‌ هنگام‌ بيدار شدن‌ پادشاه‌ در كنار تخت‌ او حضور بهم‌ مي‌رسانيدند. وي‌ اخلاقيات‌ زنان‌ فرانسوي‌ را مورد تعرض‌ قرار مي‌دهد و دانشگاه‌ سوربن‌ را مضحكه‌ مي‌سازد. بدين‌ معني‌ كه‌ مي‌گويد اين‌ دانشگاه‌ به‌ علت‌ كهولت‌ سن‌ قابل‌ احترام‌ است‌ ولي‌ آنقدر پير شده‌ است‌ كه‌ گاهي‌ اوقات‌ ياوه‌سرائي‌ مي‌كند.
در ضمن‌ راجع‌ به‌ مسائل‌ فلسفي‌ مانند آنچه‌ ازبك‌ به‌ رضي‌ نوشته‌ و در باب‌ دين‌، جنگ‌ و صلح‌، استعمار، هنرهاي‌ زيبا، تجمل‌ و فضايل‌ اجتماعي‌، مطالبي‌ گفته‌ مي‌شود تا سخن‌ به‌ سازمان‌ و اشكال‌ حكومت‌ مي‌رسد و از اين‌ راه‌ خواننده‌ براي‌ مطالعه‌ آثار بعدي‌ مؤلف‌ آماده‌ مي‌گردد. در اين‌ قسمت‌ زيانهاي‌ حكومت‌ مستبد و لاابالي‌ را گوشزد مي‌كند و از محسنات‌ يك‌ سازمان‌ مبتني‌ بر آزادي‌ سياسي‌ سخن‌ مي‌گويد و از آزادي‌ و برابري‌ كه‌ روي‌ خرد و ميانه‌روي‌ و سنجش‌ و محاسبه‌ ـ همان‌ اصول‌ عملي‌ اومانيستي‌ عصر ـ باشد و منحصرا" روي‌ احساسات‌ تند نباشد دفاع‌ مي‌كند. مسائل‌ ديني‌ نيز موردبحث‌ و مداقه‌ نظر قرارمي‌گيرد. انتقادهايي‌ از ديانت‌ عيسوي‌و مبلغين‌ سطحي‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد. در تمام‌ اين‌ انتقادات‌ و آراء، روح‌ منورالفكري‌ و ماسوني‌ آشكار بود.
منتسكيو چنانكه‌ در نامه‌هاي‌ ايراني‌ نشان‌ مي‌دهد مانند همه‌ دئيستها معتقد به‌ خداست‌، اما خدايي‌ دكارتي‌. اين‌ خدا از اين‌ جهان‌ دور شده‌ و ديگر ارتباطي‌ آنچنان‌ كه‌ در تفكر سنتي‌ ديني‌ ملاحظه‌ مي‌شود، با آن‌ ندارد .
خدا از نظر دكارت‌، روحي‌ نامحدود و لايتناهي‌ است‌، به‌ همان‌ نسبت‌ نامتعين‌ و غير شخصي‌ است‌ و ارتباط‌ كمتري‌ با جهان‌ دارد، از اين‌ رو خداي‌ منتسكيو خدايي‌ معقول‌ به‌ عقل‌ دنيوي‌ است‌ كه‌ وجود آن‌ لازمه‌ برپايي‌ دنياست‌. فيليپ‌ شرارد در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:
با قطع‌ رابطه‌ لطيف‌ بين‌ خداوند و جهاني‌ كه‌ مخلوق‌ اوست‌، دكارت‌ عملا" خداوند را از جهان‌ تبعيد كرد و يا بهتر است‌ گفته‌ شود جهان‌ را از خداوند دور كرد. از نظر دكارت‌ اشيايي‌ كه‌ خداوند خلق‌ كرده‌ است‌، آيات‌ و نشانه‌هاي‌ خداوند نيستند، اين‌ افكار ديگر حتي‌ براي‌ عقيده‌ اهل‌ مدرسه‌ كه‌ مي‌گفتند بين‌ خدا و جهان‌ نسبتي‌ برقرار است‌ جائي‌ باقي‌ نمي‌گذارد. هيچ‌ صورتي‌ و يا آيتي‌ از خداوند در جهان‌ نيست‌» Imagines or Vestigia Dei in Mondo به‌ جز آنچه‌ كه‌ دكارت‌ «روح‌ يا نفس‌» مي‌نامد و آن‌ را صرفا" و بسادگي‌ با عقل‌ جزوي‌ انسان‌ و افكار روشن‌ و مشخصي‌ كه‌ خداوند در آن‌ به‌ وديعه‌ گذاشته‌، يكي‌ مي‌داند.

