خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب رايگان

 

زبان‌ حال‌ جناب‌ زينب‌ خاتون‌ با نعش‌ برادر در قتلگاه‌

 


اشاره:


برادر از چه‌ به‌ خاك‌ اوفتاده‌ پيكر تو سرت‌ چه‌ شد به‌ فداي‌ سر تو خواهر تو
چرا به‌ سوي‌ من‌ خسته‌دل‌ نظر نكني ‌ نظر به‌ سوي‌ من‌ زار خون‌جگر نكني‌
ز جاي‌ خيز و ببين‌ درد مشكل‌ زينب‌ نگر تو شمر و سنان‌ را مقابل‌ زينب‌
سر برهنه‌ من‌ استاده‌ام‌ برابر تو ز من‌ بپرس‌ كه‌ از سر ربود معجر تو
ز جاي‌ خيز برادر به‌ دستگيري‌ من‌ مگر تو را خبري‌ نيست‌ از اسيري‌ من‌
...
جدا نمود اگر شمر دون‌ ز تن‌ سر تو در آفتاب‌ بيفكند از چه‌ پيكر تو

اين‌ شيوه‌ از مرثيه‌سرايي‌ تا سالها رايج‌ بود اما متأسفانه‌ در دهة‌ اخير جاي‌ اين‌ نوع‌ مراثي‌ اشعاري‌ سخيف‌ و زننده‌ در ايام‌ عزاداري‌ محرّم‌ خوانده‌ مي‌شود كه‌ بيشتر خنده‌آور است‌ تا حزن‌انگيز. قطعاً براي‌ خوانندگان‌ عزيز اين‌ قماش‌ رطب‌ و يا بس‌ آشناست‌:

دوسِت‌ دارم‌ / حسين‌ من‌ / خوشگل‌ من‌
يا مضحك‌تر از آن‌، اين‌ عبارات‌ است‌ كه‌ نوحه‌خواني‌ زحمت‌ آن‌ را كشيده‌ است‌:
حسين‌ سفينة‌ النجاة‌ / حسين‌ سفينة‌ النجاة‌ / كاپيتان‌ حسين‌ / كاپيتان‌ حسين‌
بگذريم‌، يا بقول‌ شاعر:
شرح‌ اين‌ هجران‌ و اين‌ خون‌ جگر اين‌ زمان‌ بگذار تا وقت‌ دگر

آنچه‌ گفتيم‌ دورنمايي‌ بود از جريان‌ منقبت‌گويي‌، مرثيه‌گويي‌ و نوحه‌سرايي‌ دربارة‌ شهادت‌ مظلومانه‌ امام‌ سوم‌ شيعيان‌ حسين‌ بن‌ علي‌(ع‌) از آغاز شعر فارسي‌ تا روزگار كنوني‌. وگرچه‌ سعي‌ حقير بر آن‌ بود كه‌ قاعده‌ اختصار را در كلام‌ رعايت‌ كنم‌ با اين‌ وجود از اطناب‌ ناگزير شدم‌. و اكنون‌ لازم‌ است‌ اين‌ نكته‌ را بيفزايم‌ كه‌ آنچه‌ گفتيم‌ تنها ذكر بخشي‌ از ذاكران‌ مصيبت‌ كربلا بوده‌ است‌ و نه‌ جملة‌ آنان‌ كه‌ بيرون‌ از شمارند.

 

» ارسال صفحه برای دوستان

 

بازگشت به فهرست کتاب

پادشاه است حسين

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61261049