خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

عصر لوئی‌ پانزدهم‌ و بسط‌ استبداد و پيدائی‌ زمينه‌ انقلاب‌

 


اشاره:


چون‌ در سال‌ 1715 لوئي‌ چهاردهم‌ سر به‌ بستر خاك‌ نهاد و از تخت‌ شاهي‌ به‌ گور رفت‌ تأسفي‌ در سرتاسر كشور نمودار نشد حتي‌ شادي‌ و انشراح‌ پديد آمد، زيرا مردم‌ از يك‌ فشار ممتد مادي‌ و معنوي‌ خلاصي‌ يافتند ولي‌ عيب‌ كار در اين‌ بود كه‌ جانشين‌ او لوئي‌ پانزدهم‌ نيز دوائي‌ براي‌ دردها نياورد، بلكه‌ بدتر هم‌ شد. اين‌ مرد خودكامي‌ و هوسراني‌ يك‌ پادشاه‌ مستبد را داشت‌ بدون‌ اينكه‌ محسنات‌ او را داشته‌ باشد.
سلطنت‌ لوئي‌پانزدهم‌ كه‌ پس‌ از عهدپادشاهي‌ لوئي‌چهاردهم‌ طولاني‌ترين‌ ادوار سلطنتي‌ تاريخ‌ فرانسه‌ است‌، مدت‌ پنجاه‌ و نه‌ سال‌ يعني‌ از سال‌ 1715 تا 1774 به‌ درازا كشيد. دوره‌ي‌ صغر سن‌ او از سال‌ 1715 تا 1723 بود.

در ايام‌ كودكي‌ و قبل‌ از رسيدن‌ به‌ سن‌ دوران‌ رسمي‌ سلطنت‌ مرد فاسد شريري‌ به‌ نام‌ «فيليپ‌ دوارلئان‌» در مقام‌ نيابت‌ سلطنت‌، همه‌ كاره‌ دولت‌ گرديد. و در دوره‌ سلطنت‌ شخصي‌ خود ابتدا زمام‌ امور را در كف‌ «كاردينال‌ دوفلوري‌» و سپس‌ به‌ دست‌ معشوقه‌هاي‌ خود يعني‌ «مادام‌ دوپمپادور» ، «دوشس‌ دوشاتورو» و «كنتس‌ دوباري‌» نهاد. بطوري‌ كه‌ وزراء به‌ فرمان‌ اينان‌ عزل‌ و نصب‌ مي‌شدند.
در سياست‌ داخلي‌ اين‌ پادشاه‌ از قدرت‌ مطلقه‌ نفساني‌ كه‌ ميراث‌ لوئي‌ چهاردهم‌ بود سوء استفاده‌ كرد و به‌ سبب‌ اسراف‌ و تبذير در اموال‌ دولتي‌ مشكلاتي‌ عظيم‌ در امور ماليه‌ توليد نمود، به‌ اين‌ جهت‌ كرارا" مورد اعتراض‌ پارلمان‌ قرار گرفت‌. از اينجا مفاسد سلطنت‌ مطلقه‌ و دسپوتيسم‌ نفساني‌ بر عموم‌ مردم‌ ظاهر و ثابت‌ شد. در روابط‌ خارجي‌ هيچ‌ زماني‌ به‌ اين‌ وجه‌ براي‌ جامعه‌ فرانسه‌ مشئوم‌ نبود در اين‌ زمان‌ بزرگترين‌ اراضي‌ مستعمره‌ نظير كانادا و هند از دست‌ فرانسه‌ خارج‌ شد.
در عصر لوئي‌ پانزدهم‌ قيود اجتماعي‌ و ماليتهاي‌ فئودالي‌، سلطنتي‌ و شرعي‌ ادامه‌ يافت‌. نظم‌ غير عادلانه‌ و استبداد موجود براي‌ بورژوازي‌ نيز ناراحت‌ كننده‌ بود. يوغ‌ حكومت‌ مطلقه‌ سلطنتي‌ بر او فشار مي‌آورد، بار هزينه‌هاي‌ دربار اسرافكار و حكومتي‌ كه‌ جنگهاي‌ غير لازم‌ و زيانبار مي‌كرد و مأموران‌ بسياري‌ را نگهداشته‌ بود نه‌ تنها بر دوش‌ عامه‌ زحمتكش‌ بلكه‌ بر شانه‌هاي‌ بورژوازي‌ نيز كه‌ در تنگناي‌ بحران‌ و ركود صنعت‌ و تجارت‌ افتاده‌ بود، سنگيني‌ مي‌كرد. بورژوازي‌ طالب‌ مبارزه‌ با اشتهاي‌ بي‌پايان‌ درباريان‌ و روحانيون‌ بود و مي‌خواست‌ امتيازات‌ اين‌ دو طبقه‌ ملغي‌ گردد و آنان‌ را در موقعيتي‌ همطراز ساير شهروندان‌ قرار دهد. بورژوازي‌ پي‌ برده‌ بود كه‌ تنها در صورتي‌ مي‌تواند به‌ اين‌ خواستها نايل‌ آيد كه‌ در اداره‌ امور كشور سهيم‌ گردد.
لوئي‌ پانزدهم‌ هم‌ چنانكه‌ نوشته‌اند مجمع‌ رذايل‌ بود و چنانكه‌ يكي‌ از وزراء موسوم‌ به‌ «سوازل‌» مي‌نويسد: مردي‌ بي‌عاطفه‌ و بي‌عقل‌ است‌، مانند اطفال‌ كه‌ از آزار جانوران‌ لذت‌ مي‌برند او از ارتكاب‌ شنايع‌ تفريح‌ مي‌كند. گوئي‌ تمام‌ عيوب‌ و نقايص‌ پست‌ترين‌ مردمان‌ و نادان‌ترين‌ خلايق‌ در او جمع‌ است‌.
سرانجام‌ لوئي‌ پانزدهم‌ در حاليكه‌ آخرين‌ رمقهاي‌ مردم‌ فرانسه‌ را صرف‌ زندگي‌ انگل‌وار و فاسد خود كرد و در سال‌ 1750 با انقلاب‌ چهار روزه‌ پاريس‌ روبرو شد و جز تنفر و كينه‌ و تحقير براي‌ خود باقي‌ نگذاشت‌. از اين‌ تاريخ‌ آتش‌ كينه‌ مردم‌ دائما" رو به‌ تزايد نهاد و شاه‌ ديگر جرئت‌ نكرد به‌ پاريس‌ بيايد تا آنكه‌ در سال‌ 1774 به‌ مرض‌ آبله‌ زندگاني‌ را وداع‌ گفت‌. چون‌ حمل‌ و عبور تابوت‌ او از معابر پاريس‌ به‌ آرامگاه‌ سن‌ دني‌ ممكن‌ نشد، ناچار شبانه‌ و مخفيانه‌ جنازه‌اش‌ را دفن‌ كردند.