به‌ عقيده‌او هيچيك‌از اديان‌آسماني‌ منشأ غيرانساني‌شدن‌ (بيگانگي‌)انسان‌ نبوده‌اند، بلكه‌ تا اندازه‌اي‌ خود از اين‌ امر نشات‌ گرفته‌اند. از اين‌رو نمي‌توان‌ به‌ هيچيك‌ از كتب‌ مقدس‌ اعتماد كرد ـ نه‌ به‌ قرآن‌ و نه‌ ساير كتب‌ مقدس‌.
از نظر او، اديان‌ آنقدر كه‌ موضوع‌ تقدس‌ نيستند، جلوه‌ جدال‌ و مناظره‌اند بدين‌ معني‌ كه‌ بيشتر مورد توجه‌ مفسران‌، حقوقدانان‌ و نحويان‌ بوده‌اند نه‌ به‌ عنوان‌ قانوني‌ براي‌ زندگي‌. كليساها نيز فقط‌ در جستجوي‌ منافع‌ خويش‌اند. وقتي‌ كه‌ زمان‌ براي‌ رهبري‌ كليسا و سيطره‌ آن‌ بر بردگان‌ مناسب‌ است‌ براي‌ تضعيف‌ قدرت‌ برده‌داران‌ بزرگ‌ وارد كارزار مي‌شود و به‌ محض‌ اينكه‌ توانستند استقرار و قدرت‌ پيدا كنند خود به‌ عنوان‌ قدرتي‌ دنيوي‌ بردگي‌ را مي‌پذيرند و آن‌ را عادلانه‌ مي‌دانند، پاپ‌ افسونگري‌ بيش‌ نيست‌ و اسقفها ابتدا ايمان‌ را به‌ اين‌ منظور كه‌ بتوانند آن‌ را از طريق‌ آزاديها و تساهل‌ رونق‌ بخشند و در پي‌ آن‌ به‌ منافع‌ خود برسند جعل‌ مي‌كنند ، از اينجا كليساها و اديان‌ در حقيقت‌ جامعه‌اي‌ سياسي‌ بيش‌ نيستند.
در اين‌ آراء به‌ سهولت‌ مي‌توان‌ تلقيات‌ عصر منورالفكري‌ را نسبت‌ به‌ دين‌ و جامعه‌ ديني‌ ملاحظه‌ كرد. ظاهربيني‌ و قضاوت‌ براساس‌ عقل‌ سياسي‌ چنان‌ است‌ كه‌ منورالفكر به‌ همه‌ چيز از منظر سياسي‌ نظر مي‌كند و به‌ ماهيت‌ و باطن‌ امور ديني‌ كاري‌ ندارد.
منتسكيو علاقه‌ خويش‌ را به‌ عشق‌ دنيوي‌ و معمولي‌ در نامه‌هاي‌ ايراني‌ بروز مي‌دهد و آن‌ را بعضا" به‌ صورت‌ مستهجن‌ بيان‌ مي‌كند. اين‌ بيان‌ مقدماتي‌ در كتاب‌ ديگر او به‌ نام‌ «معبد گنيد» Temple de Gnide كه‌ در سال‌ 1725 بدون‌ نام‌ نويسنده‌ منتشر شد، به‌ اوج‌ خود مي‌رسد. آزادي‌ زنان‌ در اظهار عشق‌ورزي‌ و تأييد عشق‌ورزي‌ آنان‌ بدون‌ آنكه‌ تحت‌ تعقيب‌ قرار گيرند در اين‌ نامه‌ها آشكار مي‌شود كه‌ بعدا" اساس‌ فعاليتهاي‌ جمعيت‌هاي‌ آزادي‌ زنان‌ قرار مي‌گيرد. حتي‌ زنا با محارم‌ و عشق‌ برادر و خواهر را كه‌ در تاريخ‌ آفريدون‌ و استر ملاحظه‌ مي‌شود، نشاني‌ از انجام‌ واقعيت‌ اين‌ عشق‌ و ازدواج‌ تعبير مي‌كند. او زناي‌ با محارم‌ را نمي‌تواند به‌ عنوان‌ يك‌ گناه‌ درك‌ كند.
