خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

نمای بزرگ روی جلد

برهوت

شاعر: حامد بعقوبی

تعداد صفحات: 80 قيمت: 2500 تومان

شابک: 987-600-175-109-7 قطع: رقعی

نوبت چاپ: 1390 شمارگان: 2500

معرفی کتاب: حامد یعقوبی در رگ شعرهای مجموعه ی «برهوت» حال وهوای زمستان را تزریق کرده است. به اعتقاد شاعر تقویم زمانه جز زمهریر و سرما برای بشر ارمغانی به همراه نداشته است، گویی که تمام فصل ها زمستان هستند. برای مثال شاعر در بیت زیر در گرم بودن بهار وتابستان هم شک می کند:
این آفتاب آخر خرداد است، یا پرتقال یخ زده ی اسفند/جز زمهریر محض چه آورده است، تقویم این جهان فروبسته
یا مثلا در اولین شعر این مجموعه، چهار فصل سال حکم زمستان را پیدا می کنند:
چه رفته باز که تقویمهای یخ زده،باری.../نشسته اند به پابوسی چهار زمستان/هزاروسیصد وهشتاد وچندبار فسردن/هزار وسیصد وهشتاد وچند بار زمستان/مگر کلاف گره خورده است ولانه ماران/که وا نمی شود ازپای این دیار زمستان
سرما که در شعر فارسی سمبل دیرینه ی ناامیدی بوده است، در غزل های اجتماعی حامد یعقوبی تبدیل به وسیله ای برای اعتراض شده است. نوعی اعتراض به اوضاع زمانه را می توان در اشعار یعقوبی یافت، اما بیان سمبل وارِ شاعر خواننده را از یافتن چند وچون این اوضاع باز می دارد. در واقع بهره گیری شاعر از زبان استعاری، به جای اینکه در خدمت شرح دلایل ناامیدی شاعراز زمانه باشد، ابزاری برای گله و شکایت است:
چقدر خسته ام از کوچه های بی سر وته/ چقدر خسته ام از دست پیچ و خم هایم/ مرا رهاکن و بگذار زیر بار شکست/ به حال خویش بگریند بیش و کم هایم/ مرا رهاکن و بگذار شبی روزی/ زمانه پرشود از درد وغم هایم
با این حال این تمام ماجرا نیست. برخی سروده های این مجموعه بیش از آنکه گلایه داشته باشند، رنگ وبوی نوعی تغزل آیینی به خود می گیرند. بیشتر این غزل های آیینی در رثای حضرت علی(ع) سروده شده اند:
با اینکه ذوالفقار تو حکم برنده ای است/ اما کلام توست از آن ذوالفقارتر/ ما با توایم و با تو نه ایم، این چه عسرتی است/ عسرت که دیده است از این بی شمارتر؟/ وقتی نسیم زلف علی را کنارزد/ جان بی قرار اوشده، دل بی قرارتر/ ای آن که عرش تشنه ی سرمایه ات نشست/خورشید کودکی ست که در سایه ات نشست
این اشعار آیینی به همراه چند شعر که شاعر آنها را به اساتید ودوستانش تقدیم کرده است، کورسویی از امید در بیشه زار ناامیدی شاعر به حساب می آیند. امیدی که شاعر را در انتظار گشایش گذاشته است.

 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61137709