خانه  |  مجلات  |  کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات  | پديدآورندگان

محصولات  |  کتاب رايگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونيکي  | وبلاگ  |ویژه نامه

حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مقالات » مقاله

 

در اهميت كتاب «گفت‌وگونويسيِ» كمپتون و مجموعة «آموزش نويسندگي»

به شما مي‌گويم چرا…

21 دى 1392

ياسر نوروزي

كتاب «گفت‌وگونويسي» را از از پيشخان كتاب‌فروشي سورة برمي‌دارم و به عمر رفته حسرت مي‌خورم. آن سال‌ها نوجوانی هفده‌ هجده‌ساله بودم با انبوهي كتابِ تئوري و نظرية ادبي و جامعه‌شناسيِ ادبيات و ادبيات از منظر فلسفه و ... اواسط دهة هفتاد را مي‌گويم. مي‌خواستم داستان بنويسم، اما اين كتاب‌ها راهِ نوشتن را سخت‌تر مي‌كرد. دست‌اندازها را بيشتر مي‌كرد. اصلاً راهنما كه نبودند هيچ، ماية گمراهي بودند. براي من جذابيت داشت بدانم «بارت» كيست، «بينامتنيّت» چيست يا «شالوده‌شكني» چه معنايي دارد! اما همان ‌زمان هم مي‌فهميدم اين جذابيت‌ها توشه‌اي براي راهم نخواهد بود. خدا بيامرزد پدر و مادر كسي را كه «هنر داستان‌نويسيِ» مرحوم يونسي را دستم داد و مرا از آن منجلاب پُرهياهو بيرون كشيد. «جنبه‌هاي رمانِ» فورستر به زبان آدميزاد شبيه‌تر‌ بود. يا «قصه‌نويسيِ» براهني اگر اندكي سخت‌تر از اين‌ها بود، لااقل فايده‌اي براي آن نوجوان تازه‌پا داشت. نمي‌خواهم جريان ترجمه در اواسط دهة هفتاد را يك‌سره زير سؤال ببرم، اما اين جريانِ پُرآسيبْ زخم‌هايي به پيكرة فكر و ذهن جوانان آن دوره وارد كرد كه هنوز هم جبران‌ناپذير است. مُشتي تعابير ثقيل و بي‌معنا سرازير شد به نوشته‌هاي منتقدان آن دوره كه هنوز هم دامن‌گيرمان است. مُشتي منتقد و داستان‌نانويسِ مدعي به ادبيات ايران حقنه كرد كه برخي از آن‌ها هنوز هم، پيشروانه، خود را فاتح مرزهاي ادبيات ايران (و حتی جهان!) مي‌دانند. و منِ تازه‌پا در آن دوره، با خواندن آن كتاب‌هاي تئوري، با مقوله‌اي آشنا شدم كه نام آن را نمي‌گذارم «داستان‌نويسي». من به آن مي‌گويم تظاهر به «داستان‌نويسي»! ما در آن سال‌ها تظاهر كرديم به داستان‌نويسي، چون آن را چنانکه بايد نمي‌شناختيم. و در اين ماجرا ترجمه‌هاي بي‌ربط دهة هفتادْ مقصر اصلي بود. مترجمان به جايِ آنكه به فكر آشنايي مخاطبان با عناصر ابتدايي داستان باشند، سراغ كتاب‌هايي رفتند كه ذهن يك داستان‌نويس تازه‌كار را به تباهي مي‌كشاند. براي داستان‌نويسِ تازه‌كار آشنايي با عناصر داستان بسيار واجب‌تر است از آشنايي با تئوريسين‌ها و نظريات ادبي. تا پايان عمر هم اگر نداني «آگامبن» دربارة ادبيات چه گفته، مهم نيست. اما در آغازِ راه بايد معناي «پِلات» را بداني. بايد بداني «شخصيت‌پردازي» چيست، «طرح و توطئه» كجا شكل مي‌گيرد، و «روايت» به چه معناست. اين مقدمه را از آن جهت گفتم كه ارزش كتاب‌هايي مثل «گفت‌وگونويسي» را گوشزد كنم. آن سال‌ها فكر مي‌كردم براي پيش بردن ديالوگ‌‌هاي تأثيرگذار بايد «منطقِ گفت‌وگوييِ» باختين را بخوانم، حال‌ آنكه ماجرا ساده‌تر از اين‌ها بود. ما متن‌هاي پُرطمطراق مترجمان مدعي را مي‌خوانديم و مظلومانه (بي‌آنكه بدانيم) قدم به قدم از داستان‌نويسي دور و دورتر مي‌شديم. با اين مقدمه شايد شعف مرا از چاپ كتاب‌هايي مثل «گفت‌و‌گونويسي» درك كنيد. من آن را از پيشخان كتاب‌فروشي سوره برمي‌دارم، ورق مي‌زنم، و بر عمر بربادرفتة خود حسرت مي‌خورم. چه كتاب‌هاي سخت و ثقيلي كه نيازي نبود بخوانم و خواندم، و چه كتاب‌هاي ساده‌اي كه بايد مي‌خواندم و نخواندم. نه اينكه نخوانم. نبود كه بخوانم. در همين موضوعِ «ديالوگ در داستان»، چند سال پيش كتابي منتشر شد با عنوان «گفت‌و‌گو در داستان» (انتشارات سروش) كه كتابي كم‌حجم و قابل استفاده است، اما كتاب «گفت‌وگونويسي» از جنس ديگري‌ است؛ به نظر مي‌رسد، با فصل‌هاي متنوع، مثال‌هاي فراوان، و تمرين‌هايي كه دارد، حجت را تمام كرده است. نويسنده، با زباني ساده، مفاهيم محوريِ گفت‌وگونويسي را بررسي كرده و مترجم با وسواسي تحسين‌برانگيز دست به ترجمه برده است. گاهي مترجمان ترجيح مي‌دهند مثال‌هاي كتاب را حذف كنند. حق هم دارند! ترجمة متون داستانيِ متنوع دشوار است. وقتي نويسنده مؤلفه‌اي را مطرح مي‌كند و مثال مي‌زند، قاعدتاً بهترين نمونه‌ها را مثال مي‌آورد و خُب راحت‌تر اين است كه مترجم مثال‌ها را حذف كند و كتابي منتشر كند با عنوان «خلاصة گفت‌وگونويسيِ گلوريا كمپتون»! به‌خصوص كه ترجمة ديالوگ در متون داستانيْ يكي از دشوارترين بخش‌هاست. ديالوگ‌ها گاهي چندوجهي‌اند و زبانشان با زبان عاميانه پهلو مي‌زند، به همين دليل، ترجمة آن‌ها تواني مضاعف مي‌طلبد. در هر حال، كسي كه مجموعة «آموزش نويسندگي» («گفت‌وگونويسي»، «صحنه‌پردازي در داستان» و ...) را در برنامة ترجمه گنجاندهْ شناخت درستي از وضعيت داستان‌نويسي در كشور داشته است. به اين دوستِ ناديده، مترجمان اين مجموعه، و همكاراني كه چنين ايده‌اي را محقق ساخته‌اند، خسته نباشيد مي‌گويم.


» نسخه قابل چاپ     » ارسال خبر برای دوستان

New Page 1

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 60964249