از بيان‌ مؤلف‌ چنين‌ نتيجه‌ گرفته‌ مي‌شود كه‌ طرز رفتار عمومي‌ زنان‌ اروپا در قرن‌ هيجدهم‌ با قرن‌ بيستم‌ خيلي‌ تفاوت‌ داشته‌ زيرا در قرن‌ بيستم‌ مخصوصا" بعد از جنگ‌ بين‌المللي‌ رفتار زنان‌ اروپا مخصوصا" زنان‌ فرانسه‌ در نهايت‌ آزادي‌ و بي‌قيدي‌ به‌ عفت‌ و عصمت‌ بود و تظاهرات‌ معاشقه‌آميز منجر به‌ فتنه‌هاي‌ بزرگ‌ مي‌شد و فسادي‌ كه‌ از آزادي‌ و شهوتراني‌ و خودآرايي‌ و عياشي‌ زنان‌ در محيط‌ فرانسه‌ وجود داشت‌ از حد خارج‌ بود ـ برهنه‌ رقصيدن‌ زنان‌ در سنهاي‌ تئاتر و واريته‌ها و وجود بسياري‌ از محلهاي‌ عيش‌ و عشرت‌ و شهوتراني‌ و از اين‌ قبيل‌ اعمال‌ كه‌ عفت‌ عمومي‌ را جريحه‌دار و مردان‌ را تحريك‌ به‌ شهوتراني‌ مي‌نمايد در آن‌ كشور به‌ حد افراط‌ وجود داشت‌. شايد اغلب‌ خوانندگان‌ كه‌ به‌ اروپا مخصوصا" فرانسه‌ و شهر پاريس‌ مسافرت‌ كرده‌اند اين‌ وضعيت‌ را ديده‌ باشند. و اينك‌ محيط‌ قرن‌ هيجده‌ كه‌ مورد تقدير مؤلف‌ است‌ در فرانسه‌ تبديل‌ به‌ محيط‌ قرن‌ بيستم‌ شده‌ و فساد اخلاق‌ رواج‌ يافته‌ معلول‌ علل‌ بسياري‌ است‌ كه‌ مهمترين‌ آن‌ بسط‌ آزادي‌ نفساني‌ بعد از انقلاب‌ كبير فرانسه‌ است‌.
خودكشي‌ نيز از نظر منتسكيو نشان‌ از اختيار انسان‌ در زندگي‌ يا مرگ‌ است‌. بنابراين‌ خودكشي‌ حق‌ انسان‌ است‌. وي‌ مي‌گويد چرا هنگامي‌ كه‌ از زندگي‌ خود راضي‌ نيستم‌ بايد به‌ حفظ‌ خود بكوشم‌. اين‌ آراء نفوذ عميق‌ مونتني‌ را در منتسكيو نشان‌ مي‌دهد. اين‌ نفوذ از سوي‌ منتسكيو تأييد مي‌شود و هيچ‌ دانشمندي‌ آن‌ را انكار نكرده‌ است‌. اما در مقابل‌ نفوذ لاك‌، دكارت‌ و مالبرانش‌ تا اين‌ حد مورد قبول‌ نبوده‌ است‌.
شكاكيتي‌ كه‌ منتسكيو را محافظه‌كار ساخته‌ و تلقي‌ او نسبت‌ به‌ نظرگاه‌ خاص‌ خود در نامه‌هاي‌ ايراني‌ و روح‌القوانين‌، او را از فلاسفه‌ اصحاب‌ دائرة‌المعارف‌ و همچنين‌ روسو جدا مي‌كند. بدين‌ معني‌ كه‌ اين‌ شكاكيت‌ مانع‌ شده‌ است‌ كه‌ راه‌ حل‌هاي‌ انقلابي‌ را بپذيرد در حالي‌ كه‌ اصحاب‌ دائرة‌المعارف‌ در فكر انقلاب‌ بوده‌اند و افكار آنان‌ منشأ انقلاب‌ فرانسه‌ بوده‌ است‌، منتسكيو بيشتر در فكر اصلاحات‌ قانوني‌ بوده‌ است‌ و هيچ‌ دارو و درماني‌ را براي‌ همه‌ جوامع‌ تجويز نمي‌كرد. رويهمرفته‌ در نامه‌هاي‌ ايراني‌ كه‌ يكصد و شصت‌ و يك‌ نامه‌ است‌ مي‌توان‌ سه‌ قسمت‌ كلي‌ تشخيص‌ داد. نخست‌ رمان‌ كه‌ اساس‌ كتاب‌ را به‌ وجود آورده‌، دوم‌ قسمت‌ انتقاد از جامعه‌ فرانسه‌، سوم‌ امعان‌ نظر در سازمان‌ و قوانين‌ اجتماعي‌ كه‌ در واقع‌ اين‌ قسمت‌ مقدمه‌ روح‌القوانين‌ است‌.

