خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » کتاب

شمشيرهاي ژنرال

نمايشنامه نويس: قدرت الله فتحي

تعداد صفحات: 60 قيمت: 1900 تومان

شابک: 0ـ891ـ506ـ964ـ978

نوبت چاپ: اول 1390 شمارگان: 2500

معرفی کتاب: پیرمردی یهودی، به نام ایزاک مه‌یر، برای شرکت در مراسم سالگرد کشته شدن اعضای یک گروه مقاومت، همراه نوة جوانش، سارا، به اتریش می‌روند و در مهمانخانه‌ای ساکن می‌شوند. پیرمرد دیگری به نام گئورک یوخیم هم در آن مهمانخانه اتاق گرفته است. مارتا وایگل و همسرش، آلبرت وایگل، بازیگران دیگر این نمایشنامه هستند که خدمتکاران مهمانخانه‌اند. در روز مراسم، ایزاک به مراسم می‌رود؛ ولی سارا در مهمانخانه می‌ماند. ساعاتی بعد یوخیم به اتاق سارا می‌رود و دربارة پدربزرگش از او تحقیق می‌کند و متوجه می‌شود ایزاک همان کسی است که سال‌ها پیش برای تصاحب یک مجموعة ارزشمند عتیقه، که در قصری مدفون شده تا به دست نازی‌ها نیفتد، محل اختفای اعضای گروهش را به نازی‌ها لو داده است. نازی‌ها اعضای گروه یهودی را تیرباران کردند و از آن گروه فقط ایزاک و یوخیم زنده ماندند و حالا یوخیم، که مورد اتهام و نفرت مردم است، آمده تا انتقامش را از ایزاک بگیرد و به همه اعلام کند که ایزاک گناهکار بوده است. در آخر نمایشنامه، سارا، با اسلحه‌ای که در کیف خود دارد، به طرف یوخیم شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند و با ورود پدربزرگش به اتاق به او می‌گوید که مأموریت داشته است که پدربزرگش را زیر نظر بگیرد و از او می‌پرسد: «پدربزرگ، شما چقدر یهودی رو به کشتن دادید تا تونستید مهاجرت به اسرائیل رو توجیه کنید؟» سپس گلوله‌ای به سر پدربزرگش شلیک می‌کند و گریه سر می‌دهد و این‌طور وانمود می‌کند که یوخیم و پدربزرگش یک‌دیگر را کشته‌اند.

گزيده متن:
خواستم برای پیدا کردن جواب خیلی خودتون رو اذیت نکنید. اما خانم جوان، این چیزا دلیل محکمی برای تحمل این همه مسافت نیست. حالا شما اگر می‌تونید قصة‌دیگه‌ای برای اومدنتون بسازید، من گوش می‌کنم. ولی قبلش بگم به حرص و طمع نژادی اون رو به اینجا کشونده و البته، یک معاملة مهم.

عجیبه که شما راحت از کنار این موضوع می‌گذرید، لابد شما از اون یهودی‌ها نیستید که وقتی نصف پتو رو بهشون می‌دی که از سر ما تلف نشن تمام پتو رو از آدم می‌گیرند؛ درست مثل فلسطین. به اسم آواره و سرگردان وارد اون خاکشدین بعد کم‌کم خاکشون رو گرفتید و آواره‌شون کردید.

 

چطور نقد بنويسيم؟  .   برای اين کتاب نقد بنويسيم  .  درخواست خريد کتاب  .  معرفی کتاب به دوستان  .  چاپ معرفی

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 61322505