خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

نمای بزرگ روی جلد

به لهجه انگور

شاعر: حسن یعقوبی

تعداد صفحات: 138 قيمت: 3600 تومان

شابک: 987-600-175-105-9 قطع: رقعی

نوبت چاپ: 1390 شمارگان: 2500

معرفی کتاب: مجموعه اشعار حسن یعقوبی در کتاب «به لهجه ی انگور» تقسیم می شوند به غزل های تغزل، غزل های آیینی، غزل های پایداری، رباعی، دوبیتی و اشعار آزاد.
دربخش اول این کتاب که به غزل های تغزل اختصاص داده شده است شاعر با معشوق زمینی خود که گاهی هم چندان زمینی نیست، از عشق حرف می زند. با این حال همه ی شعرهای این بخش از کتاب عاشقانه نیستند. در سروده های تغزلی یعقوبی شعرهایی درباره ی عرفان، هستی شناسی، شاعران بنام زبان فارسی و حتی شعرسرودن نیز به چشم می خورد:
«عمریست مثل سایه گمم در غبار خویش/ آرام و سرد می گذرم از کنار خویش/ چون ساعتی تکیده و تنها تمام عمر/ ماندم به روی طاقچه ی روزگار خویش/ گویا که سالهاست به پایان رسیده ام/ مانند شمع سوخته ای بر مزار خویش...»
در بخش دوم این کتاب که غزل های آیینی شاعر در آن قرار داده شده است، تشکیل شده از 11 سروده در ستایش بزرگان دین. مضمون غالب این سروده ها تنهایی بشر و رنجی است که در نبود «چراغ راه» بر او تحمیل می شود:
«درخود شکسته ایم هزاران هزار بار/ لختی ببارآینه! مارا به خود بیار/ با برگ های بی رمق احساسمان یکی ست/ ماندیم چون کویر، بیا حضرت بهار!/ ماییم ولحظه های سراسیمه پیش رو/ برگرد حس گمشده ی روح روزگار...»
«شهادت» و ستایش آن مهم ترین موضوعی است که در غزل های پایداری «یعقوبی» به آن پرداخته شده است. برای مثال در یکی از شعرهای این بخش، شاعر با گریز زدن به نام شهدای صدر اسلام، قدردانی ازشهدای دفاع مقدس را سروده است:
«چفیه ات رقص کنان در گذر باد هنوز/ می دهد بوی خوش مالک ومقداد هنوز/ عطر آرامش دریایی ات ای روح زلال/ می چکد هر سحر ازخاطره ی باد هنوز/ کوه حیرت زده از هیمنه ی همت توست/ می کند نام تورا صاعقه فریاد، هنوز/ در صف تیره ی تزویر به خاطر دارد/ تندر خشم تورا تنگه ی مرصاد هنوز...»
رباعی ها و دوبیتی های شاعر نیز بیشتر موضوعات عاشقانه دارند. با این حال چندان در قید و بند عشق سنتی نیستند و کمی رنگ و بوی امروزی پیدا کرده اند:
«نشان عاشقی اشک است وآهی/ که می جوشد از افسون نگاهی/ نگاهت امتحان می گیرد از دل/ چه سخت است امتحان های شفاهی»
هشت شعر آزاد سروده شده در بخش آخر کتاب، کوتاه هستند و هریک موضوعی را در مصراع های کوتاه و بلند خود به تصویر می کشند. یکی به عشق می پردازد و یکی در وصف آوازهای دشتی است، یکی از پاییز حرف می زند و یکی از پست مدرنیسم:
«نه سپیدهایت/ روشنم می کند/ نه غزل هایت/ بوی روستا می دهد/ دست بردار/ خودت خوب می دانی/ لبخند پست مدرن به قیافه ات نمی آید.»

 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61137665