خصوصيات‌ اخلاقي‌ عصر لوئي‌ پانزدهم‌ همان‌ بسط‌ و گسترش‌ انحطاط‌ گذشته‌ بود. چنانكه‌ همه‌ در اقناع‌ شهوات‌ و اطفاي‌ هوسهاي‌ زشت‌ فعاليت‌ مي‌كردند. در اين‌ زمان‌ شيرازه‌ زندگي‌ از هم‌ پاشيد و ناچار بايستي‌ تغييراتي‌ حاصل‌ شود زيرا امور نظامات‌ و قوانين‌ و مسئوليت‌ بكلي‌ گسيخته‌ و آشفته‌ به‌ نظر مي‌آمد.
اين‌ بود عواملي‌ كه‌ فرانسه‌ را به‌ سوي‌ انقلابي‌ مي‌كشانيد كه‌ نهايتش‌ دفع‌ فاسد به‌ افسد بود. و بيش‌ از همه‌، طبقه‌ بورژوا با تشكيلات‌ فراماسونري‌ كه‌ تشنگي‌ دائم‌التزايدي‌ براي‌ قدرت‌ پيدا كرده‌ بود، همراه‌ منورالفكران‌ متجدد براي‌ رسيدن‌ به‌ حاكميت‌ تلاش‌ مي‌كرد. در اين‌ بين‌ لژهاي‌ انگليسي‌ در پي‌ رقابتي‌ طولاني‌ كه‌ انگلستان‌ با فرانسه‌ در قرن‌ هيجدهم‌ داشت‌ با كمك‌ به‌ طبقه‌ بورژوا كه‌ قبلا" در گذاري‌ مسالمت‌آميز قدرت‌ را با اشراف‌ در آن‌ كشور قسمت‌ كرده‌ بودند، آتش‌ انقلاب‌ را دامن‌ زدند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

درآمدی‌ بر سیرتفكر معاصر

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61242499