خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مقالات » مقاله

 

روز سعدی

1 ارديبهشت 1393

اسدالله بقایی نائینی

استاد جلال‌ تاج اصفهانی معمولاً غزل سعدی می‌خواند و می‌گفت: آواز اصیل ایرانی با شعر سعدی قوام می‌یابد.
گفتند: غزل‌های سعدی را به کرّات خوانده‌اند، با شکل کراهت تکرار و ملال وقوف چه باید کرد؟
می‌گفت: از قصاید سعدی بخوانند که بس ‌مهجور مانده است.
گفتند: قصیده را ملاحت تغزل نیست و لاجرم به آواز نمی‌نشیند.
می‌گفت: تجسس و تحقیق کنند، آن قدر ابیات شورآفرین دارد که سالیانی کسان بسیار را تکافو کند.
آنگاه در مقام خوش بیات اصفهان ابیاتی از قصیده سعدی خواند که جمله در ستایش صاحب دیوان بود و هم در حال بوی تغزل و معاشقة محض می‌داد:
من آن بدیع صفت را به ترک چون گویم
که دل ببرد به چوگان زلف چون گویم
گرم به هر سویی ملامتی بکنی
گمان مبر که تفاوت کند سر مویم
تعلقی است مرا با کمان ابروی او
اگرچه نیست کمانی به قدر بازویم
رقیب گفت بر این در چه می‌کنی شب و روز
چه می‌کنم؟ دل گم‌گشته باز می‌جویم
و گر نصیحت دل می‌کنم که عشق مباز
سیاهی از رخ زنگی به آب می‌شویم
به گرد او نرسد پای جهد من هیهات
ولیک تا رمقی در تن است می‌پویم
درآمد از در من بامداد و پنداری
که آفتاب برآمد ز مشرق کویم
از این رو شایسته است سیصد و شصت و پنج روز سال را روز سعدی بنامیم و هر چهار سال یکبار سیصدو شصد و شش روز.

» نسخه قابل چاپ     » ارسال خبر برای دوستان

New Page 1

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60153177