موفقيت‌ قابل‌ توجه‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ ميان‌ طبقه‌ حاكم‌ كه‌ بيش‌ از همه‌ مورد تمسخر و انتقاد قرار گرفته‌ بود، خود نشان‌ از انحطاط‌ آنان‌ بود زيرا يك‌ طبقه‌ حاكم‌ نيرومند و مطمئن‌ به‌ مشروعيت‌ و حاكميت‌ خود هرگز اجازه‌ نمي‌دهد كه‌ آلت‌ تمسخر واقع‌ شود. با موفقيت‌ جديد فرصتهايي‌ در پايتخت‌ انتظار مؤلف‌ را مي‌كشيد از اين‌ رو زندگي‌ در شهرستاني‌ كوچك‌ بتدريج‌ جذابيت‌ خود را از دست‌ داد، منتسكيو مقام‌ خود را رها كرد و به‌ سوي‌ پاريس‌ روانه‌ شد.
در پاريس‌ منتسكيو با شركت‌ در سالنهاي‌ مشهور كه‌ در كنار انجمنهاي‌ سري‌ ماسوني‌ متشكل‌ از محافل‌ علمي‌ اصلي‌ محسوب‌ مي‌شدند، دوستاني‌ چون‌ مائوپرتيوس‌ ، هلوسيوس‌، دلامبر، رامور ، و بسياري‌ ديگر پيدا كرد. وي‌ در اين‌ زمان‌ با اطرافيان‌ دوك‌ دوبوربن‌ ، هه‌نو ، مورخ‌ و شاعر فرانسوي‌ و رئيس‌ پارلمان‌، ماركيز دوبروي‌، و در مجمع‌ ادبي‌ مادام‌ لامبر و باشگاه‌ آنترسول‌ رفت‌ و آمد داشت‌. در همين‌ زمان‌ دشمني‌ او نسبت‌ به‌ ژزوئيتها Jesuits تشديد شد. آنهافرقه‌اي‌ از مسيحيان‌ بودند كه‌ نهضت‌ اصلاح‌ ديني‌ كاتوليكي‌ را تشديد كردند و با انديشه‌ جديد به‌ شيوه‌هاي‌ اغلب‌ سطحي‌ به‌ مبارزه‌ برخاستند.
در سال‌ 1724 كتاب‌ «گفتگوي‌ سيلاوداوكرات‌» Dialogue de Sylla et d'Eucrate تأليف‌ يافت‌ و در باشگاه‌ آنترسول‌ خوانده‌ شد (اين‌ كتاب‌ در سال‌ 1745 منتشر شد). در همان‌ سال‌ «تأملاتي‌ در زمينه‌ پادشاهي‌ جهاني‌» Reflexions sur la Monarchie Universelle نوشته‌ شد كه‌ در سال‌ 1727 انتشار يافت‌. «معبد گنيد» كه‌ كتابي‌ با مايه‌هاي‌ شهواني‌ مستهجن‌ بود، در سال‌ 1725 تأليف‌ شد، و نويسنده‌ را شرمنده‌ ساخت‌.
با وجود آنكه‌ انتشار كتاب‌ نامه‌هاي‌ ايراني‌ تأثيرات‌ نامطلوبي‌ در ذهن‌ برخي‌ از اعضاي‌ بسيار محافظه‌كار آكادمي‌ گذاشته‌ بود بطوري‌ كه‌ در ابتدا كاردينال‌ فلوري‌ به‌ بهانه‌ آنكه‌ وي‌ از اهالي‌ شهر پاريس‌ نبود با عضويت‌ او مخالفت‌ كرد اما پشتكار و شوق‌ و همت‌ منتسكيو در تمام‌ اين‌ مراحل‌ استمرار يافت‌ و سرانجام‌ توانست‌ به‌ عضويت‌ آكادمي‌ نائل‌ گردد. در اين‌ بين‌ چند باري‌ از پاريس‌ به‌ بوردو رفت‌ و بازگشت‌ ليكن‌ مدت‌ زيادي‌ در پاريس‌ متوقف‌ نشد و در كشورهاي‌ اروپايي‌ به‌ سير و سفر پرداخت‌. همين‌ سياحت‌ زمينه‌ تأليف‌ كتاب‌هاي‌ «تفكراتي‌ در باب‌ علل‌ عظمت‌ و انحطاط‌ روميان‌» و روح‌القوانين‌ را فراهم‌ و تسريع‌ كرد.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

درآمدی‌ بر سیرتفكر معاصر

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60999568