خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

چه کسی قشقره ها را می کشد

نویسنده و تدوینگر: حجت شاه محمدی

معرفی کتاب: کتاب «چه کسی قشقره¬ها را می¬کشد؟» شرحی است از خاطرات آزاده جانباز سورن هاکوپیان از آخرین سالهای جنگ ایران و عراق و اسارت در دست دشمن است. سوره مهر در سال 1391 اولین چاپ این کتاب را در 2500 نسخه روانه¬ی بازار کرده¬است. حجت شاه محمدی خاطرات این رزمنده¬ی ارمنی را در قالب یک کتاب 340 صفحه¬ای تدوین کرده¬است.

چكيده كتاب:
وقتی هزار و هفتصد نفر پشت سر حاجی صف بستند تا دور از چشم عراقی¬ها نماز جماعت بخوانند، هاج و واج مانده¬بود. چگونه می¬توانست در جمع مسلمانان کوس جدایی بزند و به ارمنی راز و نیاز کند؟ نمی¬توانست بیکار بنشیند. به پیشنهاد امام جماعت اردوگاه اسرا، سورن هاکوپیان رزمنده¬ی مسیحی مأمور شد از پنجره¬ی کوچکِ سوله حرکات مأمورهای عراقی را دید بزند. همیشه دوست داشت مسلمانان او را یکی از خودشان بدانند و آن روز به آرزوی خودش رسید.
کتاب «چه کسی قشقره¬ها را می¬کشد؟» داستان ناگفته¬ی رزمنده¬های ارمنی است. نویسنده برای نوشتن از سالها مبارزه¬ی هموطنان ارمنی کشورمان در جنگ ایران و عراق سراغ زندگی سورن هاکوپیان رفته¬است. سورن همزمان با فروکش کردن آتش جنگ، اسیر شد و 26 ماه در اردوگاه بعقوبه سخت ترین شکنجه¬ها را تاب آورد. در طول این 26 ماه پا به پای همرزم¬های مسلمانش ایستاد و در برابر اصرار نظامیان عراقی برای پناهنده شدنش سر خم نکرد. درست است که ارمنی بود اما حاضر بود برای فریاد زدن ِ شعار « خمینی مرد است» جان خود را بدهد.
یکی از امتیازات این اثر توانایی خارق العاده¬ی نویسنده در صحنه سازی وقایعی است که سالها از رخ دادنِ آنها می¬گذرد. او چنان با جزئیات به خاطرات سورن هاکوپیان پرداخته که انگار یکی از دوستان صمیمی این رزمنده بوده و گوشه گوشه¬ی اسارت و ایستادگی او را زندگی کرده¬است.

گزيده متن:
نمی¬دانم آن بغض کهنه، از چه موقعی درون من خفته بود. ناگهان سرباز کرد:« شما فقط به فکر خودتون هستید. هیچ فکر کردید منِ ارمنیِ مسیحی، کجای تاریخ این سرزمین قرار دارم؟ حتی تو همین یه ذره جا، من رو عقب می¬زنید مبادا چیزی از اصل بیفته. تو و امثال تو تا به حال متوجه شدید موقع عزاداری و سینه زدن¬هاتون، حق من رو ضایع می¬کنید؟ من تنها می¬مونم. این ظلمه. اگه با شما باشم و سینه بزنم، پسم می¬زنید و مسخرم می¬کنید. وقتی هم می¬خوام با خودم باشم و به اصلم برسم، تیغ می¬زنید که نجسم.»
(صفحه 205)


 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60995032